سلسله مصاحبه های سایت عصرآنارشیسم با آنارشیستهای ایران در چند دهه گذشته – مصاحبه سوم با نیما گلُکار

سایت عصر آنارشیسم در جهت ثبت تاریخ آنارشیسم در ایران ، از این پس اقدام به مصاحبه با تعدادی از فعالین و نویسندگان آنارشیست و یا نویسندگان غیر آنارشیست خواهد کرد که در چند دهه گذشته فعال بوده و مقالات متعدد و یا کتاب هایی را در باره آنارشیسم ترجمه کرده اند و یا خود نوشته اند و به رشته تحریر در آورده اند که بدین جهت ما با افراد و نویسندگان و مترجمان مختلف به گفتگو خواهیم پرداخت تا بتوانیم به لحاظ تاریخ وقایع و تجربیات چند دهه تلاش آنان مرتبط با تاریخچه آنارشیسم در ایران را برای ارائه به نسل جدید گامی هر چند کوچک برداشته باشیم.

مصاحبه با نیما گلُکار؛ مترجم و همکارسایت عصر آنارشیسم

رفیق نیما گلکار در ابتدا با تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید تا بتوانیم نگاهی داشته باشیم به تاریخچه آنارشیسم در ایران و تجربیاتی که خود شما در این چند دهه گذشته داشته اید و همچنین طبیعتا تعداد زیادی از فعالین هم عصر و هم دوره خودتان را می شناسید و می توانید تلاش های آنها را نیز بازگو کنید.

سئوال اول : همقطار نیما گلکار لطفا بفرمایید از چه سالی در زمینه آنارشیسم فعالیت خود را شروع کردید و اگرنوشته و مقالاتی منتشر کردید لطفا نام ببرید و بفرمایید در چه دورانی منتشر شده است؟

