ایرانی‌ها و کردهای “روژهەلات” در روژآوا

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی reddit
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی print
اندازه متن

رانندەهای تاکسی و مردم در روژاوا، بە محض اینکە متوجە می شوند از ایران آمدەام می پرسند: احمدی نژاد چرا کم پیداست؟ چرا کردهای ما [کردهای روژهلات] را اعدام می کنند؟

چند جملە را حفظ کردەام و طوطی وار در جواب‌شان می‌گویم، آنها نیز معمولا قانع می‌شوند.

در روژاوا این تنها خبرهای هزار بار از فیلتر گذشتە نیستند کە در ارتباط با ایران از طریق رسانەها تا این نقطە ساطع شدە‌اند، بلکە پراید و پژوی ٢٠۶ ساخت ایران هم در شهرها بە وفور دیدە می شوند. کاشی های خوش رنگ و نگار یزد و اصفهان هم کم نیستند.

با وجود نبود مرزهای مشترک جغرافیایی، بعد از رویدادهای سال ٢٠١١ در سوریە حضور ایرانی ها بیشتر و بیشتر شدە است. قبل از این رویدادها، بیشتر سفرها زیارتی بود اما حالا شرکت در جنگ هم دلیل دیگری برای حضور و رفت و آمد به این منطقه شده است.

هم اکنون ایرانی ها در دو جبهە متفاوت حضور دارند. شماری از آنها دوشادوش رژیم بعث سوریە می جنگند و عده‌ای دیگر در کنار یگان های مدافع خلق، ی.پ.گ، در زمینەهای متفاوت فعالیت می‌کنند. از هنرمند گرفتە تا تک تیرانداز.

مقامات رسمی ایران کماکان حضور نیروهایشان در سوریە را رد می کنند اما مخالفان رژیم بعث بارها از دخالت‌های نظامی مستقیم سپاه قدس ایران در سوریە خبر دادەاند. آنها ویدیوهایی در این زمینە منتشر کردەاند کە بە زعم خودشان با استناد بە آن ها از دخالت نظامی سپاه قدس در سرکوب معترضان رژیم بشار اسد پردە برداشتەاند.

فیلم های افشاشدەای کە یک گروە مخالف سوری از مستندساز ایرانی هادی باغبانی در جریان یک درگیری کشف کردە است، بە وضوح حضور نیروهای ایرانی در شهر حلب را تایید می کند.

محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران پیشتر در ارتباط با دخالتهای نظامی ایران در سوریه گفتە بود: “با توجه به نیروی انسانی و حضور خود مردم آن کشور نیاز به دخالت نظامی مجموعه‌های دیگر نیست و ما فقط آموزش تجربی و نرم‌افزاری را در اختیار آنان قرار می‌دهیم و اثرش را بعد از این چند سال درگیری می‌بینیم.”

مدتی بعد در یک نشست مطبوعاتی، سردار جعفری حضور نیروهای سپاه قدس را تایید کرد و گفت: “بە دلیل شرایط خاصی کە در سوریە و لبنان وجود داشتە، تعدادی از سربازان سپاه قدس در سوریە و لبنان حضور داشتەاند، اما این حضوربە معنای حضور نظامی ایران نیست.

بشار اسد هم نیز به تازگی در گفتگوبا شبکه ۲ فرانسه منکر حضور نظامیان ایرانی در جنگ داخلی سوریه شد و حضور ایران را فقط در حد خدمات مستشاری نظامی دانست.

روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: “ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران در ماه ژانویه به طور مخفیانه برای دیدار با بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه به دمشق سفر کردە است.” در این گزارش همچنین بر “دوستی بسیارنزدیک ایران با سوریه” تأکید شده بود.

بحث حضور و دخالت حکومت ایران در روژاوا مبهم تر است. در گفتگوهایی کە با سە تن از مقامات کرد در روژاوا داشتم، وجود هرگونە همکاری مستقیم و غیرمستقیم با جمهوری اسلامی ایران را رد و حمایت ایران از رژیم بعث را محکوم کردند.

ریدور خلیل سخنگوی یگان های مدافع خلق ی.پ.گ در این بارە بە من گفت: “دخالتهای منطقەای مانع از شکل گیری فضایی سیاسی برای حل مشکلات داخلی سوریه می شود. ایران نقش پررنگی در تبیین سیاست های رژیم بعث ایفا می کند. حزب اللە هم وجود دارد. متاسفانه سوریه را رژیم بعث به تنهایی ادارە نمی کند.”

به عقیده او حکومت ایران بیشتر مواقع از طریق خود نیروهای سوری در منطقه دخالت می کند. او همچنین اضافه کرد:” نیروهای حرس ثوری که به ایران نزدیک اند، در منطقه حضور دارند. اما در مورد شمار آنان، میزان تاثیرگذاریشان و نیز محتوای برنامەهایشان اطلاعات آشکار و قابل اتکایی در دست نیست.”

