در دنیای تحت سیطره سرمایه داری حیات روزمره انسان مورد تعرض وهجوم دستان پنهان اختاپوسی می شود که بنا به گفته ادام اسمیت قراربود رفاه وسعادت برای نوع بشر به بار بیاورد .
تخریب محیط زیست الودگی فضای شهری بروز جنگ بین ملتها جدال دایمی بین اردوگاه کار وبورژوازی وازخود بیگانگی انسانها که به شکل انواع بیماری های روانی بروز می کند تنها گوشه ای از آسیبهایی است که ادامه بقا در کره زمین را با خطری جدی مواجه کرده است به گونه ای که در صورت تداوم این وضعیت به قول استفین هاوکینگ نسل بشر ممکن است تا یکی دو قرن آتی دچار انقراض شود.
نظام سرمایه داری با غارت و چپاول منابع طبیعی و بالا کشیدن بخش عمده ای از دسترنج طبقه زحمت کش وکارگر وتولید بی رویه برای سود بیشتر همه ارکان حیات اجتماعی را به صورت بازاری مکاره برای خرید و فروش هر آنچه که موجود است در آورده است .
فروش نیروی کار ،هنر،ادبیات ،دانش و…پروسه کالا سازی همه چیز را به حد کمال رسانده و شخصیت وکرامت انسان رادرگروه موقعیت طبقاتی ومقدار بهره مندی او از این ثروت به یغما برده گذاشته است .
زمانی مارکس بورژوازی را برای ایفای نقش تاریخی در گذار به سوسیالیسم ومهیا کردن ابزار تولید و پیشرفت صنعتی ستایش کرده بود: بورژوازی تمام ملتها را مجبور میکند از بیم نابودی شیوه تولید بورژوازی را بپذیرند آنها را مجبور میکند آنچه را تمدن می نامد میان خود رواج دهند….بورژوازی کشورهای نامتمدن ونیمه متمدن را به کشورهای متمدن ،ملت های زراعت پیشه را به ملت های بورژوا وشرق را به غرب وابسته کرد.
(مانیفست) شاید اعتماد به نفس مارکس ناشی از رسیدن به دانش شناخت مکانیسم پیدایش و گسترش بورژوازی بود که سرمایه را در مقطعی از تاریخ، تمدن ساز فرض کرده بود اما سالها بعد از جهانی شدن سرمایه وتسخیر اقصا نقاط جهان، بورژوازی تمدنی ویرانگر از آب در آمد که همه پیش بینی ها از سقوط خود بخودی واجتناب ناپذیری انقلاب سوسیالیستی را با تردید مواجه ساخت زیرا نقش دولت وساختاربوروکراتیک در حمایت وحراست از سرمایه ،کم اهمیت پنداشته شد .
دولتها امروزه روی دیگر سکه سرمایه داری اند دولت با کنترل مالی و اعمال هژمونی نظامی وایدولوژیک وعقب نشینی های مزورانه، ثبات نسبی وحداقلی را برای ادامه حیات سرمایه داری فراهم میکند وبحرانهای پی در پی را پشت سر میگذارد.
پیش بینی فروپاشی خود به خودی بر اساس کاهش نرخ نزولی سود همزمان با گسترش ماشینیسم و اتوماسیون ابزار تولید وظهور لشکر بیکاران بدون حرکت آگاهانه و سازمان یافته واراده جمعی طبقات فرودست، در اتحاد با انسانهای آزاد اندیش و برابری طلب،شاید در حد یک پیش بینی نستراداموسی باقی بماند زیرا دولت های بورژوا برای حفظ سیستم با کمک نهادهای دست پروده اش مانند آکادمیها و موسسات وبنیادهای علمی وبابهره گیری از متخصصین علوم اجتماعی ،اقتصادی ،مذهبی ،فلاسفی و روانشناختی و…ضعفها وشکافهای سیستم را مانیتورینگ کرده و آنرا بازسازی میکند .
از این رو انتظار برای سقوط اجباری براساس پیشبینیهای دترمینیستی روز به روز اعتبار خود را از دست می دهد وطبقه کارگر وزحمتکش به خاطر نیفتادن دوباره در دام سویه های دیگر سرمایه داری مانند سرمایه داری دولتی شوروی وکشور ها ی ا قماریش وسرمایه داری تمرکزگرای ناسیونال سوسیالیسم مانند دولت های فاشیستی ،به رهنمودهایی روشنفکران و تئوری پردازان قدرت طلب با دیده تردید نگاه میکند.
از این رو تنها راه برون رفت از این وضعیت بغرنج ودهشت بار اتحاد و همبستگی جهانی طبقه زحمت کش وکارگر در شکل سازمانهایی است که با خلاقیت و هوشمندی با نگرشی انسانی، سلسله مراتب قدرت را در طول مبارزه وبرای همیشه تاریخ طرد وترک کرده وتوازن قوارا به نفع خود علیه اقلیت بورژوای حاکم تغییر داده و بنیاد تمدنی انسان گرا برمبنای اکولوژی اجتماعی و سازگار با حیات زنده کره زمین بنیان نهد که شرط آزادی او ادامه بقای خود و دیگری و گونه های حیات زاینده طبیعت باشد.
این تمدن در بطن خود بلا درنگ خواستار حذف طبقات و مالکیت خصوصی وسازمان سلطه گر خواهد شد و خودمختاری انسان و بازیابی وبازسازی هویت وکرامت نوع بشر در دستور کار اولیه همه تشکلها وسازمانهای طبقه کارگر ودیگر آزادیخواهان وبرابری طلبان خواهد بود .
آنارشیستها در این راه در کنار وشانه بشانه طبقه کار گر وهمسو وهمراه با انها برای برپایی این تمدن جدید یعنی تمدن کمونیسم آنارشیستی از هیچ تلاش فروگذار نخواهند کردبلکه پرچم مبارزه طبقاتی را برافراشته نگاه خواهند داشت و به فرصت طلبان وفرقه گرایان اجازه نخواهند داد صفوف پیوسته طبقه کارگر را برای رسیدن به قدرت دچار انشقاق وچند پارچگی کنند .