شورش در شهر یوته بوری، سوئد

Uprising in Gothenburg, Sweden 2001

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی reddit
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی print
اندازه متن

Uprising in Gothenburg, Sweden / written in Swedish by Mathias Wåg, 11 June 2021

Translated in Persian by Hasse-Nima Golkar

شورش در شهر یوته بوری، سوئد

برگردان به فارسی: نیما گُلکار

یادداشت مُترجم:

در روزهای چهاردهم تا شانزدهم ژوئن  ۲۰۰۱ میلادی  تظاهرات اعتراض آمیز بی سابقه ای برعلیه نشست سران کشورهای عضو اتحادیه ی اوروپا  به ریاست دولت سوئد و با حضور رئیس جمهور وقت آمریکا جورج دبلیو بوش، در مناطق مرکزی شهر یوته بوری [گوتنبرگ] واقع در ساحل غربی کشور سوئد توسط چندین هزار انسان معترض از داخل و خارج از کشور، به وقوع پیوست. این تظاهرات آرام ؛ در اثر رفتارهای خشونت آمیز و بیش از حدّ وحشیانه ی پولیس ضد شورش و کاستی های  زیادی در سازماندهی تشکیلاتی نیروهای سرکوبگر – به دلیل عدم تجربه برای چگونگی برخورد با اینگونه آکسیون ها، که سپس مورد انتقاد شدیدی قرار گرفت – چنان آتش خشم تظاهر کنندگان را بر افروخت که نه تنها سراسر کشور را لرزاند بلکه جهان را با دیدن تصاویر از یک شهر سوزان در آتش، آگاه ساخت.

در درازای این سه روز شورش، مجموعن ۹۰ نفر از تظاهر کنند گان و ۵۳ نفر از جانب نیروی پولیس در درگیری با یکدیگر زخمی شدند. ۵۳۰ تظاهر کننده توسط پولیس دستگیر گردیدند. در بیدادگاه، هشتاد نفر از معترضین به اتهام آشوبگری و خشونت بر علیه پولیس محکوم گردیدند. از جانب تظاهر کنندگان نیز برعلیه یکصد و هفتاد پولیس شکایت شد که پنج نفر از آنها به دادگاه فراخوانده شدند که در نهایت، مطابق معمول در سیستم سرمایه داری این افراد پولیس از ارتکاب جُرم  تبرئه و آزاد گردیدند.

در بیستمین سالگرد این شورش بزرگ، رفیق “ماتیاس وُگ” یکی از سازماندهندگان این گونه تظاهرات ها، گزارش کوتاه و مُفیدی از تاریخچه ی این واقعه در سوئد و دیگر کشورها که آنارشیست ها نقش بسزائی درگسترش آن مبارزات داشتند را در اختیار مخاطبین روزنامه ی “کارگران” اُرگان رسمی سازمان کارگران سوئد/ سندیکالیست ها، قرار داده است که برگردان آنرا به زبان فارسی مشاهده می نمائید.

اولوف ماتیاس وُگ، متولد سال ‍۱۹۷۱ میلادی در شمال شهر استکهلم  است. او یکی از بُنیانگذاران شبکه ی “آکسیون ضد فاشسیسم [آ.اِف.آ] و گروه ” راسیسم را متوقف کنیم” با دیدگاهی آنارشیستی در مورد برقراری یک سیستم سوسیالیستی آزادی مَنش [لیبرتارین] و با اهداف مبارزاتی بر علیه فاشیسم و هر گونه تبعیض نژادی، دفاع از گروه های “اِل . جی . بی . تی +”  و همچنین بر علیه سیستم سرمایه داری، همچنان به فعالیت های سندیکالیستی و آنارشیستی خود در کشور سوئد می پردازد.

تمامی توضیحات داخل کوروشه ها برای روشن تر شدن برخی از واژه ها از جانب مترجم است.