درجریان جنگ چند روزه میان یگانهای مدافع خلق و نیروهای رژیم بعث در منطقه حسکه، مقدار قابل توجهی از مهمات ارتش به دست نیروهای یگانهای مدافع خلق افتاد. عبارتهای فارسی که روی محفظه های گلوله و اسلحه های قبضه شده از نیروهای رژیم نوشته شده بود نیز گواهی بر این ادعا بود که مهمات از طرف حکومت ایران در اختیار این نیروها قرار گرفته بودند.

چند ماه پیش مصاحبەای با آسیە عبداللە، رئیس مشترک حزب اتحاد دمکراتیک داشتم. در جواب پرسشی که از او دربارە ارتباط با حکومت ایران پرسیدم، منکر وجود هرگونە ارتباط سیاسی و نظامی شد.

او دربارەی شایعه کمکهای حکومت ایران بە کردها در جنگ شدید کوبانی گفت: “هیچ کمکی در جریان نبوده است. هر کسی که بخواهد کمک نظامی در اختیار ما بگذارد با ی.پ.گ مذاکره خواهد کرد. در رابطه با موضوعات سیاسی هم خودگردانی دموکراتیک موضوع را بررسی می کند. اما تا به حال چنین چیزی وجود نداشته است و در رابطه با چیزی که وجود نداشته است احتیاجی به صحبت کردن نیست.”

فقدان روابط در ابعاد مختلف به معنی عدم تمایل مقامات روژاوا به این موضوع نیست. ریدور خلیل بە صراحت می گوید: “درهای ما به روی قدرتهای منطقه باز است. ایران هم یکی از آن کشورهاست. اگر ارتباطاتی در سطوح مختلف شکل بگیرد، از نظر ما اشتباه و دارای قبح نیست. به شرط آنکه آنها ساختار خودگردانی دمکراتیک کانتونهای ما را بپذیرند.”

اما او سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با مسالەی کردها را مانعی برای نزدیکی آنها بە ایران می داند و می‌گوید: “آنها  (حکومت ایران) به مسالەی کردها به عنوان مسالەای سطحی و فرعی مینگرند ما هم قطعا این نوع نگاه را نمی پذیریم.”

بیشتر مقامات رسمی روژاوا بین سیستم سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران تمایز قائل هستند. در مورد حضور  ایرانی ها و بالاخص کردهای ایران، آسیە عبداللە معتقد است کە کردستان روژهلات تاریخ ویژه ای از مقاومت را دارد. قیامهای زیادی شکل گرفتە است. نظامی غیردموکراتیک بر ایران حاکم است که در مقابل جنبش و مقاومت کردها در آن بخش مانع ایجاد می کند.

به گفته او: “باید سیستمی دموکراتیک برای خلقهای ایران تشکیل شود؛ آماده سازی و تشکل چنین سیستمی حایز اهمیت است. در زمینه مقاومت کوبانی هم شرق کردستان نقشی پیشرو داشت. ما از تظاهراتی که در آنجا برپا شد مطلع شدیم. حتی این را هم می دانیم که تعدادی از تظاهرات کنندگان را دستگیر کرده اند. همچنین می دانیم که واکنشها در آن کشور تنها به کردها محدود نبود و خلقهای دیگر نیز در آن آکسیونها مشارکت داشتند.”

ریدور خلیل عضویت مردم روژهلات و غیرکردهای ایران را چشمگیر توصیف کرد. از او دربارەی آمار ایرانی ها در صفوف یگان های مدافع خلق پرسیدم و در جواب گفت: “آمار دقیقی وجود ندارد، اما می توانم با توجه به مشاهداتم بگویم بیشتر از صدها نفر از کردهای روژهلات را دیدەام. کردهای ایران در کوبانی حضور فعالی داشتند. شهدای زیادی داشتیم که از اهالی روژهلات بودەاند. شمار گریلاهای غیر کرد هم کم نیست.شهید “روژوان” از فارسهای ایران یکی از آنها است.”

در روزهایی کە درگیری شدید بین یگان های مدافع خلق و نیروهای داعش در کوبانی در جریان بود، در مدت حضورم در شهر دختران و پسران زیادی را دیدم کە از ایران خود را بە کوبانی رساندە بودند. “ویان پیمان” هنرمند و مبارز شناخته شدە  اهل ماکو از آن جملە بود کە بعدها در جبهە سریکانی جان باخت.

در سفر اخیر، اولین برخوردم با کردهای روژهلاتی در بدو ورودم بە شهر دیرک در ١٠٠ کیلومتری شرق قامیشلو بود . در آن جا با جوانی عینکی و قدکوتاه آشنا شدم کە بە من گفت “شیرین علم هولی” زندانی اعدام شدە کرد، دختر عمویش بودە است.

