مبارزه ی طبقه ی کارگر و تشکل های آن

THE WORKING-CLASS STRUGGLE AND ITS ORGANIZATIONS

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی reddit
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی print

By Hasse-Nima Golkar

THE WORKING-CLASS STRUGGLE AND ITS ORGANIZATIONS

مبارزه ی طبقه ی کارگر و تشکل های آن

یادداشت نویسنده:

پس از چندین سال همکاری تنگاتنگ با رسانه ی ” عصر آنارشیسم”، این نخستین بار است که یک موضعگیری سیاسی مُشخص را، برای آگاهی مخاطبان علاقمند به چالش کشیده ام. برخی از رفقای مبارز در فدراسیون عصر آنارشیسم، با آغوش باز از علنی کردن این انتقاد استقبال نموده اند و من هم با کمال میل منتظر پاسخ احتمالی آنان در صورت ضرورت، خواهم بود.

نیما گلُکار – چهارم  ژوئیه ۲۰۲۱

نگاهی انتقادی به بیانیه ی فدراسیون عصر آنارشیسم زیر نامِ “اعتصاب: ابزاری از ابزارهای کارگر” :

تاریخ مبارزات اجتماعی و بخش مهم آن جنبش طبقه ی کارگر، برای نابودی سیستم سرمایه داری به عنوان یکی از عوامل مهم ستمگری و استثمار فرد از فرد و جانشین کردن آن با یک سیستم اجتماعی آزادی مَنش و انسانی بدون وجود هر گونه دولتی؛ همراه با تمامی زیر ساخت های مربوط به آن که به دنبال حفظ سرمایه داری و بقای دولت هستند، همواره دارای فراز و نشیب های فراوان همراه با شکست و پیروزی بوده و خواهد بود.

بنابراین؛ مبارزه و مقاومت پیوسته برای دستیابی به خواسته ها از ساده تا پیچیده، از فردی به جمعی بر علیه هرگونه اقتدارگرائی، ستم و استثمار، بهترین و مؤثرترین راهِ برای کسب تجربه و آگاهی، برای بالابُردن سطح دانشِ در مبارزه  برای خود-سازماندهیِ فردی و جمعی و خود-مُدیریتی دمکراتیک در همه جا، در شورای خانه و خانواده، در شورای محله ی مسکونی، در شورای کارخانه، شورای مراکز آموزشی و تربیتی و غیره در سطح جغرافیائی کشوری و جهانی بر پایه ی منافع طبقاتی افراد و مطالبات گوناگون اجتماعی در کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت از اهمیت بالائی برخوردار است. اما آنچه که انسان ها از جمله به دنبال آن هستند، همزیستی آزادانه و مسالمت آمیز، عادلانه و برابری طلبانه می باشد که تمامی این خواسته های اساسی با اهداف ستمگران و استثمار گران در مغایرت قرار دارد.

آشکار است که چگونگی و تنوّع در بکارگیری اَبزارهایِ مبارزاتی برای تعیین  تاکتیک ها و اِستراتژی ها، مانند مبارزه ی مسلحانه را همواره دُشمن روبرویمان، یعنی سیستم نابرابر سرمایه داری و دولتِ کار گُزار آن، بر ما تحمیل می نماید. حال، این که کارگران به خواسته های عادلانه ی خود هر چند کوچک و ناچیز باشد می رسند و یا نَه، از یکسو بستگی به قدرتِ سرکوبگری سیستم سرمایه داری از طریق دولت های وابسته به آن و از جانبی دیگر، ارتباط مستقیم به اراده، همبستگی و نیروی مقاومتِ پایدار آنها از طریق سازماندهی تشکیلاتی طبقه ی کارگر دارد. طبیعی است که هر فرد و یا گروه سیاسی، مُختار است و حق دارد که از این تاکتیک یا استراتژی، از این نوع اعتصاب و یا هر شکلِ دیگرِ مبارزه، پشتیبانی بنماید و یا ننماید.