 

یک حادثه چیست و مسائل آشکار پیش و پَس از آن کدامند؟

این همان چیزی است که انسان پس از آن اتفاقاتِ برگشت نا پذیر متوجه می شود که  نقشه، مُجدد طراحی شده است. اعتراضات بر علیه گلوبالیسم در سال ۲۰۰۱ میلادی یکی از آنهاست. همچنین حمله ی تروریستی یازدهم سپتامبر۲۰۰۱ [در آمریکا] نیز یکی دیگر از این حوادث به شمار می آید. دو اتفاق در یک سال، همراه با عواقب جهانی و اثرات شوکه آور آنها.

دهه ی نَود میلادی در یک خلاء سیاسی به سر می بُرد و یک دهه ای از دست رفته برای نیروهای چپ گرا بود. زمانی که نیروهای چپ پس از سقوط “سوسیالیسم واقعن موجود”  و فرو ریختن دیوار[برلین] در یک بُحران هویتی دشوار قرار گرفته بودند.

در سال ۲۰۰۱ میلادی، نیروهای چپگرا در سراسر کشورهای جهان حضور چشمگیری داشتند. یک اتفاق شگفت آور حادث می گردد و بَرگی از تاریخ را وَرق زده و باز نویسی می کُند. تاریخی نوین ایجاد می شود و تاریخ پیش از خود را برجسته نموده و به جلو می راند و به ناگهان فضای خالی [سیاسی] را پُر می کُند. بسیاری از جویبار های مبارزاتی جدا از یکدیگر تا این سال، بهم متصل می گردند. جنبش جهانی عدالت خواهی، فرزندی بود که دارای چندین والدین می شود.

در شب سال نو مسیحی ۱۹۹۴ قیام زاپاتیست ها در منطقه ی “چیاپاس” جنوب جنگلهای مکزیک آغاز می گردد. شورش زاپاتیست ها شکل نوینی از جنبش آزادیخواهی ملی بود که خواهان استقلال طلبی نبودند، بلکه برای خود مدیریتی مناطق آزادشده، دست به مبارزه می زدند. آنها خواهان پُشتیبانی بین المللی نبودند بلکه بجای این، خواستار یک مبارزه ی مشترک برای تمامی انقلابیون، درهر کجای دنیا که زندگی می کردند شدند. یاری رسانی پرُاهمیت جنبش مقاومت زاپاتیست ها؛ نامی جدید بر روی دُشمن مشترکِ متخاصم می گذارد و آن همانا “نئولیبرالیسم” است.

این شورش به طور نمادین در همان روزی آغاز شد که پیمان نامه ی تجارت آزاد آمریکای شمالی (اِف . تی . آ . آ ) به إجرا درآمد و نئولیبرالیسم در مؤسسه های تجارت آزاد جهانی و برنامه های تنظیم ساختاری برای بخشهای زیادی از دُنیا از جمله در صندوق بین المللی پول ( آی . اِم . اف )، بانک جهانی و نشست های سَران “جی ۸”  [کشورهای بزرگ سرمایه داری] به اضافه ی روسیه به عنوان عضو جدید، و همچنین برگزاری جلسات “فوروم اقتصاد جهانی” که هر ساله در ماه ژانویه در دهکده ی “داووس” واقع در منطقه ی کوهستانی آلپ [ سوئیس] برگزار می گردد، نهادینه گردید.

زاپاتیست ها نه تنها انگشت اشاره را به جانب یک دشمن به نام نئو لیبرالیسم گرفتند، یلکه پیشنهاد برگزاری فوروم های گوناگونِ تنظیم روابط و هماهنگی مشترک، برای مقاومت بر علیه دُشمنانمان به نام “اِنکوئِنتروس” [مقابله] دادند که نخستین مجمع بین کهکشانی برای بَشرّیت بر علیه نئو لیبرالیسم در سال ۱۹۹۶ میلادی در جنگل لاکوندا واقع در چیاپاس برگزار گردید و شکل گیری این گونه مجامع با نام شبکه های “آکسیون جهانی خلق ها” در سراسر جهان گسترش یافت. همچنین سازماندهی روزهای اقدامات جهانی در نخستین لیست های ایمیلی در اینترنت منتشر گردید.