برخوردم با روژهلاتیها از سربازان و فرماندهان جنگ تا هنرمندان بخش های مختلف و حتی قانونگذاران و مسوولین بلندمرتبه شهری ادامە پیدا کرد.

بیشتر ایرانی ها و کردهای روژهلاتی از طریق حزب کارگران کردستان و ملحق شدن بە این حزب خود را بە روژاوا رساندەاند. آن ها ابتدا به کمپ‌های این حزب در کوهستان قندیل رفته و پس از طی کردن دورە های آموزشی نظامی و ایدئولوژیک، بە روژاوا فرستادە شدەاند.

اما در میان آن ها کسانی هم هستند کە درست بعد از حملە بە شهر کوبانی بە دلایل متفاوت مستقیما خود را بە روژاوا رساندەاند. در یک نگاه کلی، حضور گریلاهای بیشتر شهرهای شرق کردستان در این منطقه محسوس است. اما بیشتر آن ها از روستاها و شهرهای ارومیە، سلماس، خوی و ماکو هستند. شاید بتوان گفت نزدیکی لهجە و محیط جغرافیایی در این زمینە بی تاثیر نبوده است.

تلویزیونهای کردی و شبکه های اجتماعی نیز به نوبه خود  در شناساندن روژاوا بە مردم ایران، تاثیرگذار بودەاند. صفحە “کوبانی تنها نیس” بە زبان فارسی یکی از راههای ارضای حس کنجکاوی ایرانیان نسبت بە اتفاقات روژاوا بودە است.

فرزاد کمانگر معلم اعدام شدە، شناختەشدەترین کرد روژهلاتی در روژاوا است. بسیاری از مدرسەها و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف بە نام فرزاد کمانگر دایر شدەاند.

دلایل ملحق شدن بە صفوف یگانهای مدافع خلق و حضور در روژاوا متفاوت است. از مشاجرات خانوادگی و ناهنجاری های اجتماعی گرفتە تا حضور هدفمند اقشار تحصیلکردە رشتەهای مختلف علمی. دختری کرد از اهالی ارومیە را دیدم کە بە واسطە مشکلات عدیدە با والدین خود بە قندیل گریختە بود. هم چنین جوان دانشجویی اهل شیرازرا دیدم کە برای تحقق جامعە سوسیالیستی و خدمت بە انسانها اکنون در روژاوا حضور داشت.

برای شروع گزارش بە دیدار یکی از کردهای روژهلاتی در شهر قامیشلو رفتم کە درخواست گفتگو را قبول کردە بود.

اهل سنندج است و قبول می کند کە صدایش را ضبط کنم اما ترجیح می دهد هویتش فاش نشود. بە تعبیر رانندە تاکسی کە مرا بە دفتر او رساند، شهر قامیشلو روی انگشتان او می چرخد. او یکی از مقامات ارشد شهر و برنامەریز و مجری ارشد TEV-DEM (جنبش جامعەی دمکراتیک) در روژاوا است.

در خلال بحث مشخص می شود کە در دانشگاهای تبریز و تهران تحصیلات خود را بە پایان رساندە است. مدت۲۰ سال است کە بە پ.ک.ک پیوستە است و پس از آغاز انقلاب مردمی در سوریە، به روژاوا آمده است. هنوز فارسی را بە خوبی صحبت می کند و می گوید در تمام این سالها بە دقت فضای سیاسی ایران را تعقیب کردە است.

موضوع گفتگو را کە برایش توضیح دادم گفت کە همین دیروز رفیق “کاظم” با نام انقلابی “چایان” اهل کامیاران در جبهەهای جنگ با داعش در تل تمر جان خود را از دست داد.

کردهای ایرانی کە با آنها مصاحبە کردم، از اضافە کردن پسوند ایرانی بە کردها ناخرسند بودند و ترجیح می دادند آن ها را “کردستانی” بخوانم. البتە آن ها تاکید می کردند کە این بە معنای  خصومت با سایر اتنیک‌های ایران نیست.

این مقام ارشد در مورد پیوستن کردهای روژهلاتی بە حزب کارگران کردستان بە سە نقطە عطف تاریخی اشارە می کند: دستگیری عبداللە اوجالان، اعتراضات بە اعدام فرزاد کمانگر و مقاومت کوبانی.

برنامەریز و مجری جنبش جامعه دموکراتیک خاطرات دوران دانشگاه خود را برایم تعریف کرد، اینکە چگونە جلسات مخفی شبانە تشکیل می دادند و با پخش جزوەهای مختلف در مورد اندیشەهای چپ و تاریخ کردستان در بین دانشجویان کرد و غیرکرد دانشگاه بحث می کردند. آنها با آمدوشد بە کوهستان قندیل و فعالیتهای دیگر در فضای نسبتا آرام سیاسی در ایران بە رشد خود و عضوگیری می پرداختەاند.

