ازدواج یا انحصاری نمودن مالکیت بر زن ؟ -- روسیا روشن

انقلابیون مخالف عمل انقلابی ؛ آنارشیست ها

میان دو اندیشمند نظریه آنارشیسم درغرب؛ ویلیام گودوین و آگوستین سوخی، حدود ۱۵۰سال فاصله است. درمیان آندو، متفکران دیگری چون  پاول گودمن، هربرت رید، لئون تولستوی، جرج آورل، و غیره نیزقرار داشتند.

ویلیام گودوین نخستین نظریه‌ پرداز آنارشیست مدرن غرب بحساب می‌آید. او بین سالهای ۱۷۵۶-۱۸۳۶ در انگلیس زندگی نمود. گودوین دریک خانواده مذهبی مسیحی بزرگ شد و خود مدتی طلبه و روحانی آن دین بود و تحت تاثیر انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه به رابطه درونی قدرت و مالکیت پی برد. کروپتکین نخستین بار او را بعنوان آنارشیسم معرفی نمود. گودوین مخالف هرگونه نظام حاکمیت بود؛ چه دینی، چه سلطنتی چه دمکراسی و چه دیکتاتوری. او نه تنها نخستین نماینده آنارشیسم مدرن بلکه قاطع‌ترین و دوراندیش‌ترین تئوریسین آن بود. وی می‌گفت که درآینده جامعه صنعتی و ماشینی، انسان باید فقط روزی نیم ساعت کارکند. اونه تنها مخالف ازدواج بلکه مخالف غذای مشترک و دسته جمعی بادیگران بود و آنرا ناخوشایند میدانست. وی ازدواج را محصول ترس و بزدلی مرد‌ها می‌دانست که می‌خواهند از آن طریق به فرم مطلق و زورگویانه حاکمیت بر زنان برسند، و چون آن‌ها می‌ترسند که زنان را از دست بدهند، باکمک ازدواج آنرا کالای انحصاری خود میکنند. این خواسته آنان ناشی از یک اشتباه رمانتیک از عشق ابدی است. او میگفت که آزادی و نظم، متضاد نیستند بلکه آزادی و نظم اتوریتهٔ زورگو مخالف همدیگر هستند. گودوین نخستین بار تضاد کاپیتالیسم درباره کار و سرمایه را مطرح نمود بدون اینکه مانند مارکس به مبارزه طبقاتی برسد. برای اورهایی فرد مهم بود و نه جمع یا طبقه. او میگفت که تنها دریک جامعه بدون حاکمیت، دولت، وزورگویی، امکانات هماهنگی و همکاری عقلگرایی عینی و ذهنی وجود دارد. گودوین را به این دلیل اخلاقگرا بحساب می‌آورند چون در مرکز افکارش، عدالت قرار دارد. اونه روی جنبش آنارشیستی قرن ۱۹ بلکه بیشتر روی جنبش کارگری انگلیس و ادبیات رمانتیک کشورش اثر گذاشت. مخالفت او با دولت و مالکیت خصوصی به این دلیل بود که او آندو را مانع شکوفایی عقلگرایی فردی می‌دانست. وی می‌گفت که هدف باید یک نظم اجتماعی عقلگرایانه بدون دولت باشد. با این نظر، او نخستین بار به طرح حذف دولت درجامعه انسانی پرداخت.

گودوین تاثیری غیرمستقیم روی جنبش آنارشیستی غرب داشت. نظرات آنارشیستی اورا به این دلیل آنتروپولوگی وانسان‌شناسانه می‌دانند چون اوانسان را طبیعتا آزادمیدانست وشرایط خارجی واجتماعی رادلیل نیک وبد شدن او بشمار می‌آورد. مارکس و آون نیز به مطالعه نظراتش پرداختند. اونابرابری اجتماعی رامعلول صنعتی شدن می‌دانست وآنرا جنگ اجتماعی نامید. وی می‌گفت که حاکمان رانبایدباکمک انقلاب مجبورنمود که ازمزایای خودبگذرند چون درانقلاب، شورواحساسات حاکم است ونه عقل ومنطق، و درآن، خشونت تعیین کننده می‌شود ونه عدالت. اوهمچون سایرآنارشیست‌ها طرفدارتولید کوچک ومانوفاکتوری است ونه دشمن ماشین. گودوین موجب آغاز فلسفه آنارشیستی گردید. وی بایکی از زنان مبارز و فمینیست زمان خودازدواج کرده بود. ازجمله آثاراو: عدالت سیاسی وتاثیر آن روی اخلاق وسعادت، است. بااین اثراوروی سوسیالیسم اولیه وتخیلی انگلیس؛ ازجمله روی نظرات آون اثر گذاشت. گودوین درمخالفت بادمکراسی می‌گفت که نمایندگان، آلت دست مقررات حزبی هستند تاوجدان آگاه خود و مقاومت ومبارزه صلح آمیزبایدازطریق بحث، انتقاد، وطرح خواسته هاباشد وانقلاب فکری باکمک بحث‌های آزادونامحدود وحقیقت جو، تضمین کننده سعادت است. اومیگفت بایدباکمک نوشته وسخن واردمیدان مبارزه شد چون باخشونت، حقیقت میدان راترک خواهدکرد. گودوین توصیه می‌کرد برای اصلاح جامعه ودفاع ازعدالت وحقیقت، هرکس بایدمواظب همسایه وهمکار خودباشد تاآنان دچارخطا نشوند!.