در سال ۱۹۹۴ میلادی، ما یک گروه از سوئدی ها بودیم که در مادرید [اسپانیا] دست به تظاهرات اعتراض آمیز بر علیه نشست “بانک جهانی” زدیم که در آنجا گلوله های لاستیکی بطرف ما پرتاب گردید و با کوله باری از تجربیات به خانه های خود بازگشتیم. در همین زمان در داخل کشور، کارزاری بر علیه پیوستن سوئد به اتحادیه ی اروپا ادامه داشت. ولی ما در کنار تشکیلات “نَه به اتحادیه اُروپا” که خود را را برای یک همه پُرسی تبلیغاتی آماده می نمود، قرار نگرفتیم.

جنبش زیست محیطی در اروپا آکسیون هائی بر علیه ساخت بزرگراه ها که رگ حیاتی حمل و نقل کالاهای جدید به شمار می آمد را برای متوقف کردن آن، در سراسر کشورهای اروپائی برگزار نمود. ترتیب دادن اعتراضات در جاده های انگلستان [ و همچنین در برخی از شهرهای سوئد] در ارتباط با همکاری و همآهنگی مشترک کشور های اروپائی با  “آکسیون جهانی خلق ها” باعث به وجود آمدن جنبش “خیابان ها را بازپس بگیریم” (رِکلاین دِ إستریتز) [در سال ۱۹۹۱ میلادی] گردید و با برگزاری مراسم رقص و موسیقی، خیابان ها را در عمل، زیر اشغال خود درآوردند. بر همین پایه، با برگزاری جشن بزرگ خیابانی و راهپیمائی برای عدالت اجتماعی توسط فعالین جنبش زیست محیطی در سال ۱۹۹۷، ترکیب هیجان اَنگیزی اتفاق اوفتاد که درآن کارگران اعتصاب کننده در بندر های “لیورپول” با پیوستن به صف تظاهر کنندگان، باعث آغاز ایجاد یک همکاری مشترک بین آنها گردیدند.

اعتراضات بیکاران در سراسر شهرهای فرانسه، این کشور را در زیر پاهای خود به لرزه درآورد و این نیز باعث ایجاد هماهنگی در بین شبکه های “راه پیمائی علیه بیکاری” در اروپا شد. در کشور سوئد یکی از مهمترین تشکیلات بر گزار کننده، “سازمان کارگران سوئد – سندیکالیست ها” بود که در سال ۱۹۷۷ با سازماندهی چندین اتوبوس برای تظاهرات اعتراض آمیز بر علیه نشست سران اتحادیه ی اروپا، راهی شهر آمستردام [هُلند] گردید. در طی این آکسیون، تعداد سیصد نفر تظاهر کننده به صورت دست جمعی دستگیر شدند. در بین آنها تعداد زیادی سوئدی وجود داشت که همگی به کشور سوئد اخراج گردیدند.

در فرانسه در سال ۱۹۹۸ میلادی، گروهی به نام  “اَتَک” [حَمله] با مطالبه ی طرح مالیات مُعاملات ارزی بین المللی بر علیه جریانات مالی جهانی، شروع به فعالیت نمود که در سال های پس از آن، نقش مهمی در به وجود آوردن شاخه های بین المللی ایفا کرد. در سال ۱۹۹۹ یک بار دیگر، مارش بیکاران بر علیه نشست سران اتحادیه اروپا و نشست سران “جی ۸” در شهر کُلن [آلمان] به راه اوفتاد.