او می گوید بعد از دستگیری عبداللە اوجالان و اعتراضات در شهرهای کردنشین، راه برای فعالیت های سیاسی و مدنی تنگتر شد.

او در ادامە از سیاستهای ایران در منطقە انتقاد می کند و در ارتباط با این سیاستها در قبال روژاوا می گوید: “حکومت ایران با سایە انداختن و ایجاد شک و گمان می خواهد انقلاب مردم روژاوا را ضمیمە دستاوردهای خود بکند.”

این مقام ارشد، ایران را مانع اصلی در حل مناقشات داخلی سوریە می داند. او سوریە را بە نوزادی کە پدرش حکومت ایران است، تشبیە می‌کند و می‌گوید: “سوریە قبلا مستعمرە فرانسە بود و اکنون مستعمرە ایران است.”

در مورد دخالت های احتمالی ایران در روژاوا با آوردن نمونەهای دیگر، از جنگ در حسکە برایم می‌گوید:
“کاتیوشا و دیگر تجهیزات نظامی را در حسکە از نیروهای رژیم بعث گرفتیم کە ساخت ایران بود. ایران متهم اصلی جنگ در حسکە بود و بهتر است بداند نیرویی کە بتواند در برابر داعش بجنگد، می تواند در برابر بشار اسد مقاومت کند، حتی اگر ایران با تمام قوا از آن حمایت کند.”

او بە کمکهای ایران و داشتن روابط دپلماسی با آنها خوشبین نیست و می گوید: “اگر اینجا بە ما کمک کنند، در عوض در ایران دست بە کشتار و اعدام مردم ایران می زنند.”

او اهمیت اصول اخلاقی در ایدئولوژی شان را یادآور می شود و می گوید: “ما براساس اصولمان حق برقراری ارتباط با هر گروهی را داریم اما بە خاطر این ارتباطات، از اصول اخلاقی جنبش خود عقب نشینی نمی کنیم.
برای ما این مسئلەای ایدئولوژیک است.”

در ادامە در ارتباط با فعالیتهای جنبش شان در ایران می گوید: “تلاش جنبش ما در ایران برای تثبیت ذهنیت کنفدرالیسم دموکراتیک است. بە طور قاطع برای تعمیم دادن این مدل سیاسی در ایران تلاش می کنیم و از گفتن آن ابایی ندارم.”

در نظر او مساله کردهای روژاوا و ایران از هم جدا نیستند و بر این عقیدە است کە اگر حکومت ایران سیستم خودگردانی دمکراتیک کانتونها را بپذیرد، قدم مهمی در راستای حل مسالەی کردها در ایران برداشتە است.

اغلب کسانی کە بە صفوف نیروهای یگان های مدافع خلق و یگان های مدافع زنان می پیوندند، بە محض ملحق شدن اسم جدیدی خواهند داشت کە خود بە آن اسم انقلابی می گویند.

در جبهەی سریکانی مردی میانسال با سبیل های پرپشت را دیدم. اسم انقلابی او “دیاکو ایلام” بود و از سال ٢٠١۴ بە یگان های مدافع خلق پیوستە بود.

او ادعا می‌کند سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۹ را به دلایل سیاسی در زندان ایلام بوده است. دیاکو در ایلام بە زنبورداری و کشاورزی اشتغال داشتە و  صاحب دو دختر و یک پسر است که اکنون در ایران هستند.

او بە من گفت: “خانوادەام می دانستند کە همیشە در کارهای سیاسی مشارکت می کنم و از علایق جمعی رایج دوری می جویم. آنها با روحیە من آشنا بودند، ابتدا سعی می کردند مرا از تصمیمم منصرف کنند، اما بلاخرە توانستم قانعشان کنم.”

با اینکە قانون رسمی در میان قوانین مصوب ی.پ.گ وجود ندارد، اما بیشتر اعضایی کە بە صفوف این نیروها می پیوندند، ارتباط‌های خانوادگی خود را قطع می کنند. دیاکو ایلام و خسرو از آن جملەاند.

“خسرو” اسم مستعار گریلایی فارس زبان و چپگرا است کە در جبهە تل تمر چند روز را با او گذراندم. او بە دلایلی غیرقانع کنندە از افشای هویت خود خودداری کرد، اما اجازه داد صدایش را ضبط کنم.

خسرو سال ٢٠٠٣ در دانشگاه تهران با دوستان کردش آشنا می شود و این ارتباطات بعد از ۶ سال او را بە قندیل می رساند. آشنایی با انسان کرد و مطالبات و جنبشهای کرد او را بە سمت مطالعە در این زمینە سوق می دهد.

درست بعد از اتفاقات سال ٨٨  در ایران، خسرو مجبور بە ترک ایران می شود. او حضور گریلاهای غیرکرد را اتفاق عجیبی نمی داند و می گوید: “اولین گریلای ایرانی چە کرد و چە غیرکرد کە در بین نیروهای پ.ک.ک بە سال ١٩٩٢ در جنگ با ترکیە کشتە شد، فرهاد آذر اهل کرج بود.”

