چرا آنارشیست ها می بایستی از دیدگاهی انتقادی به “چه گِوارا” نگاه کنند؟

Che Guevara: why anarchists should view him critically

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی reddit
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی print

Translated by Hasse-Nima Golkar

یادداشت مترجم:

 متنی که در پیش رویِ شما قرار دارد، برگردان مقاله ای انتقادی در مورد “ارنستو چه گوارا” می باشد که در پایگاه اینترنتی “کتابخانه ی آنارشیستی” در سال ۲۰۱۰ میلادی به زبان انگلیسی منتشر شده است.

نویسنده ی این متن؛ ” لوسین وان دِر والت “*، زاده ی هشتم سپتامبر ۱۹۷۲ میلادی، پروفسور جامعه شناسی است که در حال حاضر، به عنوان اُستاد در دانشگاه “رودِز” آفریقای جنوبی تدریس می نماید. تحقیقات او از یک سو، در مورد آنارشیسم – سندیکالیسم بَرگرفته از دیدگاه های میخائیل باکونین و پیتر کروپوتکین و از جانب دیگر، در مورد اتحادیه های کارگری، تاریخ طبقه کارگر و تجدید ساختار دولت نئو لیبرالی به ویژه در آفریقای جنوبی می باشد. / نیما گُلکار

 

چرا آنارشیست ها می بایستی از دیدگاهی انتقادی به “چه گِوارا”  نگاه کنند؟

چه گوارا – اُسطوره ها و افسانه ها

در این اواخر خبر های بسیاری در مورد پیدا شدن بقایای پیکر “چه گوارا” در بولیوی در جریان بود که او را به کوبا مُنتقل کرده اند. با انتشار دو بیوگرافی جدید همراه با تصویرهای ناشناخته تا کنون از مبارزات انتخاباتی او در بولیوی، شخصیت سازی قهرمانانه ای در اطراف او شکل گرفته و حیاتِ تازه ای به آن بخشیده است. عکس او بر روی پیراهن ها، پوسترها و برچسب رویِ شیشه های آبجو، همچنان برای سرمایه داران درآمد زائی می نماید. این گونه به نظر می رسد که او در بین جوانان به عنوان یک مبارز قهرمان با آرمان های آزادی خواهانه خود نمائی کرده و جانِ تازه ای به زندگی آنها بخشیده است، تا حدّی که این آلودگی دامنگیر برخی از آنارشیست ها در شناسائی او شده است. دانستن حقیقت ممکن است هنوز هم برای بسیاری در مورد کاربُرد شخصیت سازی از “چه گوارا” و مُبهم بودن ماهیت واقعی کوبای کاسترو بمثابه ی یکی از آخرین سنگرگاه های اِستالینیسم ناخوشایند باشد. ولی به هر ترتیب، در هنگامه ای که استالینیست های خسته و تروتسکیست های هَمسفر، همچنان زاد روز “چه گوارا” را جشن می گیرند، تلاش می نمائیم تا نگاهی به چهره ی واقعی در پُشت این انسانِ افسانه ای بیندازیم:

چه گوارا [۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ – ۹ اوکتبر ۱۹۶۷]  در خانواده ی اَشرافی کوبائی در کشور آرژانتین چشم به جهان گشود، و تربیت راحتی در خانواده داشت که هر چند هنوز دارای ثروت زیادی بودند، اما روزگار دُشواری را از سَر می گذراندند.

“خوآن” و “اِوا” پِرون درآغاز قدرت گیری خود، با استفاده از پوپولیسم و توسّل به کارگران و دهقانان برای استقرار رژیمی از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۲ میلادی که دارای ویژگیهای فاشیستی بسیاری بود تلاش می نمودند. چه گوارا در آن هنگام هنوز جوان و تا حدود قابل ملاحظه ای بی علاقه به سیاست بود و توجه چندانی به موافقت یا مخالفت با حکومت پِرون نداشت. رویدادها در کشور گواتمالا  نیز در حالِت تغییر قرار داشت.  جاکوب آربنز گوزمان، افسر ارتش چپ گرا، به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. او در سال ۱۹۵۲ میلادی اموال و دارائی های یک شرکت بزرگ به نام “کمپانی متحده ی میوه” را که دارای زمینهای زیاد و نفوذ اقتصادی – سیاسی فراوانی بود را ملّی اعلام کرد و همچنین ملی شدن زمینِ دامداران و کشاورزان بزرگِ محلی را آغاز نمود.