آگوستین سوخی آلمانی، بین سالهای ۱۹۴۲-۱۸۹۲ زندگی نمود. سوخی درشرق آلمان آنزمان ویا لهستان امروزی بدنیا آمد. اوپیش ازجنگ جهانی اول زیرتاثیرنظرات آنارشیستی لنداور بود. وی بعداز خروج ازآلمان تازمان ورودنیروهای فاشیستی فرانکو درسال ۱۹۳۹ دراسپانیا، آنجابودوسپس ازاسپانیا به فرانسه فرارنمود ودرسال ۱۹۴۲ به کشور مکزیک رفت. بدلیل ناآرامیهای آنزمان اوبین سالهای ۱۹۶۵-۱۹۶۲ درکشورهای: هندوراس، جامائیکا، برزیل، شیلی، اوروگوئه، و اتیوپی مشغول فعالیتهای آموزشی وروشنگری آنارشیستی بود وسپس درسال ۱۹۸۴ به شهرمونیخ بازگشت وتازمان مرگ درخدمت «سوسیالیسم دمکراتیک» به کارمطبوعاتی پرداخت. اوغیراز آثاری پیرامون جنگ داخلی اسپانیا، آثاری درباره دولتی کردن: اقتصاد، تعاونی‌ها، صنعت وکشاورزی، واختلافات میان جمهوری خواهان اسپانیا ازخودبجاگذاشت. ازآنجمله: آمریکای لاتین میان ژنرال‌ها وانقلابیون، عبورازاسپانیا در شب، امیدی طویل، احتیاط! آنارشیسم، یک زندگی درخدمت آزادی، انقلاب فلج شده بلشویک‌ها، کارگران و دهقانان چگونه درکشور اوکرائین وروسیه زندگی می‌کنند؟، فلسفه فکروروح آزاد. سوخی باکمک افشا گری‌هایش باعث شد که جنبش آنارکوسندیکالیستی اروپا و آمریکا به تقلید ازبلشویکهای روس نپردازند.

نویسنده دیگری که موردتوجه بعضی از مورخین آنارشیسم قرارگرفته است، جرج آورل انگلیسی است که میان سالهای ۱۹۵۰-۱۹۰۳ زندگی نمود. اودرسال ۱۹۳۶ بعنوان یک ژورنالیست چپ به اسپانیا رفته بود. جرج آورل ادعانمود انقلاب اجتماعی اسپانیاازطریق استالینیستهای وفاداربه مسکو وخونریزی‌هایشان علیه آنارشیست‌ها و تروتسکیست‌ها به شکست کشیده شد. اوتجربیات توتالیتاریسم استالینیستی خود دراسپانیا رابعد‌ها دردوکتاب معروف: مزرعه حیوانت، و رمان ۱۹۸۴، منتشرنمود. آورل درمقاله‌ای پیرامون کتاب «ژول ورن»، اثر سویفت، خواهان جامعه‌ای بدون اجبار، حکمرانی، و دولت، گردید.

