در یکی از روزهای اکتبر 1868 یک ایتالیائی وارد مادرید پایتخت اسپانیا شد. شغلش مهندسی و تقریبا چهل ساله بود.ریش پرپشت ، چشمانی براق ، قوی هیکل . مصمم به نظر می رسید. به دنبال آدرسی بود که در دفترش یاداشت کرده بود. بالاخره در کافه ای با عده ای از کارگران (حروف چین) چاپخانه روبرو و با آنان آشنا شد.
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.