در مورد انطباق با محیط و همنشینی با گریلاهای عمدتا کرد و ترک، خسرو بر این عقیدە است کە اگرچه چند ماه اول فضا برایش غریب بودە، اما چون اشتراکات تاریخی و ریشەهای زبانی بین فارسی و کردی زیاد است، توانستە است بە سرعت با محیط و شرایط جدید اخت شود.

او اضافە می کند کە طرح مسایل نژادی در جنبش ما پایە و اساسی ندارد. خسرو حالا کرمانجی و سورانی را بە خوبی صحبت می‌کند و بە عنوان فرماندە بخش تل تمر در جلسات نظامی شرکت می کند. او خلا وجود نیروهای چپ عملگرا در ایران و یافتن دغدغەهای اصیل کارگری در جنبش کردها را از دلایل اصلی حضور خود در روژاوا می داند.

این جوان سی سالە در مورد تجربە روژاوا می گوید: “ما باید واقع بینانه به روژاوا نگاه کنیم، بایستی بپذیریم که در حال تمرین دموکراسی هستیم. ما با مردمی سروکار داریم کە سالهاست با ذهنیت “صلاح مملکت خویش را خسروان دانند”، زندگی کرده‌اند. در فضای خاورمیانە باید بە آموزش انسانها پرداخت تا انزوا و زهد سیاسی را کناربگذارند  و برای حقشان جانانە بجنگند. باید بە آنها قدرت چانه زنی، تمرین خویشتن داری و قبول مسئولیت یاد داد.”
خسرو با شور و انرژی فراوان در مورد ایران و سە گریلای مازندرانی تازە ملحق شدە صحبت می کند: “ما می خواهیم ایدە دمکراسی بدون  دولت را بە مردم ایران بشناسانیم، واقعیت این است برخلاف مردم خاورمیانە کە شفقت و میل بە دولت در آن ها وجود دارد، ایرانی ها دلشان برای دولت تنگ نمی‌شود. همین ویژگی بستر مناسبی برای گسترش ایدە کنفدرالیسم دمکراتیک است.”

او سیستم خودگردانی دمکراتیک را مکمل پروسە ناتمام مشروطیت در ایران  می داند و با آوردن نمونە فیلم “وقتی همە خوابیم” ساخته بهرام بیضایی، می گوید: “روژاوا همان قسمت آخر روایت فیلم است کە قهرمانان داستان تصمیم می گیرند کار را تمام کنند. بچەهای ما اینجا برای شروع تغییرات فراگیر در منطقە استارت آن را زدەاند. شاید این وسط برای تشکیل آن جامعه هدف من زندە نباشم، درست مثل آن خانم، اما نمی گذارم نظم نمادین خیالم را از من بگیرد.”

کوماس شهبازی روزنامەنگار کرد روژهلاتی در تلویزیون کردی روناهی مشغول بە فعالیت است.  او پیش‌تر عضو اتحادیەی دمکراتیک دانشجویان کرد در ایران بودە و ترک کشور را سرنوشت محتوم بیشتر فعالان سیاسی و دانشجویی کردی در ایران می داند.
او می گوید پس از اتفاقات بهار عربی، درگیر رویدادهای روژاوا شد و تصمیم گرفت بە آنجا برود تا از نزدیک با فضا آشنا شود. کوماس بە همراه دوستش آرام ابراهیم خاص از فعالان سیاسی کرد، تصمیم می گیرند در یک راهپیمایی نمادین فاصلە شهرهای سلیمانیە تا قامیشلو را طی کنند. آن ها پس از ورود بە شهر با استقبال حیرت آور مردم مواجە می شوند. کوماس تصمیم می گیرد بماند. او هم اکنون ١۴ ماه است کە در روژاوا در بخشهای رسانەای مشغول بە کار است.

او از ماندن در روژاوا راضی بە نظر می رسد. اما می گوید: “چرا ما کردهای روژهلاتی باید بتوانیم در روژاوای جنگ زدە فعالیتهای خود را ادامە دهیم، اما حق نداشتە باشیم در ایران بە دنبال آرزوهایمان باشیم؟!”
کوماس موفقیت تجربە روژاوا را شکست ایدئولوژیک کشورهای منطقە بالاخص ترکیە و ایران می داند.

او برای تهیە خبر، بە شهرهای مختلف روژاوا سرک می کشد. این فعال رسانه ای تنوع اتنیکها در روژاوا و شیوه معاملە با آنها را درس بزرگی برای حکومت ایران می داند.
یکی از اهداف او از ماندن در روژاوا آشنا کردن کردها و غیرکردهای ایران با روژاوا است.