از دیدگاه آنارکوسندیکالیستی من؛ اِتخّاذ سیاست های کمال گرایانه (پرفکشونیستی)، مُطلق گرایانه (آبسولوتیستی) و تمامی پدیده ها ی اجتماعی – انسانی را تنها با “عینک سیاه و سفید”، بدون عیب و نقص مشاهده کردن، می تواند باعث شوند که مبارزات آزادی خواهانه، عادلانه و برابری طلبانه ی ما را به بُن بَست و نا کُجا آباد رَهنمون سازد. بنابر این، مُعتقدم که موضعگیری های مُبهم و دو پهلوئی همانند  “نَه سیخ بسوزد و نه کباب” و یا “یکی به میخ زدن و یکی به نَعل کوبیدن”، همچنین ” ما به داشتن یک تکه کیک راضی نیستیم بلکه همه ی نانوائی را می خواهیم” در رابطه با اَشکال مبارزاتی و اعتصابات کارگری و سایر جنبش های اجتماعی، و مقایسه کردن یکی با دیگری بدون در نظر گرفتن شرائط مشخّص و مُعّین هر کدام، از بُنیاد نا دُرست و غیر خردمندانه خواهد بود. تنها دادنِ شعارهای اِراده گرایانه بدون پُشتوانه ی نظری-عملی ( تئوری – پراکتیک) و بدون مشارکت مُستقیم در محل کار؛ به مفهوم کوبیدن بر طبلی تو خالی است که صدایش تنها از دور خوش می آید ولی آنچنان تأثیر ساختاری و تعیین کننده ای در تغییر ماهیّت پدیده ی مبارزات گوناگونِ اعتراضی و اعتصابات نخواهد داشت. تاریخ مبارزات بشری نشان داده است که اِفراط و تفریط  در هر دو شکل آن، زیر هر نامی که  باشد، ناگزیر مُنجر به شکست، اِنفعال و سَرخوردگی خواهد شد.

بیانیه ی بسیار کوتاه فدراسیون عصر آنارشیسم در رابطه با اعتصاب سراسری کارگران صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در ایران، راهکار عملی و مُمکن به جنبش کارگری نشان نمی دهد. این که می نویسد “ما حامی و مشتاق اعتراضات کارگران با امکان افزایش عملکردی ستیزه‌جویانه و تخریب‌گر هستیم”، هم نا روشن وهم نا کافی است و بهتر این می بود آشکارا توضیح داده می شُد که منظور از ستیزه جوئی و تخریب گری، آیا کارشکنی (سابوتاژ) است؟ و اگر چنین است، چگونه می توان این کار را انجام داد؟

آیا به محض اینکه کارگران دست از کار می کَشند و از اَبزار اعتصاب، بمثابه ی اسلحه ای کارآمد استفاده می کنند، آیا این رفتار ستیزه جویانه و تخریب گرایانه برعلیه خریداران نیروی کار چه خصوصی و چه دولتی، این چپاولگران ارزش اضافی در سیستم سرمایه داری نیست؟

بیانیه فدراسیون عصر آنارشیسم با دیدگاه کمال گرایانه، مطلق گرایانه، سفید و سیاه دیدنِ پدیده ها، می گوید نه! چرا؟ چون ستیزه جوئی و تخریب گری از دید آن – که البته واضح بیان نمی شود – لابُد تهّیه ی تجهیزات نظامی از قبیل مُسلسل و با بُمب، برای شلیک بر علیه سرمایه داران و منفجر کردن کُل ساختمان کارخانه که در واقع امر به مردم زحمتکش تعّلق دارد، است.