تظاهرات اعتراضی بر علیه اینگونه اجلاس ها، آغازی بر رَوند تجمّع جنبش های اجتماعی گردید که توانستند یکدیگر را پیدا کنند و این آکسیون های راه بَندان در ترافیک، به روز های اقدامات اجتماعی در اعتراض بر علیه سیستم سرمایه داری تبدیل گردید. پس از یک آکسیون جهانی در روز پانزدهم مه ۱۹۹۹ که در نوع خود تا آن زمان یکی از بزرگترین ها به شمار می آمد، فراخوان بعدی برای تظاهرات در روز سی اُم نوامبر همان سال بر علیه نشست ” سازمان تجارت جهانی / دبلیو. تی . اُ” در شهر سیاتل – آمریکا داده شد. حالا این باعث گردید که تمامی قطعات پازل در جای دُرست خود قرار بگیرد، زیرا جنبش اتحادیه های کارگری همراه با سازمان های زیست محیطی؛  “تیم اِستِرز” و “تورتِلز” موفق شدند که این جلسه را با بلوکه کردن، باعث عدم برگزاری آن گردند. سازمان های فعال جدید از جمله شبکه ی “آکسیون مستقیم” نفش به سزائی در این پیروزی به عهده داشت.

“بلوک سیاه” در آمریکا و رسانه های آلترناتیو آزاد و مستقل همچون “ایندیپنتد میدیا سِنتر/ آی . اِم . سی” و “ایندی میدیا” دست به آغاز فعالیت خود زدند تا به مثابه ی یک پایگاه، خبرها را از آنجا به سرتاسر جهان مُنتقل نمایند. و بدین ترتیب در اروپا، هنگامی که نشست سران “بانک جهانی”  و “صندوق بین المللی پول / آی . اِم. اِف” در سپتامبر سال ۲۰۰۰ در شهر پراگ برگزار می شد، امکان “برقراری یک سیاتل” دیگر نیز فراهم گردید. اینک مُدل های تاکتیکی گوناگون (دیوِرسیتی آو تاکتیکز) شروع به گسترش می یابد و این شهر، توسط جنبش اعتراضی به محدوده های گوناگون تقسیم می شود، جائی که هر گروهِ فعال در مکان خود می تواند از شکل های مختلف آکسیونی بهره برداری نماید.

اِجلاس ها از یک زاویه؛ توسط جنبش مرکز اجتماعی “روپوش سفید ها” در ایتالیا، با ایده ی ” مقابله ی غیر خشونت آمیز ” با استفاده از محافظ لاستیکی، سِپر و کلاه ایمنی، راه را مسدود می کردند و از زاویه ای دیگر؛ گروه “خیابان ها را بازپس بگیریم” و “بلوک صورتی” با راه اندازی کارناوال رقص و موسیقی با لباسهای ویژه ی این جشن، خیابان ها را در زیر اشغال خود در می آوردند. همچنین از زاویه ی سوم، گروه های خود مختار(آتونوم) و آنتی فاشیست متعلق به “بلوک سیاه” با آکسیون های مبارزاتی رادیکال به مقابله با پولیس برای شکستن سَدّی که توسط آنها ساخته شده بود می پرداختند. علاوه بر اینها  از یک سو، پایگاه خبر رسانی داخلی “ایندی میدیا” نیز استقرار یافته بود که اخبار تمامی این اعتراضات را پوشش می داد و از جانب دیگر نیز، فعالینی به برپائی “مرکز همگرایی/ هماهنگی” همّت گُماشته بودند که در آن مکان بزرگ، تمامی گروه هائی که از سراسر اروپا به شهر وارد می شدند می توانستند با هم در یک جا گِرد هم آیند و در کلاس های آموزشی عملی و یا برگزاری جلسات برای برنامه ریزی اقدامات گوناگون شرکت کنند.