چه گوارا اشتیاق خود را به این آزمایش “سوسیالیسم” نشان داد و جوانان طبقه ی متوسط آمریکای لاتین را در گیر این موضوع نمود و دُرست پیش از مسافرتش به گواتمالا نوشت که: ” من در برابر تصویر قدیمی و عزادار رفیق استالین سوگند یاد کرده ام و تا نابود شدنِ این اوختاپوس سرمایه داری، آرام نخواهم گرفت”.

چه گوارا در گواتمالا بود که نیروهای مُهاجم مورد حمایتِ آمریکا، رژیم آربنز را در هم کوبیدند. او توانست به مکزیک فرار کند و درآنجا به کوبائی ها ئی که همراه فیدل کاسترو و برادرش رائول بودند پیوست. در نوامبر ۱۹۵۶ میلادی چه گوارا با هشتاد نفر از اعضاء جُنبش بیست و ششم ژوئیه (جی.۲۶.اِم) که بوسیله ی فیدل بنیانگذاری شده بود، برای آغاز مبارزات چریکی بر علیه فولخِنسیو باتیستا دیکتاتور مورد حمایت آمریکا، وارد کوبا شدند. در اینجا او ثابت کرد تا چه اندازه رهبریِ اقتدار گرا و بی رَحم بود که مسئولیت گروه های داوطلب چریکی را در دَستان خود داشت و آنها را به یک ارتش کلاسیک با نظم و انظباط و سلسله مراتب (هیرارشی) سَخت تبدیل نموده بود. او در این زمینه نوشت که: ” به دلیل نبود نظم و انضباط در بین مردان جدید … ضروری بود که دیسیپلین سختگیرانه ای ایجاد شود و سازماندهی یک ستاد عالی فرماندهی بر قرار گردد”. او خواستار مجازات اعدام برای “خبرچینان، نافرمانان سَرکش ، اجتناب کنندگان و فراریان از خدمت” بود وبا دستِ خود اینگونه اشخاص را اعدام می کرد. در واقع، اولین اعدام یک خبر چین که توسط یک کاستروئیست انجام پذیرفت توسط چه گوارا بود. او نوشت: “من با شلیک گلوله ی  تَپانچه ۳۲ در قسمت راستِ مغز او، به این مُشکل پایان دادم”. او در فرصتی دیگر که قصد داشت به زندگی گروهی از چریک ها به دلیل اعتصاب غذای آنها بخاطر نامطلوب بودن خوراک اشان با شلیک گلوله خاتمه دهد، با دخالت فیدل از این عمل مُنصرف گردید. چریک دیگری که با شهامت، رفتار چه گوارا را زیر سؤال بَرده بود، دستور داده شد که او بدون حَمل سِلاح وارد میدان جنگ گردد!

چه گوارا علاوه بر حرکت به سوی میلیتاریزه کردن گروه های چریکی، وظایف مهم دیگری نیز به عهده داشت. او در میان جنبش “جی. ۲۶. اِم” به عنوان گسترش دهنده ی اصلی استالینیسم به شمار می رفت و بطور مخفیانه در جهت اتحاد با حزب سوسیالیست مردمی  (حزب کمونیست کوبا) فعالیت می نمود. در آن زمان تعداد اندکی استالینیست در درون جنبش جی ۲۶ اِم  وجود داشت و دیگر مخالفین باتیستا؛ دایرکتورها [گروه دانشجویان انقلابی کوبا] و آنارشیست ها به شدت ضد استالینیست بودند و کُمونیست ها در بین نیروهای ضد باتیستا محبوبیت چندانی نداشتند. آنها بمثابه ی شُرکای کوچک رژیم، حملات پیشین کاسترو به باتیستا در سال ۱۹۵۳ میلادی را آشکارا محکوم کرده بودند و با تآخیر به جنگ چریکی پیوستند.

با پیروزی کاستروئیست ها در سال ۱۹۵۹، چه گوارا همراه با رفیق استالینیست خود رائول کاسترو، مأمور تشکیل دولت و کنترل بر آن شدند. او ضمنِ پاکسازی اَرتش، کلاس های بازآموزی را در آن دائر نمود و در نقش دادستان کُل، فرمان اعدام حامیان باتیستا را صادر نمود که تعداد پانصد و پنجاه نفر از آنها را در همان ماهِ نخست، تیر باران کردند. افرادی که در محل کار، چه گوارا را می دیدند از او به عنوان شخصیتی بی نهایت بی رَحم یاد کرده اند، چنانکه این کُشتارها علیه حامیان رژیم سابق که برخی از آنها در شکنجه و قتل دخیل بودند، تَرکش های آن نیز در سال ۱۹۶۰ به تمامی فعالین جنبش طبقه ی کارگر که مُنتقد رژیم کاسترو بودند، اِصابت کرد.