او می گوید: “هر روز باید ٣ تا ۴ ساعت به ایمیل و پیامهای فیسبوکی دوستان ایرانی پاسخ بدهم کە در مورد آخرین اتفاقات اینجا  سوال می پرسند. مردم شهرهای گوناگون ایران  در مورد این اتفاقات مشتاق و کنجکاو هستند.”

کردهای روژهلات کە در روژاوا زندگی می کنند، با موانعی از قبیل شناسنامە و کارتهای هویتی مواجە نمی شوند، زیرا برای آنها کارتهای مخصوصی تهیە شدە است کە در آن بە ملیت آنها اشاره ای نشدە است.

“قاضی آوارە” اهل سنندج را کە قبل از ترک ایران بە مدت دو سال و نیم در سنندج بازپرس دادگستری بودە است، در دادگاه قامیشلو دیدم.

او پس از ملحق شدن بە صفوف نیروهای پ.ک.ک، مدتها در حوزە تدوین و تبیین مسایل قضایی و قانونگذاری بە فعالیت های خود ادامە دادە است و هم اکنون اهم فعالیتهایش را بر روی مسایل حقوقی و قانونگذاری در روژاوا متمرکز نمودە است.

از او می پرسم تفاوت دادگاه های سنندج و قامیشلو در چیست؟ می گوید: “قابل مقایسە نیست، همە دادگاههای مختلف سیستمهای جهانی و از آن جملە ایران، حافظ منافع دولت و قدرت سیاسی حاکم هستند. حفظ سلطه سیاسی اصلی ترین وظیفە آنها است.”

او ادعا می کند کە با تبیین سازوکارها و تضمین های قانونی در روژاوا، دادگاه ها را به مکانی برای حفاظت از مردم تبدیل خواهند کرد.

وی اضافه می‌کند: “در سیستم قضایی روژاوا تصمیم گیرندە نهایی قاضی نیست، بلکە مردم هم در تصمیم گیری و قضاوت سهیم هستند. برای مثال در هر دادگاه از نماینده های مردم در کمونها، نمایندە زنان در کمیتە زنان

کمون، متخصصان و معتمدان دعوت می شود کە این خود تضمین کنندە کاهش میزان خطا در امر قضاوت است.”
او بزرگترین مانع پیش رو در روژاوا را پسماندەهای ذهنیت رژیمهای گذشتە می داند و می گوید: “باید زمینەهای جرم را از بین ببریم.” قاضی آوارە نسبت بە ایجاد سیستم قضایی سالم در روژاوا خوشبین است.

مهدی شریفی با کد نظامی “مسیحا” متولد سال ١٩٨۶ و اهل کرج است. پدر مهدی معاون سیاسی فرمانداری کرج بودە است کە سال ١٣٧۵ بە دست چند فرد ناشناس کشتە می شود. مسیحا سابقەی ٨ سال خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران را دارد و با خروج از ارتش و آشنایی با یک کشیش مسیحی، بە دین مسیحیت می گرود.

دردسرهای تغییر دین در ایران، مسیحا را مجبور بە خروج از کشورش می کند. او ظرف سالهای اخیر، اخبار مناطق کردنشین را تعقیب می کند و تصمیم می گیرد برای کمک به یگان های مدافع خلق، به آنها بپیوندد. او بە من می گوید کە در جنگهای فشردە جزعا، شنگال و جبهەهای دیگر روژاوا در خط مقدم حضور داشتە است.

مسیحا می گوید: “من پیشنهاد نمی کنم که ایرانیها حتما خود را بە جبهه های جنگ برسانند، بلکە بهتر است پشت جبهە و در زمینەهای متفاوت یاری رسان باشند.  مخصوصا کمک بە کمپ های آوارەها.”

“ریبوار پرویزی” نقاش هنرمند اهل کامیاران نزدیک بە یک سال است کە برای کمک بە بچه های کمپهای آوارگان، بە روژاوا آمدە است.

ریبوار می گوید: “بیشتر بچەها تفنگ و آوار خانەهایشان را نقاشی می کنند. همیشه ردپایی از قطرەهای خون در نقاشیها نمایان است. کار من این است کە سعی بکنم بە آن ها یاد بدهم گل را هم نقاشی کنند.”

