زخمی و خسته، مردمانی لبریز از رنج ودرد با پای پیاده به سرزمین شان فلسطین بازگشتند. تا بار دیگر بذر امید زندگی را در خاک سوختهی غزه بکارند.
زخمی بر تن، زخمی بر دل، چراکه حاکمان زمانه، فرزندی، مادری، یاری، پدری، خواهری، برادری، فامیلی، همسایهای، رفیقی از آنان را کشته اند و خانههای شان را ویران کرده اند.
مردم مقاوم و تسلیمناپذیر فلسطینی به غزه شان بازگشتند. به غزهای سوخته، ویرانشده، زخمخورده و تکهپاره.
#
غزهای که از سراپایش خون میچکد و چشمانتظار بازگشت شان بود.
بازگشتند با تمامی زخمهایی که بر تن و جان شان دارند و با تمامی از دستدادنهای شان تا بذر زندگی را در زمینی که شاهد کشتار و رنج و درد شان بوده، دوباره بکارند.
بذر مقاومت، بذر مبارزه، بذر تسلیمنشدن در برابر استعمارگران، بذری که ریشه بدواند و بروید برای نسلهای بعد.
نسلکُشی فلسطینیان، مستندترین نسلکُشی تاریخ بشری بوده است که دولتها دست به دست هم داده و آشکار و زنده، آن را در برابر چشم جهان انجام دادند.
بر سر کودکان غزه در کودکستانها و مدارس، بر سر بیماران و پزشکان و نیروهای امداد در بیمارستانها، بمبها فرو میریخت، غیرنظامیان پیر و جوان در خانهها، کوچهها و خیابانها گلولهباران میشدند.
پناهگاههای آوارگان فلسطینی آتش زده میشد. پزشکان و روزنامهنگاران را برهنه کرده با دستان بسته بر روی زمین سوخته مینشاندند، و به نمایش میگذاشتند.
غزهای که نه آب داشت، نه برق، نه دارو و نه غذا؛ غزهای که دریایی از خون بود و آنچه باقی مانده بود، بیرحمی و آشکار شدن ماهیت واقعی دولتها و سیستم سرمایهداری بود.
بدین سبب میلیونها انسان هومانیست انتی فاشیست و نیروهای سیاسی مترقی عدالتخواه، آزاد اندیش در حمایت از مردم فلسطین بدون هیچ گونه تعصب و واهمه، فارغ از باورهای مذهبی و ایدئولوژیهای سیاسی، همچون یک اَبَر انسان برخاستند و به نسلکشی در غزه اعتراض کردند.
همگی یکصدا، بدون تردید و بدون هیچ “اما” و “اگر” در سراسر جهان بر علیه دولت اسرائیل و دولتهای حامیاش و سیاستمدارانی که یا مستقیماً در نسلکشی شرکت داشتند یا با سکوت و انفعال خود آن را ممکن ساختند، اعتراض کردند.
ما بی شمار بودیم. ما اکتویستهای انتی فاشیست، ما عدالتطلبان ضد امپریالیسم جهانی در کنار زخمیترین نقطهی جهان، «غزه» ایستادیم. در کنار تجاوز شدگان، آوارگان، گرسنگان، در کنار هزاران انسانِ سلاخیشده، در کنار ستمدیدگان و آزادی فلسطین را در خیابان ها، جلوی سالنهای سخنرانی رهبران و وزرای دولتها و نمایندگان شان فریاد زدیم:
“نه به نسلکشی” ،
“آزادی فلسطین”
و اینگونه جلسات شان را برهم زدیم.
مسیر دریایی انتقال اسلحه از آمریکا را با قایقها مسدود کردیم و ارسال آن را به تأخیر انداختیم. ما دستگیر و بازداشت شدیم؛ اما روز بعد دوباره به مقاومت و اعتراضات مان ادامه دادیم.
پرچم فلسطین در بلندترین کوههای جهان به اهتزاز در آمد. در ورزشگاهای چند صد هزار نفره، فریاد آزادی آزادی فلسطین پیچید و همه این اعتراضها را جهان دید.
با این همه اعتراضات ملیونی مردمی و جنایات وحشیانهای که صورت میگرفت، باز هم بودند کسانی که بهجای اعتراض و ایستادگی در برابر دولتهای صهیونیستی و سرمایهداری بر آنانی که صدای بیصدایان شدند میتاختند. به کسانیکه برای عدالت ایستادند؛ به ما که در سمت درست تاریخ ایستاده بودیم.
تاریخ فراموش نخواهد کرد آن نیروهای فرصتطلب سیاسی چپ و راستی را که در برابر این حجم از جنایات و فاجعه انسانی چشم بستند، اعتراض نکردند و هیچ همدلی و همبستگیای با فلسطینیها نداشتند.
آنانی که در معادلات سیاسی، حس نفرت شان بر عشق به آزادی، عدالت و برابری غلبه داشت. برخی از آنان از برای حفظ قدرت سیاسی، برخی دیگر از ترس قدرتمندان کوچک و بزرگ جهان و برخی که حقیرترین شان بودند برای منافع شخصی و مادی، نسلکشی را انکار کردند؛ و بهجای محکومکردن جنایتکاران برای خونهای ریختهشده، توجیه و دلیل آوردند یا هم سکوت را برگزیدند و بیتفاوت از کنار آن گذشتند.
برخی از آنان قلم شان، زبان شان و حتی عاطفه انسانی شان را نیز فروختند و از جنایتکاران حمایت کردند و بیشرمانه نوک تیز حمله و اعتراض شان به سوی ما بود.