این بیانیه در جائی دیگر با نگاهی کاملن تقلیل گرایانه از یک سو، مُطالبه ی افزایش دستمزد را بر پایه ی افزایش توّرم، ” بازپس گیری حقوق اندکی” و از جانب دیگر، ” خواست اصلی کارگر نیست” معرفی می کند. این هر دو نکته نادُرست و به دور از واقعیت است. مطالبات اصلی کارگران در این مرحله از مبارزه که متأسفانه بیانیه از کنار تمامی آنها به راحتی می گذرد، مطابق اسناد موجود که خودشان در کانال تلگرام منتشر کرده اند از این قرار می باشند:

۱- افزایش حد اقل دستمزد برپایه ی بالا رفتن تورّم، به مبلغ دوازده میلیون تومانِ [البته بخور و نمیر]. ۲- افزایش روزهای استراحت از چهار روز به ده روز در ازای ۲۰ روز کارِ ماهیانه. ۳- امنیّت شُغلی پایدار[استخدام دائم]. ۴- باز پس گرفتن دستمزدهای مُعوّقه. ۵- کوتاه شدن دستِ شرکتهای پیمانکار و علاوه بر تمامی این ها: ۶- حق تشکیل سندیکای آزاد. ۷- حق داشتن مسکن. ۸- حق استفاده از بیمه های اجتماعی و کار. ۹- حق آموزش و درمان رایگان و …..

آیا تمامی این مطالباتِ کارگری “َاَندک” هستند!؟ آیا در شرائط مشخص و معّین کنونی با در نظر گرفتن عدم تناسب و تعادل نیروی طبقاتی و ضعف عمیق و چشمگیر درعملکرد جنبش کارگری در تئوری و پراکتیک، این خواسته ها ستیزه جویانه و تخریب گرایانه نیستند؟ پاسخ بیانیه ی فدراسیون همچنان نَه می باشد. چرا؟ زیرا کارگران برای سرنگونیِ یکباره ی سیستم سرمایه داری مُسلّح نیستند!

آیا کارگری که آب و نان و مسکن و زمان استراحت برای خود و خانواده اش را ندارد، و در هنگامی که جنبش کارگری پس از گذشت بیش از چهل سال هنوز دارای یک تشکیلات میلیتانت و صندوق مالی پایدار برای اعتصاب نیست، تسلیحات نظامی را از کجا و چگونه تهیه نماید تا بتواند با دشمن خونخوارِ تا  بُنِ دندان مُسلح، به رویارویی “ستیزه جویانه و تخریب گرایانه” بر خیزد؟

این که آیا کارگران تنها با مبارزه ی اتحادیه ای به خواسته های عادلانه خود می رسند یا خیر، به فاکتورهای دیگری از جّمله سرکوب شدید و فاشیستی دولت سرمایه داری بستگی دارد.

برای اینکه جنبش کارگری از سیاستهای آشتی جویانه ی رهبران جلوگیری کند، بَدیل (آلترناتیو) دیگری جُز با ارتقاء دادن خود به سطح بالاتر و پیشرفته تری از “اتحادیه”، یعنی ایجاد یک سازمانِ صنفی – سیاسی وجود ندارد. و آن، همانا تشکیل یک سازمان آنارکوسندیکالیستی ( سندیکالیسم انقلابی – آنارشیستی) می باشد.

جنبش های اتحادیه ای و سندیکالیستی، اگرچه هر دو اینها مربوط به تشکل های صنفی کارگران هستند، اما به عنوان یک سازمان سیاسی به شمار نمی آیند و تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. با این حال ، جنبش آنارشیستی همواره یک تشکیلات سیاسی بوده و خصلت سازمان صنفی را ندارد. و این همان عامل مهمی است که بیانیه ی فدراسیون را به گمراهی کِشانده و باعث ارزیابی و داوری نادرست در مورد مطالبات دوره ای کارگران در شرایط مشخص و معّین امروز شده است. زیرا بدون استقرار یافتن یک تشکیلات کارگری آنارکوستدیکالیستی، سطح توقع خود را آنقدر بالا می بَرد که از ماهی، انتظارِ پرواز و از پَرنده، انتظار شنا کردن در عُمق دریا را دارد!!