ابتدا تمامی نشریات آنارشیست ها و آنارکو سندیکالیست ها بسته گردیدند و بسیاری از مُبارزین به زندان انداخته شدند و سپس در سال ۱۹۶۲ با ممنوعیت فعالیت و زندانی کردن  تروتسکیست ها و شبه نظامیان وابسته به آن ادامه یافت، که چه گوارا نقش و دخالت مستقیم در انجام این امور را به عُهده داشت. او همان دروغ های قدیمی را مبنی بر این که عَوامل امپریالیسم و تحریک کننده هستند را بکار گرفت و می گفت که: “شما نمی توانید هَم طرفدار انقلاب و هَم مُخالف حزب کمونیست کوبا باشید”! او نقش مهم و کلیدی در ایجاد نیروی پولیس مخفی ” ثی ۲ ” و همچنین تشکیل “کمیته های دفاع از انقلاب” که نهاد های محلی و منطقه ای برای جاسوسی و کُنترل توده های مردم بودند را ایفا نمود.

چه گوارا در واقع، مِعمار و حلقه ی اصلی نزدیک تر شدنِ رابطه بین کوبا و اتحاد جماهیر شوروی بود. توافق بَر سرِ موشک های هَسته ای که تقریبن مُنجر به جنگ هسته ای در سال ۱۹۶۲ در کوبا شد، در نهایت تحت مُهندسی چه گوارا قرار داشت. او زمانی که  روس ها در برابر تهدیدهای آمریکا عقب نشینی کردند، خشمگین گردید و گفته بود که اگر او مسئول پرتاب موشک ها بود، آنها را شلیک می کرد!

چه گوارا پس از مسافرت به روسیه در سال ۱۹۶۳ و با مُشاهده ی شرائط زندگی اکثریت مردم متوجّه گردید که استالینیسم روسی در آنجا کار نمی کند. از این رو پس از بازگشت تلاش نمود که “برنامه ریزی به سبک شوروی” را در اقتصاد کوبا به پیش ببَرد. او به جای انتقادِ آزادی مَنشانه از استالینیسم، استالینیسم چینی را پذیرفت.

چه گوارا سیاست اتحاد جماهیر شوروی در مورد همزیستی مسالمت آمیز و پذیرش این که آمریکای لاتین حیاط خلوت ایالات متحده است را محکوم کرد و از جُنبشی که بر خلاف نظر او موافق کنترل آمریکا بود، کم و یا هیچگونه پُشتیبانی ننمود.

فیدل کاسترو وَسواس زیادی برای نجات اقتصاد کوبا داشت و برای دلجوئی کردن با چه گوارا وارد گفتمان می شد ولی او در مقابل، از گسترش مبارزه ی مسلحانه در آمریکای لاتین و در صورت لزوم از بکار بردن جنگ هسته ای برای کمک به مبارزه صحبت می کرد! به خاطر همین اختلاف نظر بود که چه گوارا کوبا را برای همیشه تَرک کرد و به کُنگو رفت تا در آنجا با ارتش آزادیبخش کنگو با پُشتیبانی استالینیست های چینی، همکاری نماید. اما این کارزارِ دَرهم و بَرهمی برای او بود، زیرا بسیاری از افراد گروهش از بین رفته بودند، ولی با این وجود هنوز به مبارزه ی چریکی توسط یک اقلیت کوچک باوَر مند بود.

آخرین کارزار مَرگبار و شکستِ مُفتضحانه ی او در بولیوی اتفاق اوفتاد، زیرا با تَوسُل به راهکارهای گذشته ی کاستروئیستی، قادر نبود که با طبقه ی کارگر صنعتی ارتباط برقرار نماید. هر چند طبقه ی کارگر بولیوی به ویژه معدنچیان قَلع، دارای آگاهی طبقاتی و سابقه ی مبارزاتی بودند و او اُمیدوار به ایجاد شورش مسلحانه توسط دهقانان بود، ولی نتوانست با هیچکدام از آنها رابطه برقرار کند. توده ی دهقانان در اثر اصلاحات ارضی در سال ۱۹۵۲ میلادی از بین رفته بودند. حزب کمونیست محلی از چه گوارا پشتیبانی نکرد و با از دست دادن حمایت آنها، در کوهپایه های “آندیان”  تحتِ محاصره قرار گرفت که این، باعث دستگیری و سر انجام اعدام او گردید.