سپس سال ۲۰۰۱ میلادی فرا رسید. اعتراضات بر علیه  اجلاس ها در همه جا با شرکت نُخبگان مالی و سیاستمداران حاکم بر جهان برگزار می شد.  آنچه در رسانه ها جنبش ضد جهانی سازی نامیده می شد، توسط خود فعالین نام “جنبش جهانی سازی برای عدالتخواهی” و یا “جنبش گلوبالیستی” بر خود گذاشت. اکنون اروپا و جهان، عرصه ای نه تنها برای سرمایه و تجارت آزاد، بلکه فرصتی برای دیدار و هماهنگی جنبش های اجتماعی با یکدیگر نیز به شمار می آمد. و ابتکار عمل درارائه ی پیشنهادات تنها در دست فعالین در کشورهای اروپائی یا آمریکای لاتین نبود، بلکه فعالینی در کشور برزیل نیز که پیش تر از ایده ی زاپاتیست ها یعنی تشکیل گروه اِنکوئِنتروس [مقابله] الهام گرفته بودند، “مجمع اجتماع جهانی” [وورلد  سوسیال  فوروم] را در شهر “پورتو آلِگرِه” دُرست همزمان با “مجمع اقتصاد جهانی”[وورلد  اِکونومیک  فوروم]  در دهکده ی داووس، سوئیس در ژانویه ۲۰۰۱ را برگزار نمودند.

بدین ترتیب “جنبش جهانی سازی برای عدالتخواهی” نیز دارای فوروم مخصوص به خود گردید و نه تنها به عنوان یک ضد جنبش اعتراضات، بلکه توانست چشم اندازهای خود را توسعه بخشیده و “جهانی دیگر ممکن است” را به شُعار خود تبدیل نماید. اِمانوئل  والِرشتاین، تئوریسین مارکسیست شرائط را این چنین توصیف نمود: دو بازیگر جهانی با دو روحّیه گوناگون وجود دارند؛ یکی در “پورتو آلِگرِه” [برزیل] و دیگری در “داووس” [سوئیس] که در برابر یکدیگر صف آرائی کرده اند.

دو کتابی که بیش از هر نوشته ی دیگری، دُنیای تجارت نئو لیبرالیستی را توصیف نمود، یکی “بدون لوگو” از نائومی کلاین [۱۹۹۹ میلادی] و دیگری “اِمپراتوری” از میکائل هاردت و آنتونیو نِگری [ ۲۰۰۰ میلادی] منتشر گردید.

کلاین؛ زنجیره ی اجناس در تجارت آزاد نئو لیبرالی و خطوط تأمین در عرضه جهانی، از بالاترین تولید ماتریال در منطقه ی تجارت آزاد “ماکوئیلادورا”* در مرز مکزیک و آمریکا و یا “سوئیت شاپ” چینی **، تا شرکت های آمریکای شمالی را که ادعای حق مالکیت معنوی علامت های تجاری و حق ثبت اختراعات داشتند را توصیف می کند و از راه علامت تجاری، نقش  کارخانه های جهانی را در تولید اجناس، اِفشا می کند.

هاردت و نگری به تغییر شکل حاکمیت در طی جهانی شدن توجه کرده اند. اینکه چگونه ما پس از گُذر از رقابت امپریالیستی به یک بازار تولید جهانی و نئولیبرالی فراگیر که توسط نهادهای تجارت آزاد نگهداری می شوند، به یک امپراتوری گلوبالی رسیده ایم.

[*ماکوئیلادورا؛ شرکتی است که به کارخانه ها اجازه می دهد که تا حدود زیادی از پرداخت مالیات و عوارض گمرکی معاف باشند. سپس این کارخانه ها مواد اولیه خام را وارد کرده و پس از مَثلن مونتاژ اجناس مصرفی، فرآورده ی نهائی خود را صادر نمایند].

[**سوئیت شاپ؛ در اینگونه کارخانه های تولید مثلَن اجناس الکترونیک کامپیوتری به ویژه در کشور چین، کارگران حق ندارند که با یکدیگر صحبت کنند، دستان خود را در جیبشان ببَرند و یا به توالت بروَند. هر کارگری که از این مقررات سر پیچی نماید، مجبور به پرداخت جریمه می شود].