امّا این تفاوت های پایه ای در جُنبش های اِتحادیه ای و آنارکوسَندیکالیستی کدامند؟

“”اتحادیه گرایی” مرسوم همواره به ضروری وجود دولت، پارلمان ، نماینده و یک سیستم رهبری متمرکز عمودی و از بالا به پایین (آقابالاسر کارگران) اعتقاد داشته و بر آن تأکید ورزیده است و اغلب به یک حزب سیاسی وابستگی داشته و یا گرایش شدیدی به آن نشان می دهند.

“آنارکوسندیکالیسم” برخلاف ویژگی های اتحادیه، به هیچ گونه دولت، پارلمان یا رهبری به هیچ شکل و ماهیتی باورمند نبوده و دارای یک سیستم هدایتِ راهبُردی برای شوراهای خودمُدیریتی، غیر مُتمرکز و اُفقی است و همه ی اعضای یک سازمان آنارکوسندیکالیست کارگر هستند. آنها هر کدام به طور انفرادی یا جمعی در تمامی جلسات مورد مُناقشه با خریدار نیروی کار – کوچک یا بزرگ – و دولتِ حاکم (“دادگاه کار”)، که نماینده ی منافع طبقاتی خاص خود هستند، بدون داشتن هیچ رهبری شرکت می کنند و تنها یک “سخنگوی” وجود دارد که به صورت داوطلبانه کار می کند. این در مقایسه با اتحادیه ای که نمایندگان آنها اغلب کارمندان آن می باشند و کارگر نیستند، یکصد و هشتاد درجه، تفاوت دارد.

نمایندگان اتحادیه، اغلب با کارگران درمورد خواسته های مشخص و مُعیّن آنها در محل کار، بر علیه خریدار نیروی کار یا دولت (“دادگاه کار”) مشورت نمی کنند و آنان را در جلسات مذاکرات شرکت نمی دهند و نمایندگان به تنهایی درباره ی منافع کارگران تصمیم می گیرند، زیرا بر این باور هستند که دانش و مهارت آنها از ظرفیت کارگران، بیشتر و برتر می باشد. بنابراین، آنها همیشه به دُنبال اِعمال منافع خود و حزب سیاسی ای هستند که اتحادیه ی آنها به آن وابستگی دارد.

در حالی که سخنگویان آنارکوسندیکالیست، همواره در ارتباط و دخالت دادن مستقیم کارگر/ کارگران بوده و با شرکت دادنِ مستقیم آنها در تمامی جلسات مذاکره با خریدار نیروی کار و دولت (“دادگاه کار”) مسائل مورد اختلاف را حل و فصل می نمایند و منافع، نظرات و علائق شخصی خود را به هیچ گونه دخالت نمی دهند و اِعمال نمی کنند.

رهبران اتحادیه در تمامی انتخابات پارلمانی فعالانه شرکت می کنند و به سطح رئیس جمهور یا نخست وزیر یک دولت سرمایه داری می رسند و طِبق معمول، پیشینه ی کارگری خود را فراموش می کنند.

اما بالعکس، آنارکوسندیکالیست ها به دلیل داشتن خصلت ضد سرمایه داری و بر پایه ی اهداف آنارشیستی (سوسیالیسم لیبرتارین / آزادی مَنِش) در هیچیک از انتخابات پارلمانی شرکت نمی کنند و به عنوان رئیس جمهور یا نخست وزیر کاندیدا نمی شوند و  هیچ موقعیت سیاسی اداری دولتی یا منطقه ای را در جامعه نمی پذیرند و ندارند. به استثناء تجربه ی تاریخی در دوران جنگ داخلی اسپانیا بین سالهای ۱۹۳۹-۱۹۳۶ میلادی، که آنها را قطعن به اشتباه برای شرکت در هر نهاد دولتی متقاعد کرد.

