بی شماران : شعری از عباس سماکار برای محمد نظری

شعر: عباس سماکار بی شماران من مادر تو ام تو به خوابِ شبم میمانی نرم از رؤیاهایم سرمیزنی بیرون تصویری میشوی که درهیچ قابی نمیگُنجد مثل ستاره در تاریکی که خیره شده … ادامه خواندن بی شماران : شعری از عباس سماکار برای محمد نظری