اتحادیه اروپا در مرحله ی استقرار، رُشد و گسترش شدیدی بود. در اجلاس  شهر نیس در فرانسه در دسامبر سال ۲۰۰۰، “پیمان نامه ی نیس” تصویب گردید. تظاهر کننده گان متعلق به جنبش های اجتماعی در بیرون از جلسه، مورد سرکوب پولیس ضد شورش قرار گرفتند. این جنبش معتقد بود که “پیمان نیس”، نئولیبرالیسم را به هدف اصلی اتحادیه اروپا تبدیل کرده است. در آنجا بود که کشور سوئد به عنوان مسئول اجلاس بعدی در بهار ۲۰۰۱ انتخاب گردید و قرار شد که برای افزایش تعداد اعضاء اتحادیه اروپا از کشورهای اروپای شرقی از قبیل پیوستن کشورهای حوزه ی بالتیک، لهستان، جمهوری چک، مجارستان و سایر کشور ها، به این مُعاهده پایدار بمانند.

همه پرسی ها در اروپا یکی پس از دیگری  جای خود را با یکدیگر عوض می کردند. در ماه ژوئن ۲۰۰۱ کشور ایرلند به پیمان نامه ی نیس رأی منفی داد. کشور دانمارک، یک سال پیش تر و به دنبال آن کشور سوئد، پیوستن به واحد پول اتحادیه اروپا “یورو” را نپذیرفتند. در سال ۲۰۰۵ کشور فرانسه رآی نه به قانون اساسی اتحادیه اروپا داد. و بدین ترتیب دوران ریاست سوئد در شرائط بسیار پُر تَنشی به پایان رسید.

در این چنین شرائط و زمینه ای بود که “جنبش جهانی سازی عدالت خواهی” در اعتراض بر علیه برگزاری اجلاس های جهانی در سال ۲۰۰۱ میلادی اتفاق اوفتاد. در ماه مارچ  ۲۰۰۱ “آکسیون جهانی خلق ها”،  نخستین ملاقات اروپائی را در یکی از بزرگترین مرکز اجتماعی “لِئونکاوا لّو” در شهر میلان [ایتالیا] برگزار کرد. و در اینجا بود که برنامه های اعتراضی بر علیه نشست سران اتحادیه اروپا در ماه ژوئن در شهر یوته بوری – سوئد و اجلاس سران کشورهای “جی ۸” در شهر جنووا – ایتالیا، در ماه ژوئیه تنظیم گردید. هم زمان، تظاهرات اعتراضی در “كِبِک” – کانادا بر علیه اجلاس سران قاره ی آمریکا و قرارداد “اف . تی. آ . آ” [بزرگترین منطقه تجارت آزاد جهان] همراه با تظاهرات گسترده و شورش مردمی در جریان بود.

در ماه آپریل اجلاس ” شورای اِکوفین” [شورای اتحادیه اروپا درمورد تنظیم سیاست های اقتصادی، مالیاتی و خدمات مالی] در شهر مالمو [جنوب سوئد] بر گزار شد. پولیس صف دویست نفره ی بلوک آتونوم ها را زیر محاصره ی خود قرار داد تا باعث جدائی آنها از صف دیگر تظاهرکنندگان بشود. تمام این اقدامات شدید سرکوبگرانه در اجلاس سران اتحادیه اروپا در شهر های  یوته بوری و جنووا فراهم شده بود. پس از این، حادثه ی یازدهم سپتامبر[نیویورک در آمریکا] و به همراه آن حکومت نظامی، جنگ علیه تروریسم اتفاق اوفتاد. ایالت متحده آمریکا با تجهیزات نظامی، خود را آماده برای جنگ با افغانستان و عراق می کرد.

