وتخلع عیون شهرزاد غیوم الزمن ،تأخد عقارب الموت ثم تسترسل فی تقبیل عیناها أمام الوجود ،والوجود مرآه أرجوانیه وما فی ال فؤاد من حیاه تداویالأحزانولا بِوّد النوم أن یسدلعلیّ ذاک الزمن الغائم … ادامه خواندن المطرُ والصلیبُ
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.