فعالیت های هنری در روژاوا تحت حمایت و نظارت  وزارت “فرهنگ و هنر” (چاند و هونەر)  هستند.
از ریبوار پرسیدم آیا بستر مناسب فعالیتهای هنری در میان شلیک گلوله ها و جنگ طاقت فرسا گم نشدە است؟

پاسخ می دهد: “در روژاوا همە فعالیتها بە موازات هم پیش می روند. ما تنها ظرف یک ماه گذشتە دو فستیوال تئاتر و رقص کردی برگزار کردەایم.”
او در مورد کیفیت آثار هنری و ارزیابی خود از این فعالیتها در روژاوا بر این عقیدە است کە از آن جایی کە
داد و ستد مادی وجود ندارد، امکان تولید آثار هنری اعلا بیشتر است. بە گفتە این هنرمند، در روژاوا بە هنر بە عنوان وظیفە نگریستە می شود.
این روزها ریبوار و دوستانش سرگرم اتمام پروژەی بازسازی دانشکدەی هنر در شهر قامیشلو هستند. او امیدوار است کە پلهای ارتباطی بین هنرمندان روژاوا و ایران مستحکم تر شوند.
کاوه پرویزی، موزیسین و همشهری ریبوار نیز نە ماه را در روژاوا بە انجام فعالیت های هنری سپری کردە است. کاوە نبود امکانات و دوری از اصالت هنر بومی در روژاوا را بخشی از ضعف هایی می داند کە رژیم بعث سالهای سال از طریق آسیمیلاسیون فرهنگی بر مردم منطقە تحمیل کردە است.

دختران کرد ایرانی/روژهلاتی هم در روژاوا حضور دارند. شیلان اهل ارومیە است و نزدیک بە دو سال است بە صفوف یگان های مدافع زنان پیوستە است.

با شیلان در دشت های سرسبز سریکانی و در زیر آفتاب سوزان موقع تمیز کردن اسلحه اش آشنا شدم. او با بازگویی خاطرات کودکی و نوجوانی خود گفتگو را آغاز می کند: “در فضایی مردسالار بە دنیا آمدم، بزرگتر کە شدم بە این نتیجە رسیدم یا باید مانند بقیە زنان خودکشی کنم و یا با سنتها و قوانین غیرانسانی و دست و پاگیر گلاویز شوم. من راه دوم را انتخاب کردم و علت اصلی حضورم ادامە این مبارزە است.”

شیلان روژاوا را نقطه عطف تغییرات اساسی در دستیابی زنان خاورمیانە بە حقوقشان می داند. او در ارتباط با مبارزە سیاسی و مدنی زنان در ایران بر
این عقیدە است کە یکی از اصلی ترین موانع تحقق دمکراسی در ایران، بە تعویق انداختن حل مسئله زنان از جانب فعالان سیاسی و مدنی ایرانی است. شیلان معتقد است کە در میان خود زنان نیز یک نوع سطحی نگری از جانب فعالان سیاسی و اجتماعی وجود دارد.

از نظر او زنان ایرانی زنان توانمند و زیرکی هستند، آنها تنها بە سازماندهی مدنی و نظامی نیازمنداند.
شیلان اضافە می کند: “نباید بە حداقلها قانع شویم، روسری و حجاب آزاد کف مطالبات زنان است. حق دستمزد برابر و استقلال اقتصادی، تقسیم میراث و از همە مهم تر حق تصمیم گیری در تمام امور …. مشکلات اصلی ما زنان هستند.”

او درمورد ی.پ.ژ صحبت کرد و گفت تقلیل مبارزە ما بە چند عکس لب بە خندە اجحاف بزرگی در حق جنبش راستین زنان در این منطقە است.
شیلان از مزگین، دوران و مادورا دوستان کشتە شدە کرد روژهلاتی اش می گوید.

مادورا در شهر تل حمیس فرمانده اصلی ما بود، تا آخرین گلولە و تمام نفس مبارزە کرد. همە مبهوت مادورا بودند من هم راه مادورا را ادامە خواهم داد.
ن.ر معمار و فعال چپ ایرانی کە بە همراه جمعی از دوستان خود در حال سازماندهی یک شبکە انترناسیونال برای کمک رساندن بە روژاوا است، از جملە زنان ایرانی است کە مقاومت مردم کوبانی او را کنجکاو کرد تا در مورد ساختار سیاسی و اجتماعی روژاوا تحقیق کند.

ن.ر کە دوستان کردش در روژاوا بە او عنوان “نارین دانا” دادەاند،  هدف از ایجاد این شبکە را ارگانیزە کردن فعالیتها براساس اولویتهای مورد نیاز در سطوح مختلف کانتونها می داند.

این فعال چپ در مورد انقلاب روژاوا بە من گفت: “این انقلاب، ساختار سیاسی و اجتماعی را به نفع انتقال قدرت سیاسی به مردم تغییر داد، و پارادایمهای مدل خودگردانی روژاوا به خصوص در مساله زنان و اقتصاد کمونالیستی اکولوژیک و ضد سرمایه داری روژاوا و پراتیک کردن این مدل برای من خیلی مهم و جالب بود.”
نارین دانا در مورد تبادل تجربە بین روژاوا و ایران می گوید: “قطعا انتقال تجربه های دوره بعد
از انقلاب در ایران، که به لحاظ ژئوپلیتیک مثلا نسبت به امریکای لاتین به روژاوا نزدیک تر است، می تواند کمک مفیدی در این شرایط باشد. همینطور تجربه جنبشهای اجتماعی در ایران، مانند جنبش زنان، یا باز کردن بحث ستم بر تراجنسیتیها که مدتی است به واسطه فعالیتهای جامعه ال-جی-بی-تی  در روژاوا مطرح شده، با توجه به تشابه های نسبی فرهنگی ما، یا تجربیاتی که بحران جنگ و گسترش نئولیبرالیسم در ایران به جا گذاشتند، از نکاتی است کە باید مورد کنکاش قرار بگیرند.”