آری، چه گوارا از لحاظ جسمی بسیار شجاع بود. آری، او به تنهائی خود را فدایِ هر آنچه که در انقلاب و سوسیالیسم می دید، کرد. آری، او از گرفتن امتیازات و تَجملاتی که دیگر رهبران کاستروئیست در کوبا از آنها برخوردار بودند، چشم پوشی کرد و با گرفتن دستمزدی متوسط برای انجام مشاغل گوناگون دولتی، سر سختانه کوشید، امّا اینگونه ویژه گی های شخصیتیِ شجاعانه و ایثار گرایانه شامل بسیاری از نظامیان، فاشیست ها و مُتعصّبین دینی نیز می شود. ظاهری خوب و مَرگ ای شهادت مندانه، او را به یک نماد تبدیل نمود. نمادی که مورد اِستثمارِ و سوء استفاده ی تمامی آنهائی که در انتظار بدست آوردن پول سریع، “انقلاب” شیک و زیبا ئی را در مَعرض فروش می گذاردند، قرار گرفت.

چه گوارا در واقع، دارای ظاهری خوب و پوششِ اِستتاری جَسورانه بود که با اقتدار گرائیِ بی رحمانه ی استالینیستی، بیان تحسین آمیز پِرونیست های مُستبد ملی گرا را بخود جلب کرده بود و با عملکرد خود، همانند وسیله ای آماده برای تمایل به گسترش نفوذ بلوک شوروی تبدیل گردید. او هر چند با اتحاد جماهیر شوروی در باره ی احتمال جنگ چریکی در آمریکای لاتین وارد درگیری گردید، ولی همچنان به عنوان یک استالینیست متقاعد باقی ماند و باعث تحسین برانگیزی چین و کُره ی شمالی گردید.

چه گوارا هیچگونه اختلافی با حکومت شوروی در مورد نوع جامعه ای که او خواستار اش بود و آن همانا سیستم سرمایه داری دولتیِ اقتدارگرا و دیوان سالار (بوروکراتیک) که با تحقیر کردن توده ها بُنیانگذاری شده بود، نداشت. او ممکن است که اُلگوئ اُسطوره ای در نمایندگی از انقلابی رومانتیک باشد ولی در واقعیت امر، وسیله ای در اختیار بُلوک های اقتدارگرای استالینی و پارتیزان جنگِ هَسته ای بود. نگرش و رفتارهای چه گوارا نشان می دهد که او نَه دوستِ توده های کارگر و نَه دهقانان بوده است.

Che Guevara: why anarchists should view him critically

Lucien van der Walt / Rhodes University in South Africa*

https://theanarchistlibrary.org/library/various-authors-che-guevara-why-anarchists-should-view-him-critically



آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم

Federation of Anarchism Era Social Media Pages



۱- آدرس تماس با ما 
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶– سایت عصر آنارشیسم
۱۷- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها
۱۸- اینستاگرام ” دختران آنارشیست افغانستان ”
۱۹- اینستاگرام آنارشیستهای رشت
۲۰- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۱ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۲- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۲۳ – اینستاگرام آنارشیستهای شیراز
۲۴ – اینستاگرام آنارشیستهای گیلان
۲۵ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۶ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۷ – بلوک سیاه Iranian Black Bloc توییتر
۲۸ –  اینستاگرام ” آنارشیستهای جنوب “
آنارشیستهای جنوب یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.
۲۹ – اینستاگرام ” آنارشیستهای خراسان“
آنارشیستهای خراسان یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.
۳۰ – گروه تلگرام آنارشیستهای بلوک سیاه
۳۱ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۳۲ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان
۳۳ – اینستاگرام بلوک سیاه آنارشیست
۳۴ – تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۵ – تلگرام قیام مردمی
کانال قیام مردمی مخصوص آموزش تاکتیکهای مبارزات خیابانی و سازماندهی تظاهرات سراسری است.
۳۶– اینستاگرام جوانان آنارشیست
۳۷– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۳۸- کانال تلگرام کتابخانه شورشی