شعر : چشمهایت چگونگی نان است در دبە‌ای پر از خون

بیا آنطرفتر کە گلولە چشمهایت را نشانە نرود گرسنە هست و لقمە نانی را نمی‌یابد سرما بە آرامی بر بلندای قلەها پرواز میکند بر روی جسدت همی نشیند و گونەهای خود را … ادامه خواندن شعر : چشمهایت چگونگی نان است در دبە‌ای پر از خون