نیما گلُکار-
ما نَه می بخشیم و نَه فراموش می کنیم!
در درازای دهه ی ۱۹۸۰ میلادی ، زندانهای ایران مملو از هزاران زندانی سیاسی از هر سن ، جنسیت ، وابستگی های عقیدتی و مذهبی بود. تعداد زیادی از این زندانیانِ اعدام شده، دوران “محکومیت” خود را هم گذرانده بودند و یا در حال گذران مجازات زندان کوتاه و یا طولانی مدت خود بودند که همگی از طریق محاکمات بسیار کوتاه یکی دو دقیقه ای و با پاسخ دادن به یک یا دو پرسشِ کلیدی در صف اعدام انتظار می کشیدند:
آیا نماز می خوانی؟ / آیا حکومت اسلامی – شیعی را قبول داری؟ / آیا هنوز هم بر سرِ موضع سیاسی خود پافشاری می کنی؟ ووو
کسانی که به پرسش نخست پاسخ “بله!” دادند، تا پرسش های بعدی زنده ماندند و آن ها که می گفتند “نه!”، همه در گروه های گوناگون در چایگاه های مختلف جمع آوری می گردیدند و دوباره به شکنجه گاه ها بازگردانده می شدند تا سرانجام اعدام شدند..
بنا به گزارش چندین شاهد عینی در نخستین دادگاه مردمی”ایران تریبونال” که در دادگاه بین المللی لاهه هلند در سال ۲۰۱۳ میلادی برگزار گردید؛ اجساد اعدام شدگان به وسیله ی کامیون از محوطه ی زندان های بدنام اوین در شمال و گوهردشت در غرب تهران خارج گردیدند و در گورهای دستجمعی در سراسر کشور که تا کنون نا شناخته مانده، انباشت گردیدند. یکی از این گورهای دسته جمعی که شناسایی گردیده؛ در حومه ی جنوب شرقی تهران واقع شده است که مردم به آنجا “گلستان خاوران” می گویند..
حکومت خلیفه گری اسلامی – شیعی، پیش از به قدرت رسیدن اش در تاریخ بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۵۷ از راه توافقِ پنهانی با ابرقدرتها و نیروهای ارتش و سرویس امنیتی شاه (ساواک) به نامِ انقلاب؛ شروع به ایجاد و گسترش ترس و وحشت نمود. مردم، سازمان ها ی سیاسی و روشنفکران را مورد هدف خود قرار داد و دوره ی تاریک و سیاهی را آغاز نمود که غیر قابل مقایسه با دوران دهشتناک سلسله ی پهلوی از ۱۹۲۵ تا ۱۹۷۹ میلادی می باشد. بدین ترتیب دهه ی ۱۹۸۰ میلادی، به یک دوران غم انگیز در تاریخ معاصر ایران تبدیل گردید..
در پایان ژوئیه سال ۱۹۸۸ میلادی، کوتاه زمانی پس از آنکه آیت الله خمینی، آتش بس با صدام حسین در عراق را پذیرفت و مطابق اعتراف شخص خود “جام زهر را نوشید”، که این به معنی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل بود، خمینی دستور کتبی صادر کرد که از این پس، “تمامی مخالفین در سراسر کشور را با دسترسی به هر وسیله ی ممکن؛ قلع و قمع نمائید”. هدف او از این کار ” محافظت و نجات” سیستم سرمایه داری خلیفه گری اسلامی – شیعی بود. پس به منظور اجرای این دستور فاشیستیِ خمینی، “کمیسیون مرگ” با نمایندگان دادگستری (جعفر نیّری)، دادستان کل کشور (مرتضی اشراقی) و وزارت اطلاعات و امنیت (مصطفی پورمحمدی) در پنهان، تشکیل گردید.
گفته می شود که حدود ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی نا پدید شده، به اضافه ی اعدام شده و مدفون شده در چندین گور دسته جمعی مخفی در سرتاسر کشور وجود دارد که تا کنون؛ بیشتر از ۵۰۰۰ نفر از آنان توسط بستگانشان مشخص و مُستند شده اند.
حکومت خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران، صرف نظر از رنگ و شکل سیاسی، اصولگرا یا اصلاح طلب، در مورد این نسل کُشی های وحشیانه، سکوت کامل اختیار کرده بود تا این که در زمان تبلیغات نامزدها و انتصاب ریاست جمهوری در ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، برای نخستین بار، بخش کوچکی از این بربرّیت در زندان ها در تابستان ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ به واسطه ی بروز اختلافات سیاسی درونی، آشکار گردید و به انجام شدن این اتفاق، اعتراف نمودند. حتی جامعه ی جهانی؛ هماهنگ با آخوندها، به دلیل منافع اقتصادی – اجتماعی، هنوزهم در مورد این فاجعه ی انسانی در تاریخ ایران که می بایست به مفوم واقعی کلمه، همچون هولوکاست اسلامی – شیعی به حساب آورد، لب از لب نگشوده است. و اما مبارزه همچنان ادامه دارد!
نیما گُلکار!
آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم
Federation of Anarchism Era Social Media Pages