تفسیر و انتقاد از اندیشه ، وظایفی است که آنارشیستها از همان دوران بوجود آمدن آنارشیسم و شکل گرفتنش از عمده وظایف خود میدانستند. آنارشیسم تنها فلسفه ای است که زیباشناسی را وارد سیاست کرد. بدون داشتن حس و ذوق زیباشناسی ، شناخت آنارشیسم مشکل است. آنارشیستها در اوج بهره گیری از خشونت غیرقابل دفاع ، نگاهی زیباشناسی همراه عشق به آزادیخواهی داشتند. نمی توان آنارشیست بود اما نسبت به هنر و زیبا شناسی بی توحه بود. زیبائی مستتر در آنارشیسم است که خشونت به لطافت سفر می کند و خود را بازتعریف می کند. هنر نهفته در آنارشیسم در این است….اما این انتقاد را هم باید به آنارشیستها کرد که : دیر هنر درون خفته آنارشیسم را کشف و بدان رجوع کردند. خواستهای اجتماعی در مورد زیباشناسی و تاریخ هنر نیز چنین روندی سیر کرده و به ما رسیده است. زیباشناسی شاخه ای از فلسفه هنر است و میدان وسیعی را در تصرف خویش دارد. زشت و زیبای هنر به زیباشناسی مربوط میشود… که در هر مورد پاسخگو است
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.