ما که به غارتگرانی معترض بودیم که با چکمههای نظامی و به زور اسلحه، انسانها را از خانههای شان بیرون کرده و اشغالگری را تحمیل کرده بودند.
و اینطور حمایت از فلسطین به معیاری برای تمایز میان عدالتخواهان راستین و کسانی مبدل شد که منافع خود را در چارچوب سیاستهای اقتدارگرایانه و سلطهجویانه میدیدند.
مسئله فلسطین آزمونی برای ارزیابی تعهد انسان به اصول آزادی، عدالت و برابری بود و وجدان انسانی را به چالش کشید.
معیاری شد برای سنجش پایبندی به ارزشهای انسانی و حمایت از محرومان و فرودستان و ستمدیدگانی که توسط دولتهای سرکوبگر مورد سرکوب و تجاوز اشغالگری قرار گرفته میگیرند. برای نیروهای انقلابی، سکوت و عدم اعتراض معنایی جز پذیرش سلطه نظام سرمایهداری، قدرتهای استعماری و به رسمیت شناختن مشروعیت دولتها نداشت.
و از این رو بود که در حمایت از مردم فلسطین و اعتراض به نسلکشی دولت صهیونیستی اسرائیل، نیروهای سیاسی مترقی ضد استعماری و ضد سرمایهداری به پا خاستند. از آنجا که این اعتراضات مردمی دارای پایگاه اجتماعی گسترده بود یعنی علیه بالاترین نهاد قدرت سیاسی، «دولت» بود، جنبش ضد جنگ و جنبش پرشور دانشجویی نیز شکل گرفت. نیروی پیشرو و عدالتخواه جوان که همواره علیه تبعیض، استثمار و استعمار به پا میخیزد، دیدیم در سراسر جهان، دانشجویان با اعتراض به جنایات دولت صهیونیستی اسرائیل و دولتهای حامی آن قیام کردند.
استادان دانشگاهها نیز با کنارهگیری از تدریس به صفوف دانشجویان معترض پیوستند. بسیاری از آنها توسط نیروهای امنیتی در دانشگاهها دستگیر، بازداشت و اخراج شدند. این مقاومتها و فداکاریها هرگز فراموش نخواهد شد.
همانطور که هنرمندان مترقی چهرههای معروف مردمی و جهانی در کنار مردم فلسطین در اعتراض به نسلکشی صدای شان را بلند کردند، شاعرانی که از بمبهایی که بر سر انسان، حیوان و درخت و گیاه ریخته شد، نوشتند فراموش نخواهند شد.
همانطور که روزنامهنگارانی که حقیقت را افشا کردند، مانند گزارشهای تکاندهندهای که در روزنامه “هاآرتص” معتبر ترین روزنامه اسراییل منتشر شد و از جنایات ارتش اسرائیل پرده برداشت، هرگز فراموش نخواهند شد.
همانطور که پرستاران و پزشکان بدون مرز که علیرغم خطرات جانی برای امداد رسانی به غزه رفتند و صدای کودکان مجروح و بیپناه غزه شدند و کشته شدند، فراموش نخواهند شد.
همانطور که آرون بوشنل، سرباز آمریکایی و آنارشیست شورشگری که علیه اقتدار و ستم دولتها طغیان کرد، با فریاد آزادی برای فلسطین جان داد تا چشمهای کور سیاستمداران جهان را به روی حقیقت باز کند هرگز با آن جملهاش: «من دیگر در نسلکشی شریک نخواهم بود»، در تاریخ مبارزات آزادیخواهان، بهویژه در اعتراض به نسلکشی فلسطینیها، فراموش نخواهد شد. همانطور که طنین فریادهای کودکان غزه در زیر آوار و آتش تا ابد در دل تاریخ به گوش خواهد رسید تا گواهی باشد بر شرمی برای انسانیتی که این جنایت را به نظاره نشست و سکوت نمود، هرگز فراموش و بخشیده نخواهد شد. آتشبسی که پس از یک سال و چند ماه بر پیکر هزاران جنازه و بر ویرانههای انسانیت بنا شده است، بیتردید در زمرهٔ ننگین ترین صفحات تاریخ بشری جای میگیرد. آنان که در برابر این نسلکشی سکوت کردند، در نزد خود و پیشگاه تاریخ شرمسار خواهند بود. اما ما، با افتخار و سربلندی، در همبستگی با مردم فلسطین فریاد برآوردیم که هنوز زندهایم و از آنان هراسی نداریم و استوار در برابر این دولتها و قدرتهای جهانی سیستم سرمایهداری ایستاده ایم.
زنده باد آزادی، عدالت برابری!
مبارزات همچنان ادامه دارد!
امضا: رکسانا تلارمی
آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم
Federation of Anarchism Era Social Media Pages
۱- آدرس تماس با ما
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکور - Anarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۱۷ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۱۸- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۱۹ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۰ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۱ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۲۲ – گروه تلگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۳ – توییتر اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران - The Anarchists Union of Afghanistan and Iran
۲۴ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۵ – اینستاگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۶ – کانال تلگرام خودسازماندهی مطالب گروه اتحاديه آنارشیستهای افغانستان و ايران
۲۷ – گروه تلگرام خودساماندهی مطالب گروه اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۲۸– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۲۹- کانال تلگرام کتابخانه شورشی
۳۰- کانال تلگرام ریتم آنارشی
۳۱- تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۲- تلگرام قیام مردمی
۳۳- ماستودون عصرآنارشیسم
۳۴- فیسبوک آنارشیستهای مزار شریف
۳۵- فیسبوک آنارشیستهای کابل