بە گفتە نارین، هر کس که دغدغه های انسانی اش از سطح یک مصرف کننده رسانه و اینترنت بیشتر است باید به هر شکل ممکن به بهبود وضعیت کمک کند.

به خاطر فاصله جغرافیایی،  کردهای روژاوا و روژهلات کمترین مراودات سیاسی و فرهنگی را با هم داشتەاند.

پخشان عزیزی مددکار اجتماعی و فعال حقوق زنان همین نکتە را دلیل کنجکاوی خود و دوستانش در مورد روژاوا می خواند. او می گوید بعد از ورود بە روژاوا احساس کردم پا بە جایی گذاشتەام کە درد زنان کرد را نه با شیون که با سلاح و قلم فریاد می زنند. پخشان قبل از این سفر در تلاش بودە کە در سنندج کلینیک مددکاری باز کند، اما با سدهای قانونی و اطلاعاتی فراوانی مواجە شده است.

تلاش او بر آن است تا از تجربەهایی کە در روژاوا کسب کردە است، در شرق کردستان استفادە کند. پخشان بە ایرانی‌هایی کە در زمینەهای گوناگون تخصص دارند پیشنهاد می کند در سازندگی روژاوا سهیم باشند.

سان حسامی، متخصص میکروبیولوژی از کردهای سنندج و از جمله کسانی است کە در بیشتر جبهەهای جنگ بە امور پزشکی مشغول بودە است.

در گفتگوی کوتاهی کە با سان داشتم، بر لزوم فراموش نکردن وظیفە و اخلاق پزشکی و انسانی تاکید کرد. سان می گوید: “روژاوا در زمینەهای پزشکی بە کمکهای فوری نیاز دارد. کمبود تجهیزات، دوا و درمان و پرسنل مجرب از موانع اصلی در این زمینە است.”

تحلیگران سیاسی، جنگ در سوریە را جنگ نیابتی قدرتهای منطقەای و جهانی می دانند. بە همین دلیل است کە حضور افراد خارجی بە ایرانی ها محدود نمی شود.

 



آدرس و اسامی صفحات مرتبط با فدراسیون عصر آنارشیسم

Federation of Anarchism Era Social Media Pages



۱- آدرس تماس با ما 
asranarshism@protonmail.com
info@asranarshism.com
۲- عصر آنارشیسم در اینستاگرام
۳- عصر آنارشیسم در تلگرام
۴- عصر آنارشیسم در توئیتر
۵ – فیسبوک عصر آنارشیسم
۶ – فیسبوک بلوک سیاه ایران
۷ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava
۸ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی
۹ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران
۱۰- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی
۱۱ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان
۱۲ – فیسبوک هنرمندان آنارشیست
۱۳ – فیسبوک دانشجویان آنارشیست
۱۴ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک
۱۵ – فیسبوک آنتی فاشیست
۱۶- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها
۱۷- اینستاگرام ” دختران آنارشیست افغانستان ”
۱۸- اینستاگرام آنارشیستهای رشت
۱۹- تلگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۰ – اینستاگرام آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر
۲۱- تلگرام آنارشیستهای شیراز
۲۲ – اینستاگرام آنارشیستهای شیراز
۲۳ – اینستاگرام آنارشیستهای گیلان
۲۴ – تلگرام ” جوانان آنارشیست ”
۲۵ - تلگرام آنارشیستهای تهران
۲۶ – اینستاگرام جوانان آنارشیست
۲۷ –  اینستاگرام ” آنارشیستهای جنوب “
۲۸ – اینستاگرام ” آنارشیستهای خراسان“
۲۹ – گروه تلگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۳۰ –  توییتر اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران - The Anarchists Union of Afghanistan and Iran
۳۱ – فیسبوک اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۳۲ – اینستاگرام اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۳۳ – کانال تلگرام خودسازماندهی مطالب گروه اتحاديه آنارشیست‌های افغانستان و ايران
۳۴ – گروه تلگرام خودساماندهی مطالب گروه اتحادیه آنارشیستهای افغانستان و ایران
۳۵– اینستاگرام آنارشیستهای بوکان - ئانارکیستە کانی بۆکان
۳۶- کانال تلگرام کتابخانه شورشی
۳۷- کانال تلگرام ریتم آنارشی
۳۸- تلگرام آنارشیستهای اراک
۳۹- تلگرام قیام مردمی