ضمنن در بیانیه ی فدراسیون دو نکته ی مهم وجود دارد که میبایست یادآوری شود:

۱- گاهی اوقات چندین بار فقط از واژه ی “کارگر” (اسم مُفرد) به جای “طبقه کارگر” و یا دستِکم “کارگران” (اسم جمع) استفاده شده است. چرا؟

۲- هیچ ارتباط منطقی مابین تصویرانتخابی همراه با بیانیه مشاهده نمی شود و با اعتصاب کارگران نفت همخوانی ندارد. آیا همین نمونه، نشان نمی دهد که فدراسیون تنها از جنبش کارگری ای دفاع می کند که همانند شرائط اجتماعیِ دهه ی ۱۹۳۰ میلادی در اسپانیا، جائی که آنارکوسندیکالیست ها با حضور تشکیلاتی بسیار گسترده و نیرومند پدید آمد، دفاع می کند؟

آیا به مخاطبین این گونه اِلقاء نمی شود که بیانیه آگاهانه و یا نا آگاهانه، قصد تقلیل دادنِ ارزشِ مبارزات کارگری در ایران را، به دلیل هَمسان نبودن آن با مبارزات کارگران سندیکالیست – آنارشیست دراسپانیا دارد؟

واقعیت امروزِ جنبش کارگری در ایران نشان می دهد که حضور بسیار اندک تعداد مُبارزین آنارکوسندیکالیستِ خود سازمان یافته در جنبش داخلِ، برای تأثیر گذاری در بالابردن سطح مطالبات صنفی – سیاسی و انتخاب شعارها، متأسفانه بسیاراندک می باشد. بر همین پایه: کمال گرائی، مطلق گرائی و مهم تر از هر چیز دیگر، اراده گرائیِ در این بیانیه به بالا بردن ذهنّیت و روحیه ی مبارزاتی طبقه ی کارگر و در اینجا کارگران صنعت نفت کومکی نمی کُند و عَدم حمایتِ آشکار به ویژه در شرائط مشخص کنونی در جامعه، از دیدگاهِ من جایِ انتقاد دارد.

من از نظر کلی، مُشکلی با اهدافِ مبارزه جویانه و بلند پروازانه ی فدراسیون ندارم. ولی بهتر است به این واقعیت تلخ نیز توجه داشت که یکی از بزرگترین مشکلات در ارزیابی شرائط پیچیده ی اجتماعی امروز، به ویژه جنبش کارگری ، که در فقر عمیق تئوریک – سیاسی – تشکیلاتی و سردرگُمی وصف ناپذیری بسر می بَرد، مابین خواسته های ما و جنبش کارگری فاصله انداخته شده  است.

من، به عنوان یک کارگر بازنشسته ی هوادار آنارکوسندیکالیسم (*) بیشتر شاهد رگه هائی از جنبش سندیکالیستی جهانی و تاثیرات مهم آن در جنبش کارگری ایران هستم و نه یک جریان آنارشیستی، که تا این موقع احتیاج به گذشتِ زمان از راهِ  ترویج و گِسترش هر چه بیشتر ادبیات آنارشیست – سندیکالیستی، انتقال تجربیات آموخته شده و تجربیات جهانی، همراه با شکست و پیروزی های ناگزیر مبارزاتی خواهد بود. تنها با اِراده گرائی و نُسخه پیچی بدون مشارکت مستقیم در مبارزات روزمّره ی جنبش کارگری، نمی توان سطح آن را ارتقاء بخشیده و به پیش راند، تا بتوان سرنگونی سیستم فاسد و غیر انسانیِ سرمایه داری را ممکن ساخت.

(*) من فکر می کنم که جُداکردن این دوقلوی ادغام شده دَر هم (سندیکالیسم – آنارشیسم) از یکدیگر برای ساختن یک جامعه ی انسانی و سوسیالیستی لیبرتارین (آزادی مَنش) در آینده، صحیح و کارساز نمی باشد.

