مفهوم ولایت فقیه و انتخابات در دولتِ شیعی – اسلامی حاکم بر ایران چیست؟

?WHAT DO WELAYAT-E-FAQIH AND ELECTIONS MEAN IN THE RULING SHIA ISLAMIC STATE IN IRAN

Text Size

By Hasse-Nima Golkar

 «اگر رأی دادن چیزی را تغییر می داد، آن را غیرقانونی اعلام می‌کردند»

حماقت این است که یک کاری را تکرار کنیم یا به همان رَوش گذشته پیش برویم، امّا انتظار داشته باشیم که نتیجه ای متفاوت از آنچه پیش تر تلاش و تجربه کرده ایم، بدست آوریم!

&&&

مفهوم ولایت فقیه و انتخابات در دولتِ شیعی – اسلامی حاکم بر ایران چیست؟

تجربه تا کنون نشان داده است که در دولت شیعی – اسلامی حاکم بر ایران، هر چند حق “انتخاب” (بخوان: انتصاب) تمامی مقامات عالی رُتبه، به عُهده ی “رئیس جمهور” از راهِ تأیید پارلمان اسلامی می باشد، اما در واقع امر، این “ولیّ فقیه” است که می بایستی با انتخاب این افراد، موافقت نهائی را بنماید و در این مورد تا کنون هیچ “رئیس جمهوری” فدرتِ هیچگونه مخالفتی با نظر “ولی فقیه” را نداشته و نخواهد داشت.

پس از سرنگونی دیکتاتوری شاه در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و قدرت گیری حکومت شیعی – اسلامی زیر رهبری “آیت الله خمینی”، در بیشترین انتخابات ریاست جمهوری تا کنون که کاملن مهندسی شده بوده، شخصِ مورد قبولِ رهبردینی ( پیش تر روح الله خمینی و پس از او علی خامنه ای) از جعبه پاندورای انتخابات بیرون آمده است.

پس از سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور ابراهیم رئیسی،  مشهور به  “آیت الله اعدام”  در شمال غرب ایران که منجر به مرگ او در تاریخ ۳۰ اٌردیبهشت ماه ۱۴۰۳ گردید، قرار است که برای جانشینی او یک سیرک انتخاباتی مهندسی شده ی دیگر با کاندیداهائی از پیش تعیین شده در تاریخ هشتم تیر ماه ۱۴۰۳ برگزار گردد. بدون تردید هر فردی چه ازجبهه اصولگرا و چه جبهه اصلاح طلب از صندوق رأی حکومت اسلامی بیرون آید، اراده و توانِ حل بُحران بسیار عمیق اقتصادی- سیاسی -اجتماعی- فرهنگی در ایران را نخواهد داشت. و همچنان مردم زحمتکش بر علیه توّرم سَرسام آور، فقر و فلاکت بیشتر، بیکاری، بی خانمانی و … دست و پنجه نرَم خواهند کرد.

از آنجا که نیروهای آنارشیستی به هیچگونه دولت و پارلمان های بورژوائیِ وابسته به آن و همچنین احزاب سیاسی باورمند نیستند، در این گونه سیستم انتخاباتی شرکت نمی کنند، امّا یکی از مهمترین وظائف آنان در جامعه، همواره تبلیغ و ترویج خودسازماندهی اُفقی – بدون حزب و رهبر – می باشد. در شرایط کنونی، مناسب است که برای ایجاد یک سیستم خودمدیّریت شورائی و همبستگی اجتماعی مردم با یگدیگر، مبارزه نمائیم و تا رسیدن به اهداف خود، تسلیم نشویم و ازهیچ کوششی فروگذاری ننمائیم.

 «ولایت فقیه»

آیا می توان  یک چنین شکل سیاسی حکومت و سیستم انتخاباتی در دولت اسلامی حاکم بر ایران و کُنترل کامل آن توسط “ولایت فقیه” را “جمهوری” نامید؟ مُسلّمن، نه! زیرا اسلام، یک دین توحیدی – ابراهیمی با ایمان صد در صد به” قرآن” به عنوان کلام الله است و مُحمد بن عبدالله (که در قرن ششم میلادی در شبه جزیره عربستان زندگی می کرد) به عنوان آخرین پیامبر برای بشرّیت تا روز رستاخیز از جانب الله مُعرفی شده است.

ولایت فقیه یک نوع سیستم خلافتی در دولت اسلامی حاکم بر ایران است. این دُکترین، آموزه ای در مورد حاکمیت اجتماعی – سیاسی بر پایه ی قرآن و شریعت اسلامی است. این سیستم رهبری جامعه در واقع امر، پس از پیدایش اسلام عرضه شد. اما پس از آن زمان، توسط شیخ مُفید ۹۴۹-۱۰۲۲ میلادی، یکی از دین شناسان برجسته ی اسلامی – شیعی فورموله گردید. آیت الله روح الله خمینی به عنوان پُشتیبانی از او نیز کتابی به نام “حکومت اسلامی” در دهه ی هفتاد میلادی در دوران تبعید شدنش توسط محمد رضا شاه پهلوی به عراق، منتشر کرد.

اسلام، إدّعا می کند که مُطلقن دُرست ترین و آخرین دین جهانی است. بنابراین، جانشینان آن تلاش می کنند برای تشکیل یک دولت اسلامی در سراسر جهان که به آن “خلافت اسلامی” می گویند، تلاش نمایند. “خلیفه” به معنای جانشینِ قدرت الهی بر روی زمین است.

