نامه اي سر گشاده از طرف شاگردان و معلم مدرسه اي در منطقه ي حومه و حاشيه نشينان استكهلم به انوشه انصاري/ ركسانا تلارمي

تشویق غارت جهانی از سوی آمریکا

۵ خرداد یادداشت ها

توریست فضایی بیست میلیون دلاری” .امروز سر کلاس درس صحبت از تو شد . برای شاگردانم مبحث فضا را درس می دادم وشاگردی روزنامه ای را که عکس و اسم تو و کشور ایران در ان قید شده بود را با خود به سر کلاس درس اورد و به من نشان داد .در روزنامه نوشته شده بود که امریکا از تو به عنوان چهره ی زن “مسلمان ” موفق إیرانی تبار نام برده است و قرار است بورسیه و جایزه ی سال ۲۰۱۵ در ماه مه به تو داده شود . شاگردم از من سوْال کرد : ایا تو انوشه را که هم کشوری هستید میشناسی ؟ حتی لحظه ای هم در پاسخ تردید نکردم و گفتم : نه . نمی شناسم . راستش را بخواهی من از روی شرم بود که گفتم : نه نمی شناسمت . انوشه انصاری ، می دانی ، کودکی که این سوْال را می پرسید با خانواده ی شش نفری خود در اتاقی بیست متری زندگی می کند و خبر دارم که دیپورتی است و بزودی به کشور فقیرش بر گردانده خواهد شد و احتمالا تنها خاطره ای که در طول عمر خود از پرواز خواهد داشت چهره ی سرد و دستان نا مهربان پلیسی خواهد بود که او را روی صندلی هواپیما برای رانده شدن از این کشور بزور نشانده است . صورت متعجب شاگردانم نشان از ان داشت که برای اولین بار باورم نکرده اند از اینکه گفته ام تو را نمی شناسم . بچه ها را نمیشود گول زد . پرسش های خود را ادامه دادند و گفتند اما هر دوی شما از یک کشور می ایید . و چطور ،،؟،.. برایشان گفتم که منطور از نشناختن این نیست که نام و أوازه ی تو را نشنیده باشم . از بسیاری از رسانه های فارسی زبان شنیده ام و سال هاست در مطبوعات هم در مورد ت خوانده ام که با چه اب و تاب فراوان و غرور و افتخاری از سفر افسانه ایت مینویسند .و به نظر می رسد قند در دلشان اب می شود که از اینکه با تو هم ریشه اند . سهمی که به انها رسیده است هم نژادی تان است که من با ان سخت بیگانه ام . برایشان گفته ام تنها چیزی که ما را به هم ربط میدهد زبان و جغرافیایی است که مادرانمان ما را در آنجا به دنیا اورده اند و به ان زبان با ما حرف زده اند . برایشان گفته ام من کجا و تو کجا ؟ من معلمی ساده و کم در امد و تو با ان ثروت افسانه ای .. . برایشان گفته ام حقوق ما (معلم ها ) در تمامی دوره ی خدمت کاریمان به اندازه یک صدم پولی که تو برای سفرهشت روزه ات پرداخت کرده ای نخواهد بود .برایشان گفته ام که البته معلمان چه در ایران و یا کل جهان با چنین وضعییت و حقوق کم بسیارند و انوشه ها تعدادشان در جهان بسیار کم . برایشان گفته ام حتی ارزو های من و انوشه هم به اندازه ی یک راه نجومی با هم فاصله دارد . برایشان گفته ام که تو از بچگی ارزویت سَفَر به فضا و گشت و گذار در میان ستارگان بوده است و بر اورده شدن این ارزوی “غیر زمینی” …. و ارزوی ما معلمان ،دست کم ، حداقل معاش یک زندگی شایسته انسانی و اما یک “ارزوی زمینی” … برایشان حقیقت را گفته ام .. مثال اورده ام .برایشان باز هم بیشتر گفتم و بیشتر هم مثال اوردم .