پیش و پس از سال ۲۰۰۱ میلادی [به عنوان یک نقطه عطف] قابل تشخیص بود. اما دُرست همانند جنبش هائی که پیش از این سال در جریان بود؛ پس از این سال نیز ناپدید نشد و این مُهر باطلی بر افسانه ی شکست و نابود شدن این جنبش ها کوبید، زیرا پس از این سال، فصل جدیدی آغاز گردید.

سال بعد، نخستین گردهمایی فوروم اجتماعی اروپا با شرکت یک میلیون تظاهر کننده در فلورانس [ایتالیا] برگزار شد. اعتراضات بر علیه جنگ عراق در ماه مارس ۲۰۰۳ یکی از بزرگترین تظاهرات ها در سطح جهان بود. اما مهمتر از همه چیز، اتفاقاتی در آمریکای جنوبی در حال وقوع بود. بحران اقتصادی در آرژانتین در دسامبر ۲۰۰۱ باعث ایجاد یک جنبش اجتماعی نیرومند در خیابان ها شد که با راه بندان ها توسط “پیکوئِتروس ها” [جنبش کارگران بیکار]، سازمان های محله ای و اشغال کارخانه ها، باعث گسترش یک نیروی قوی ضد اقتدار از پائین به بالا گردید. روحیه ی” پورتو آلِگره “، باعث زایش “موج صورتی” شد، و این جنبش ها ضمن برجسته کردن نقش احزاب پوپولیست چپ، آنان را در برخی از کشورها از برزیل تا بولیوی به قدرت رسانید.

در مقاله ی “شوک پیروزی” در سال ۲۰۰۷ نوشته ی “دیوید گرائه بِر”، مَردم شناس و فعال آنارشیست نگاه او را به جانب جنبش گلوبال سازی جلب می نماید. وی خاطرنشان كرد كه جنبش های فعال، به سختی می توانند دستاوردهای بدست آمده را ببینند، زیرا که اینها در مطابقت با راستای اهدافشان نمی باشند. بیشتر اوقات، هدف های مبارزاتی به دو بخش کوتاه مدت و دراز مدت تقسیم می شوند. از یک سو می خواهیم اجلاس سران را متوقف کنیم و از جانب دیگر، سیستم سرمایه داری را سرنگون نمائیم. اما گرائه بِر منظورش این است که تغییر در یک سطح دیگری اتفاق می اوفتد و آن همانا دورنمای میان مدت است. گلوبالیزه کردن در اثر تأثیرات “جنبش جهانی سازی” / جنبش گلوبال سازی و رُشد و نمو “موج صورتی” انجام پذیرفت.

ائتلاف بین جنبش های اجتماعی و نیروهای مترقی در جنوب، اِجماع  در به اصطلاح توافق واشنگتن را درهم کوبید و به هژمونی نئو لیبرالیستی تجارت آزاد، پایان داد. پیمان نامه ی تجارت آزاد “اِم.آ.آی” شکست خورد، “اف.تی.آ.آ ” از هم فرو پاشید و قانون اساسی اتحادیه اروپا با رأی نَه فرانسه، دچار آسیب گردید. مذاکرات دوحه [اِمارات متحده عربی] توسط سازمان تجارت جهانی “دبلیو.تی.اُ” به بُن بست رسید. صندوق بین المللی پول “آی.اِم.اِف” به عنوان نیروی محرکه ی پُشت برنامه های تعدیل ساختارهای نئولیبرالی، پس از به تعلیق درآوردن قروض بعد از بحران سال ۲۰۰۱ توسط آرژانتین بمثابه ی نخستین کشور، موقعیت خود را از دست داد.

از این به بعد بود که یک کشور پس از دیگری شروع به بازخرید بدهی های خود به  صندوق بین المللی پول کردند؛ برزیل و آرژانتین با هم متحد شدند و بدهی های خود را پرداخت کردند و بقیه ی کشورهای آمریکای جنوبی نیز با پشتیبانی چاوِز در ونزوئلا، بدهی های خود را کاهش دادند. به دنبال آنها کشورهای چین، هند، بخشهای وسیعی از آسیا و روسیه قرار گرفتند.

