شعری از Farzan Alef /فرزان الف

بعد از آن شب

12 فوریه یادداشت ها

بعد از آن شب
هر شب
همان قدر شب بود

بعد از آن شب
از آسمان فقط
سهم من بارش عقرب بود

بعد از آن شب بود که
کم کم سنگینی این گورزاد را
بر پشت خود احساس کردم
بی چاره است این گورزاد
از بودن خسته است
از عذاب وجدان پر است
فرزند یتیم یک هزاره است
که همیشه فراموش شده است
و برای همین است که هست

و حالا ببین چگونه در کنار من دارد قد میکشد

این گورزاد را باید کشت

و اینجا باید شعر را تمام کنم

منبع : فیسبوک Farzan Alef / فرزان الف

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برچسب ها:
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است