چون برای اموزش به کودکان با مقایسه و مثال می توان راحت تَر روشنگری کرد .. از انجایی که در مدارس سوید رسم بر این است که معلم و شاگردان با هم به شخصیت های مشهور ،مانند سیاستمداران . و یا پژوهشگران و یا هنرمندان نامه مینویسند و سوْال های خود را مستقیما مطرح می کنند به پیشنهاد یکی از شاگردانم ، ما هم تصمیم گرفتیم برایت نامه بنویسیم .واز خودت سوْال کنیم . برای اطلاعات و شناخت بیشتر این افراد ، غالبا رسم مان هم بر این است که در ابتدا به گوگل مراجعه می کنیم . و در مورد تو هم این کار را کردیم . اطلاعاتی که از تو در گوگل و صفحات اینترنتی و وبلاگ خودت داده شد ه بود بسیار متناقص بود . هم تو را فضانورد خوانده اند و همً مهمان و توریست فضایی و همچنین فضاپیما که پول هنگفتی به مبلغ بیست ملیون دلار خرج سفر نه روزه ی خودت کرده ای . شاگردانم با تعجب پرسیدند که چرا یک نَفَر که اگر فضانورد است و یا محقق است باید این همه پول بدهد ؟ و ما نمیدانستیم که تو را چه بنامیم .!؟!؟ انطور که متوجه شدیم تو به خاطر علاقه ات به فضا ، پول های خود را در آنجا سرمایه گذاری کرده ای و از اینرو ،،،، همانطور که سرمایه گذاری در بخش های خصوصی دیگر هم مانند مخابرات در امریکا .کرده ای .و از این رو …..همانطور که سرمایه گذاری در شرکت های خصوصی در ….. کرده ای . همانطور که سرمایه گذاری در ،،،،،سرمایه گذاری … سرمایه گذاری … سرمایه گذاری ..و أمسال هم ” جایزه “چند ین ملیون دلاری را به تو داده اند …. این هم بازی شما سرمایه داران کلان و دولت های سرمایه داری است . گاهی تو سرمایه گذاری می کنی و گاهی انها تو را برای تشویق بیشتر جایزه پولی می دهند من اسمش را گذاشته ام ” تشویق غارت گران ” . گر چه بخوبی می دانم که وقتی من این نامه را برای تو می نویسم وبرای شاگردانم از این کهکشان لا ینتناهی ، از ستارگان و کرات دیگر… و از ماه و خورشید و سنگها و شهاب های أسمانی تعریف می کنم و با هم فیلم های اموزشی فضا یی را با لذت و “حسرت ” نگاه می کنیم ، همان زمان، تو همچون شاپرکی از لذت و شادی در فضا با سفینه ات در کهکشان میان ستارگان می چرخی … و شبها در همسایگی ماه ، وقتی چشمانت را به روی هم می گذاری ، در رویایت ، خواب سفر بعدیت را شاید به سیاره ای یا کره ی ماه را می بینی . این ها تفاوت های زندگی تو و ملیون ها بشر دیگر روی کره ی زمین است . انوشه ایا تا به حال فکرش را کرده ای که چرا جهان اینقدر نابرابر است؟ انوشه می توانی تصور کنی که شاگردان من و بسیاری از کودکان جهان ، حتی در تمامی طول عمرشان شأنس سوار شدن به هواپیما را نخواهند داشت . ! انوشه این هم نظرات و سوْال های کودکانی که از اقضی نقاط دنیا در این کلاس جمع شده اند می باشد که بر روی تخته ی سیاه نوشته ام تا که ضمیمه ی نامه کنم . اولین سوْال مشترک همه ی شاگردان- ١- انوشه این همه پول را از کجا اورده ای ؟ انوشه این رقم حتی در ماشین حساب های ما در کلاس ریاضی هم سر و کله ی ما را گیج می کند و حسابش را ، جمع و تفریقش را نمی توانیم بکنیم . این رقمی که برای سفر تفریحی خودت داده ای انوشه ، این رقم را می گوییم . راستی این همه پول هنگفت را از کجا اورده ای ؟ ٢- انوشه ، ایا از اون بالا مردم فقیر و گرسنه ی این کره زمین را هم دیدی ؟ انوشه میدونی که این سَفَر هشت روزه ی تفریحی تو به فضا میتوانست جان بیشماران انسان و کودک را روی زمین نجات دهد ؟! ۴- انوشه در گوگل نوشته است تو درس مهندسی خوانده ای . ما هم دوست داریم به فضا سفر کنیم . ایا باید مهندس شویم ؟ معلم مان می گوید درس خواندن خوب است اما تو بخاطر مهندسی ت به فضا نرفته ای و چه بسا بسیار تحصیلکردگانی که متاسفانه در این جهان بیکارند و حتی توان سفر به شهر و کشور های همسایه خود را ندارند و تو چون سرمایه دار هستی از این رو توانستی … معلم مان به ما می گوید قبل از اینکه مهندس و و یا حتی فضانورد خوبی بخواهیم بشویم باید درس انسانیت را بیاموزیم .که در کتاب ها و مدارس و دانشگاه ها اموختنی نیست . از او می پرسیم . از کجا و چگونه پس انسانیت را یاد بگیریم ،؟! به ما می گوید : فقط کافیست به دور و بر خودمان خوب نگاه کنیم . .. . معلمان می گوید جهان پر از نا عدالتی ست .فقر و بیچارگیست . مردم گرفتار و گرسنه اند .و از گرسنگی می میرند و سرمایه دارها باعث ابن بدبختی هستند . می خواهیم از تو بپرسیم که تو چی فکر می کنی ؟ . ایا ان انسان های فقیر و گرسنه و گرفتار را که معلم ما از انها برایمان می گوید انوشه ، تو هم از ان بالا دیدی ؟ ما برای شناخت بیشتر تو ، تمامی مصاحبه ها و مطالبی که در باره ی تو نوشتند را دیدیم و خواندیم . در یکی از مصاحبه هایی که از تو میشود می گویی حتی اگر یک بلیط یک طرفه هم به فضا می داشتم و بازگشتنی هم به زمین در کار نبود باز هم به این سفر میرفتم . این حرفت به ما ثابت می کند که تو یک فضانورد محقق نیستی . چون محقق ها هرگز از این حرف ها نمیزنند فقط یک ماجراجوی سرمایه دار می تواند اینگونه به هوس و لذت ش بیندیشد و جان خود را ریسک کند . و این همه پول خرج میل و هوس خود کند .. انوشه ، من لیلا هستم از فلسطین می ایم ایا شهر غزه و کشته شدگانش را دیدی ؟ موشک هایی که بمب هایی که بر سر مردم غزه میًریزند را می گویم ایا در سفرت از کنار انها هم گذشتی ؟ انوشه من روژان از سرزمین کردستان می ایم حتما می دانی که اسم تمامی کشورها و شهرها بر روی نقشه جغرافیا ی زمین حک شده است . هیچ فکر کرده ای که چرا نام کردستان را ننوشته اند . ؟ ایا از ان بالا سرزمین کردستان را دیدی ؟ زنان مبارز و اگاه کوبانی را دیدی که چگونه برای جامعه ی بهتر می جنکند و داعشیان مسلمان را از سرزمین شان میرانند .و انوقت چگونه تو اجازه میدهی که در معرفی نامه ات از تو به نآم زن مسلمان نام ببرند و در مصاحبه ای گفتی که می خواهی که الگو زنان باشی ؟!!! انوشه در سرزمین کردستان می دانی بچه ها از سنک و چو ب برای خود أسباب بازی درست می کنند . راستی ، سفینه فضائی تو ، أسباب بازی تو از چه ساخته شده است ؟ هزینه ی سأختن أسباب بازی تو چقدر بوده است ؟ انوشه ، من سامی و از افریقا می ایم . بچه های آنجا با شکم های باد کرده و بدن های لأغر که پوست و استخوان شده اند و از گرسنگی می میرند ، انها را چی ؟انوشه ایا انها را از ان بالا دیدی ؟/ انوشه من سینگو هستم و از ژاپن می ایم شنیده ام بمب هایی که امریکا بر سر هیروشیما ریخته بوده شکل کو هها را هم حتی تغییر داده همان بمب هایی که ملیون ها نَفَر زن و مرد و کودک را کشته است را می گویم ایا رد پا و اثر ان را از ان بالا دیدی ؟