آیا تمامی اینها باعث مرگ نئو لیبرالیسم  گردید؟ واقعن نَه، زیرا اتحاد در بازار جهانی – امپراتوری – با خوردن چنین ضربات سنگینی، بیشتر به جانب جهان چند قطبی روی آورد، جنگ تجاری و ملی گرائی اقتصادی را به دنبال خود کشانید.

بازار داخلی اتحادیه اروپا با  وسیع شدن بخش شرقی آن و واحد پول “یورو”، باعث تقویت اقتصاد آلمان شد که توانست محصولات خود را با هزینه کمتر ارزی صادر نماید و همزمان با اعتبار بخشیدن ارزان به اروپای شرقی و جنوبی، بدهی های آنها را افزایش بیشتری داد و این در درازای بُحران یورو، به دنبال بحران مالی سال ۲۰۰۸ مُنفجر گردید. تمامی اینها موجب زایش جنبش های اعتراضی جدیدی در سراسر جهان بر علیه سیاست های ریاضت اقتصادی، کاهش فرصت های شغلی و افزایش هزینه های زندگی شد.

جنبش های نوپا با دراختیار گرفتن پرچم جنبش جهانی سازی و تجربه آموزی از اشکال مبارزاتی آن در مورد کار با سازماندهی های گسترده، اِشغال میدان ها، آکسیون های مُتنوع و ساختارهای شبکه ای فعالیت های خود را ادامه دادند.

“موج صورتی” در آمریکای لاتین منبع الهام پوپولیسم چپ همچون “سیریزا” [ائتلاف چپ رادیکال در یونان ] ، “پودِموس” [ حزب چپ در اسپانیا]، “کوربین”  [در انگلستان] و “سَندرز” [در آمریکا] پس از بحران مالی گردید.

همزمان امروزه ما شاهد بسیج یک جنبش زیست محیطی” آب و هوایی” که وارث مستقیم اَشکال آکسیون های سال ۲۰۰۱ میلادی می باشد هستیم. “بلاک لایوز مَتِر” زندگی سیاهان اهمیت دارد، جنبش اعتراضی در هونگ کُنگ و اعتراضات خیابانی در آمریکای جنوبی، همگی اَشکال گوناگون سازماندهی را برای ادامه ی این راه به نسل آینده می سپارد.

ما هنوز هم در پایین دستِ حوادث سال ۲۰۰۱ زندگی کرده و مطابق با همان سُنّت عمل می نمائیم.

Source

www.arbetaren.se/2021/06/11/det-finns-ett-fore-och-efter-2001

اسب سواران پولیس [ضد شورش] در برابر تظاهر کنندگان
جمعه چهاردهم ژوئن ۲۰۰۱



آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم

Federation of Anarchism Era Social Media Pages



۱- آدرس تماس با ما 
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها
۱۷- اینستاگرام ” دختران آنارشیست افغانستان ”
۱۸- اینستاگرام آنارشیستهای رشت
۱۹- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۰ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۱- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۲۲ – اینستاگرام آنارشیستهای شیراز
۲۳ – اینستاگرام آنارشیستهای گیلان
۲۴ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۵ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۶ – توییتر بلوک سیاه آنارشیست - Anarchist black block
۲۷ –  اینستاگرام ” آنارشیستهای جنوب “
۲۸ – اینستاگرام ” آنارشیستهای خراسان“
۲۹ – گروه تلگرام آنارشیستهای بلوک سیاه
۳۰ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۳۱ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان
۳۲ – اینستاگرام بلوک سیاه آنارشیست
۳۳ – تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۴ – تلگرام قیام مردمی
۳۵– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۳۶- کانال تلگرام کتابخانه شورشی
۳۷- کانال تلگرام ریتم آنارشی