پس از مرگ محمد در سال ۶۳۲ میلادی، درگیری شدیدی برای تصاحب قدرت میان نزدیکترین متحدان وی به وجود آمد. بنابراین حکومت خلیفه گری ما بین دو شخصیت اصلی آنزمان، ابوبکر صدّیق (خلیفه اوّل) و علی بن ابی طالب (خلیفه چهارم) تقسیم گردید. پیروان ابوبکر خود را مُسلمان سُنّی و پیروان علی خود را مسلمان شیعی نامیدند. مسلمانان سُنی ادعا کردند که ابوبکر تنها خلیفه ی واقعی است. اما مسلمانان شیعه به شدت با این عقیده مخالفت کردند و مدعی شدند که علی تنها خلیفه ی واقعی است، زیرا او هَم، پسر عمو و هَم داماد محمد می باشد.

علی و تمامی جانشینان وی را امام (رهبر) می نامیدند. تاج و تخت علی موروثی است و باید فقط توسط یک مرد در خانواده ی محمد، اداره ی أمور اجتماع را بدست بگیرد. باورمندان شیعی پس از مرگ علی به شاخه های گوناگون تقسیم شدند و این بستگی به این داشت که کدام یک از پسران یا برادران در خانواده ی “امامان” می بایستی مستحق جانشینی به عنوان امام / خلیفه بوده باشند. طبق نظر گروهی از شیعیان که اکنون در ایران حکومت می کنند، دوازده امام وجود دارد که آخرین آنها “مهدی” نامیده می شود. او در دهه ی۸۷۰ میلادی در سن پنج سالگی در چاهی در شهر سامرّا در عراق به طرز مرموزی ناپدید شد. بنا بر گفته ی  باورمندان، او هنوز در خفا زندگی می کند، اما در آینده برای نجات جهان از بی عدالتی و ایجاد یک جامعه ی جهانی برابر، از مَکه در عربستان سعودی ظهور می کند.

روح الله خمینی ۱۹۰۹ – ۱۹۹۹ میلادی، همچنین جانشین وی، علی خامنه ای متولد ۱۹۳۹ میلادی، در گروه “شیعیان دوازده امامی” قرار دارند. آنها ادعا می کنند که نماینده ی “مهدی” امام دوازدهم هستند. آیت الله خمینی و پیروان وی گفته اند که آنها می خواهند این سیستم خلیفه گری، از راهِ “انقلاب اسلامی” را به سراسر کشورهای جهان صادر نمایند.

پس از درگذشت بالاترین رهبر دینی (ولی فقیه شماره ۱) آیت الله خمینی، فاشیست دیگری به نام علی خامنه ای توسط “مجلس اسلامی” و با تأیید صلاحّیت او در “مجلس خبرگان رهبری” به عنوان جانشین بعدی (ولی فقیه شماره ۲)  برگزیده شد.

مجلس خبرگان رهبری یکی از قدرتمندترین اُرگان های سیاسی درایران است. این مجمع، متشّکل از شصت وهشت عضو می باشد که صلاحیت تمامی آنها را ” شورای نگهبان” تعیین می کند.

شورای نگهبان، اُرگانی متشکل از دوازده عضو؛ شش آخوند ( آموزش اسلامی دیده ) و شش حقوقدان است. این مجمع، نقش مُهمی در سیاست گذاری های اقتصادی –  اجتماعی دارد و شایستگی و صلاحیت نامزدها را برای ورود به پارلمان اسلامی و همچنین ریاست جمهوری، تأیید می نماید.

بالاترین رهبر دینی (علی خامنه ای) از یک سو هر شش نفر آخوند به اضافه ی رئیس قوه قضائیه را در شورای نگهبان منصوب می کند و از جانب دیگر، تمامی  شش نفر حقوقدان را برای شرکت در شورای نگهبان توصیه می نماید که پس از آن، مجلس اسلامی می بایستی تمامی دوازده عضو “شورای نگهبان” را مورد تأیید خود قرار دهد. اما، شخصی که هم مجلس خبرگان رهبری  و هم  شورای نگهبان را می بایستی مورد تأیید خود قرار دهد، علی خامنه ای به عنوان بالاترین مقام دینی (ولی فقیه) است.

آیا با چنین شُعبده بازی های پیچیده، می توان سیستم سیاسی – اجتماعی حاکم بر ایران را “جمهوری” نامید و هر گونه انتخاباتی را در آن دمکراتیک دانست؟ پاسخ منطقی و خردمدانه در این موضوع، بدون کوچک ترین تردیدی، نَه! می باشد. زیرا نشان داده شد که “ولایت فقیه” چیزی به غیر از یک سیستم استبدادی مُطلقه (همچون داعش و طالبان و …) نمی باشد. توجّه داشته باشیم که تا کنون هیچ زنی در سیستم ولایت فقیه اسلامی، مجاز به دارا بودن مقام رهبرِ دینی به عنوان “خلیفه” و یا “امام” نبوده است.

 

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم

Federation of Anarchism Era Social Media Pages



۱- آدرس تماس با ما 
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۱۷ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۱۸- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۱۹ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۰ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۱ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۲۲ – گروه تلگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۳ –  توییتر اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران - The Anarchists Union of Afghanistan and Iran
۲۴ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۵ – اینستاگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۶ – کانال تلگرام خودسازماندهی مطالب گروه اتحاديه آنارشیست‌های افغانستان و ايران
۲۷ – گروه تلگرام خودساماندهی مطالب گروه اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۸– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۲۹- کانال تلگرام کتابخانه شورشی
۳۰- کانال تلگرام ریتم آنارشی
۳۱- تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۲- تلگرام قیام مردمی
۳۳- ماستودون عصرآنارشیسم
۳۴- فیسبوک آنارشیست‌های مزار شریف
۳۵- فیسبوک آنارشیست‌های کابل