/ انوشه من مهدخت از افغانستان می ایم در کشور من به زن ها خیلی ظلم می شود . تو در مصاحبه ات گفتی که می خواهی با این سفرت به فضا ، به زنان بیاموزی که ارزو هایشان را جدی بگیرند و برایش تلاش کنند و مطمین باشند به انها خواهند رسید . ایا تلاش این زنان افغان برای رهایی از دست همان دینی نیست که تو را به ان منصوب می کنند و امریکا و سایت های اینترنتی فارسی زبان تو را مسلمان می خواننده و تو اعتراض نمی کنی ؟! چه می گویی چه ایده الی تو می توانی برای زنان تحت ستم کشور افغانستان و یا کشور های دیگر منطقه باشی ؟انوشه فرخنده را به نام دین کشتند ایا تو خبر داری ؟ / انوشه من ازاده هستم من هم مثل تو از کشور ایران می ایم . معلم مان تعریف کرده است که إیرانی ها خیلی هاشون احساس غرور و افتخار می کنند که تو اولین زن فضاپیما هستی که إیرانی هستی . اما من نمی فهمم چرا ؟تو لذتش را بردی و انها خوشحال میشوند !!!؟ شنیدم که با خودت پرچم ایران را به همراه پرچم امریکا به فضا برده ای ؟منظور تو از این نمایش چه بود ؟ اگر منظورت از پرچم اینست که می خواهی بگویی که به معنای میهن دوستی تو است ، اگر واقعا منظور ان است که کشوری را که در آنجا متولد شده ای را دوست داری . چرا پول سفر تفریحی خودت را خرج کودکان فقیر کشور ایران نکردی ؟ کودکان کار ، کودکان خیابانی ، کودکان گلفروش . کودکان فحشا ، کودکان بی سرپرستی که برای یک لقمه نآن حتی تن فروشی می کنند . ..ایا پرچم ایران را از جسم و روح این این کودکان بیشتر دوست داری ؟ ../ امروز خوشبختانه ما هم توسط تکنیک توانستیم از طریق اینترنت و گوگل از بالا کره ی زمین را ببینیم . ما دیدیم که ملیون ها مردم با مشت های گره کرده و پلاکاد ها در خیابون ها و میادین کشور های جهان ایستاده هستند . از معلممان پرسیدیم : اینها دیگر کی هستند ؟ معلممان می گوید اینها ٩٩% درصد یها هستند که معترضتد أکثریت مردم جهان هستند .و این دنیای نابرابر را نمی خواهند . انوشه ما با دیدن انها به فکر فرو رفتیم و چشمانمان به این دنیا بازتر شد … تو چی ؟ تو هم انها را دیدی ؟ وقتی که انها را دیدی چه کردی ؟ چشمانت را که نبستی یا چی ؟ بستی ؟ چه حسی کردی ؟ امروز با سرچ کردن نام تو به گوگل خیلی چیز ها یاد گرفتیم . یاد گرفتیم که تو یکی از همان ١٪ درصدی ها هستی . یاد گرفتیم تو سرمایه دار هستی . یادگرفتیم سرمایه دارها با أسباب بازی خودشان برای تفریح به کهکشان میروند و امریکا به انها جایزه می دهد . و بعضی از إیرانی ها خوشحال میشوند و افتخار می کنند . انوشه .اگر ارزوی تو از کودکی سفر به فضا بود . و با سرمایه ای که داشتی عملی کردی و به ان لذت رسیدی ، ارزوی من ، ازاده، دختر ی که همانند تو از ایران می اید ،با ارزوی تو از زمین تا اسمان متفاوت است .. من ارزوی خیلی بزرگتری دارم . می دانی ارزوی من این است که تمام کودکان دنیا از غذا ، خانه ، مدرسه ، بهداشت ، امنیت و أسایش برخوردار باشند من هم برای این أرزویم تلاش خواهم کرد تا بشود جهانی برابر بر روی کره ی زمین ساخت تا انوقت همه ی انسانها از زندگی لذت ببرند .و خوشحال باشند . انوشه برای عملی کردن ارزوی دنیای بهتری روی زمین ، انسان جانش را ریسک می کند نه برای رفتن سفر تفریحی به فضا .

امضا : رکسانا معلم مدرسه ی حاشیه نشینان ِشهر استکهلم

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است