ادیب دیگری که مورد توجه آنارشیست‌ها قرارگرفت، لئون تولستوی (۱۹۱۰-۱۸۱۸، نویسنده مشهورروس است. اوتحت تاثیرآثار روسو بود. وگرچه ازخانواده‌ای مرفه بود درسال ۱۸۴۹ نخستین بار مدرسه‌ای برای فرزندان کشاورزان نظام مالک الرعیتی تزاری باهزینه خودبراه انداخت. وی بتدریج به نظم اجتماعی حاکم ونقش قدرت دولت وکلیسا شک نمود وازسال ۱۸۷۰ یک اخلاقگرای اجتماعی درزندگی فردی شد. مخالفت اوبا استفادره ازخشونت دراصلاحات اجتماعی موردتوجه مورخین آنارشیستی قرارگرفته است. اوهمچون سایرآنارشیست‌ها دلیل همه بی‌عدالتی هارا دروجود دولت حاکم وکلیسا می‌دید و دولت و کلیسای روسیه را مسیحیت سازماندهی شده نامید که انسان راازنظرروحی وجسمی برده خودمیسازند. تولستوی دین دولتی وسازماندهی شده را نوعی کفروشرک نامید. برای او خلاف باکونین وکروپتکین، خدانه تنها برده دارنیست بلکه نیرویی رهایی بخش می‌باشد. تولستوی می‌گفت که پیش از انقلاب اجتماعی، باید به انقلاب فردی دست زد و برای اینکه انسان عابد و پرهیز کار شود باید در مقابل همه سازمان‌های اتوریته و حکمران؛ مخصوصا دولت و کلیسا، سرکشی نماید. درنظراودولت باکمک مطبوعات ونظام سرمایه داری‌اش مدافع حاکمیت اقلیت براکثریت بیچاره گان است، و دولت، ماشین قدرت وحاکمیت وحشتناکی است که ازطرف انسان‌ها ساخته شده وعجل جان بشر شده است، وانسانهابایدبجای ترس از بمب وآنارشیست‌ها، ازدولت وحشت داشته باشند که هرلحظه آماده است مردم راقربانی خواسته‌های بیمارش نماید وآنان راسرکوب نماید. درنظرتولستوی، نظم وامنیت دولتی، نظمی است ظاهری که درآن دزدان و قاتلان فعال هستند. اومالکیت را دزدی و جنگ و صدورحکم اعدام راقتل می‌دانست. تولستوی همچون کروپکین می‌گفت که پیشرفت صنعتی می‌تواند موجب ترقی اجتماعی وآزادی مردم گردد. اوتوصیه می‌کرد که پیشگامان جامعه بایدمردم راازشرایط خواب و بی‌خبری که دولت‌ها مردم را درآن نگه داشته‌اند، بیرون آورند. تولستوی پیش بینی می‌کردکه آینده اجتماعات بدون دولت خواهد بود. چون تولستوی امیدوایمانی شدیدبه انسان عقلگراداشت، پیش بینی می‌کرد که انسان می‌توانددرآینده خودرانجات دهد. اومانند بعضی ازآنارشیست‌ها مخالف انقلاب سیاسی بود چون برای انقلاب اجتماعی بایدابتدا انقلاب شخصی وفردی صورت گیرد. وی می‌گفت که جنبش‌های توده‌ای وعامیانه و خودجوش معمولا به زورگویی ودیکتاتوری می‌رسند. اومینویسد که هرفردی که درمقابل دولت سرکشی کند، آگاهی واستقلال خودرا نشان داده است وانسان آزاد و مستقل می‌تواند از طریق وحدت با جامعه، اجتماعی با تقوا و سعادتمند بوجود آورد.

هربرت رید، مشهور‌ترین روشنفکرآنارشیست زمان خوددرانگلیس بود. اوازخانواده‌ای روستایی برخاسته بود و میان سالهای (۱۹۶۸-۱۸۹۳) زندگی نمود. تجربیات تلخ‌اش درجنگ جهانی اول موجب تنفراواز دولت وجنگ شدند. چون اوعلاقه خاصی به هنروتاریخ داشت، درسال ۱۹۳۱ استادهنردردانشگاه شد. هربرت رید خالق آثادادبی متنوع وزیادی نیزاست. درمرکز تئوریهای هنراونقش آزادی بخش هنروتربیت وجوددارد. هربرت رید درجنبش آنارکوسندیکالیستی غرب، راهی برای نظم اجتماعی دمکراتیک را می‌دید. ازجمله آثاراو: آنارشیسم وادبیات، فلسفه آنارشیسم، تضادهای آنارشیسم، فرهنگ وانارشیسم، مقالات سیاسی علیه روح زمان، و اگزیستنسیالیسم، آنارشیسم، مارکسیسم، هستند.

پاول گودمن آمریکایی (۱۹۷۲-۱۹۱۱) درنیویورک بدنیاآمد ودردهه ۶۰ جزوروشنفکران آمریکا بودکه علیه جنگ ویتنام، میلیتاریسم و صنعت زده گی آمریکا، وبه طرفداری ازجنبش مردمی پرداخت. اویکی ازخالقان ادبیات مدرن غرب نیزبشمارمی آید. گودمن برای انسانی نمودن جامعه صنعتی و بوروکراتیک، مخالف دولت و سیاست مرکزگرا بود. فعالیت او نه ایدئولوژیک ودگماتیک بلکه عملی و مشخص بود. اومیگفت که تغییرات جامعه باید متکی به فعالیتهایی ازپائین ومردمی باشند. ازجمله آثاراو: بیداری درتضاد یا بیگانگی جوانان درجهان مدیریت شده، نحسی مدرسه، مانیفست آنارشیستی، طبیعت شفابخش، جنون دولت گرایی، و فرم‌ها وامکانات زندگی جامعه انسانی، هستند.

روسیا روشن
Falsaf@web.de

William Godwin 1756-1836 , Augstin Souchy 1892-1984 , Paul Goodmann 1911-1972 , Herbert Read1893-1968

 

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است