ولی با وجود همه ی این واقعیت ها، مُشکلات کوچک و بزرگ همراه با تمامی نُقاط ضعف و قوّت، شایسته نیست که دست رویِ دست گذاشته و از این جنبش پَشتیبانی ننمائیم. چنین حمایتی یک وظیفه ی سیاسی و مسئولیت مبارزاتی جنبش سندیکالیستی – آنارشیستی در سراسر جهان می باشد!

مُبارزه ی سیاسی برای تغییرات اساسی اجتماعی از هر نوع آن، یک خط مستقیم و یا کارگاه رنگرزی نیست، که بدون در گیر شدن با مشکلات از ساده  تا پیچیده، و گذر نکردن از لابیرنتِ پُر پیچ و خَم آنها عبور نکرد و درظرف یک یا چند روز به نتیجه ی مطلوب رسید.

مبارزه برای تغییر، کوچک و یا بزرگ در سیستم فاسد سرمایه داری حاکم بر جهان از اعتراض به سیاستهای اقتدار گرایانه و بَرده پروَر آموزش و پرورش در خانواده، کودکستان، دبستان، دبیرستان و دانشگاه آغاز می شود و با اعتراضات برای اِحقاق حقوق کارگران و شهروندان، هر چقدر هم “ناچیز” ادامه می یابد.

این بهترین راهِ در طول مبارزه است که انسانهای زحمتکش در آن آموزش می بینند، به آگاهی می رسند، تجربه کسب می کنند تا قادر باشند برای رسیدن به سطوح گوناگون دانش مبارزاتی برای تغییرات بُنیادی و رادیکال، خودشان “مُسلّح” شوند و به آن علاقه نشان دهند و خود از آن دفاع کنند؛ این مهم نیست که تا تحقق آن، سالها و قرن ها به درازا بکِشد.

من بر این باور هستم که تا زمان تحقق این اهداف و خواسته ها، شایسته نیست به بهانه ی “حمایت” فریب کارانه ی راست گرایان و یا هر نیروی واپس گرای دیگری از اعتصاب؛ هیچ کاری نکنیم، در موقعیت آچمز شده قرار بگیریم، سکوت کنیم و این کارگران مبارز را در دهان اژدهایِ هزار سَرِ دولت اسلامی – شیعی در ایران تنها بگذاریم و تا آنجا که می توانیم، از آنها پُشتیبانی ننمائیم. “دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم و دیگران بخورند”!

پایدار باد اتحاد و همبستگی طبقه ی کارگر، همراه با روشنگران و هواداران کلیه ی حقوق زحمتکشان بر علیه سیستم سرمایه داری و هر گونه سِتم و اِستثمار فَرد از فرد!

https://asranarshism.com/fa/1400/04/09/strike-a-tool-in-workers-toolset-fa



آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم

Federation of Anarchism Era Social Media Pages



۱- آدرس تماس با ما 
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶– سایت عصر آنارشیسم
۱۷- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها
۱۸- اینستاگرام ” دختران آنارشیست افغانستان ”
۱۹- اینستاگرام آنارشیستهای رشت
۲۰- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۱ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۲- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۲۳ – اینستاگرام آنارشیستهای شیراز
۲۴ – اینستاگرام آنارشیستهای گیلان
۲۵ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۶ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۷ – بلوک سیاه Iranian Black Bloc توییتر
۲۸ –  اینستاگرام ” آنارشیستهای جنوب “
آنارشیستهای جنوب یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.
۲۹ – اینستاگرام ” آنارشیستهای خراسان“
آنارشیستهای خراسان یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.
۳۰ – گروه تلگرام آنارشیستهای بلوک سیاه
۳۱ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۳۲ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان
۳۳ – اینستاگرام بلوک سیاه آنارشیست
۳۴ – تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۵ – تلگرام قیام مردمی
کانال قیام مردمی مخصوص آموزش تاکتیکهای مبارزات خیابانی و سازماندهی تظاهرات سراسری است.
۳۶– اینستاگرام جوانان آنارشیست
۳۷– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۳۸- کانال تلگرام کتابخانه شورشی