با درود و سپاس از شما فعالین گرامی “عصر آنارشیسم” که با دعوت کردن به این گفتگو مرا مورد لطف و محّبت خود قرارداده اید. بدون هرگونه شکسته نفسی و تعارفی بایستی اذعان کنم که با دانش تئوریک کم و آگاهی های ناقص ام در مورد پرسش های شما؛ خودم را شایسته ی چنین گفتگوهای بسیار آموزنده؛ خوب؛ مُفید و ضروری؛ نمی دانم. با توجه به سابقه ی کوتاه مدتِ یک  دهه اخیر آشنائی ام بطور پیوسته و سیستماتیک به عنوان یک فعّال کارگری در “سازمان مرکزی کارگران سوئد – سندیکالیست ها” با ادبیات آنارشیستی – سندیکالیستی که به عقیده ی من این ها دو قلوی تفکیک نا پذیر از یکدیگرند؛ نمیتوانم نقش یک تئوریسین را به عهده بگیرم  و به پرسش های شما به عنوان یک کارشناس پاسخ گو باشم. بلکه من به عنوان یک هوادار آنارکو سندیکالیسم و به ویژه روی آوردنِ جوانان به این جنبش نوپا در ایران و همچنین  حٌرمت خاصّی که برای شما رفقای گرامی و مخاطبانتان دارم؛ ادای وظیفه کرده و با توضیحاتی کوتاه تلاش می کنم که پاسخ به پُرسش ها ی شما را تا حّد ممکن بدهم. ولی قبل از هر چیز لازم میدانم که پیش زمینه ای از گذشته ی سیاسی خودم را تا به امروز بیان نمایم: من در اوائل آبان ماه سال۱۳۵۵خورشیدی هم بخاطر نارضایتی مُزمن از سیستم سرمایه داری و دیکتاتوری رژیم شاه به دلیل زندگی کردن در یک خانواده ی فقیر و سیاسی بودن  پدرم و همچنین ادامه ی تحصیل، به یکی از شهرهای شمالی سوئد؛ اومئو آمدم. جّو شدیدا سیاسی هم در سطح دانشگاه وهم احزاب چپ در این شهر و بخصوص حضور فعّال کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی؛ مرا جذب جنبش چپ، علی رغم دیدگاه اسلامی – شیعی متعارفِ من در ابتدا ی ورودم نمود، چیزی که در مدت زمانی کوتاه با خواندن ” بیانیه ی اعلام مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران [ مارکسیست – لنینیست] / ۱۳۵۴” زیر تاثیر پذیری بسیار شدید و خوبی قرار گرفتم. یکی از استدلال های طلائی این بیانیه در تغییر ایدئولوژی اش با نَقل به مضمون؛ اینگونه  بود که ” دین اسلام شبیه به پارچه ای پوسیده برای ما [مجاهدین] بود که هر کجای آن را رُفو می کردیم، از جای دیگری دوباره پاره می شد “. این جمله ی کوتاه با دانش اسلامی – شیعی متوسطی که داشتم مرا به فکر فرو بُرد و به تدریج سقف و دیوارِ باورهای مذهبی من آغازِ به فرو ریختن کرد و به رنگ باختنِ هرچه بیشتر تفکرات دینی در من یاری رساند و مرا به طرف این بخش دیدگاه مارکسیستی و مُبارزات آن  جلب کرد. در همان روزهای نخست در جلسات بحث های سیاسی با نام “آنارشیسم” به معنی “هَرج و مَرج طلبی” آشنا شدم و بر پایه ی دانش و آموزش های سیاسی آن روز جنبش، آنارشیسم را دُشمن سازماندهی طبقه ی کارگر و سندیکالیسم را نوعی تشکیلات رفُرمیستی؛ وا پس گرایانه و حتا ضد انقلابی، همرا ه با فاکت هائی از یکی از کنگره های حزب بُلشویک شوروی سابق تعریف می کردند و من نیز طبیعتا باور می کردم. آموزش های متداول آن روزها و حتا متاسفانه امروز، سازمان و حزب های پُر طمطراق و گوناگونِ مارکسیستی – لنینیستی – استالینیستی – مائوئیستی – خوجه ایستی ووو با اعوان و انصارشان، تعریفی سرتا پا اشتباه؛ مُغرضانه و تا حدودی بیمار گونه همصدا با تئوریسین های سیستم سرمایه داری بدست می دادند و می دهند. رویِ سخن و استدلال ما در آن زمان از جمله، شورش ملوانان در شهر کرونشتات بود و شرح این واقعه ی تاسف بار را به آن گونه ای که بود در اثر دانش سیاسی پائین نمی پذیرفتیم. طبیعتا تاثیرات بد و عمیقا مخرّب این گونه تبلیغات دروغ و غیرواقعی در جنبش نیرومند ضّد آنارشیسم – سندیکالیسم  به ویژه از جانب بُلشویک های پس از انقلاب اکتبر در شوروی سابق  [۱۹۲۱] که من از لحاظ ایدئولوژیک – سیاسی به آن وابستگی داشتم؛ در من نفوذِ ریشه ای و دراز مدتی داشت و حتا تا سالها پس از شکست و پراکندگی جنبش کمونیستی و خاموشی سازمان پیکار که من در غالب جنبش دانشجوئی خارج از کشور، هوادار آن بودم ادامه پیدا نمود. در صورتی که سال ها پس از آن، تعریف دُرست و واقعی آنارشیسم – سندیکالیسم را متوجه شدم. من در آن موقع هیچگاه معنای اصلی و ساده ی آنارشیسم به مفهوم ” بدون دولت” را نمی دانستم و از سندیکالیست به عنوان فُحش و برچسب سیاسی “اکونومیست” علیه مخالفین خود استفاده می کردیم. ما همچنین شورش حق طلبانه ی ملوانان آنارشیست  را برعلیه دولت شوراها در شهر کرونشتات بین  ماه های فوریه – مارس ۱۹۲۱ که از جمله به پُشتیبانی از اعتصاب کارگران سندیکالیست به پا خاسته بودند، حرکتی ضد انقلابی ارزیابی می کردیم. من از خودم در آن زمان پُرسش نمی کردم؛ مگر شورش ملوانان در دفاع از کمیته ی مخفی اعتصاب کارگران، غیر از این بود که به گفتار و کردارِ حزب بلشویک  شوروی زیر رهبری مستقیم ولادیمیر لنین، لئون تروتسکی و…اعتراض داشتند؟ مگر عقب نشینی این حزب از شعار همه ی قدرت بدست شورا ها و تبدیل آن به همه ی قدرت به دست حزب نمی بایستی فریبکارانه تلقی می شُد؟ چرا می بایستی مطالبات این قشر از کارگران و دهقانان و ملوانان دگر اندیش را که مبنی بر” رسیدگی به وضعیت نا بسامان معیشتی؛ آزادی بیان ، خاتمه دادن به اردوگاه‌ های کارِ اجباری، تغییر سیاست‌های جنگی و حذف کنترل حزبی بر شوراها و …” بود؛ با سیاستی دیکتاتورمآبانه به شدید ترین شکل مُمکن سرکوب کرد؟ چرا می بایست آنارشیست هائی که در شرائط بحرانی روسیه درطی انقلاب ۱۹۰۵و ۱۹۱۷ کشورشان را نجات داده و همَرزمان و هَمسنگران حزب کمونیست بودند را با اعلان جنگ دادن علیه “آنارشیست های خرده بورژوا و هرج و مرج طلب” !؟ به معنی واقعی کلمه قتل عام کرد و خون ده ها هزار انسان معترض را توسط ارتش سرخ زیر رهبری لئون تروتسکی و طبق حکم صادر شده توسط رفیق ولادیمیر لنین ریخت و یا بسیاری از آنان را بدون کوچکترین محاکمه ای اعدام کرد؟ا

فهمیدن همه ی این واقعیت های دردناک باعث گردید که سقف و دیوار افکار گذشته ام کم کم فرو ریزد و با مطالعه ی هر چه بیشتر آثار و ادبیات گوناگون آنارشیستی – سندیکالیستی از میخائیل باکونین ، پِتر کروپوتکین، اِمّا گُلدمن وووعُمدتا به زبان سوئدی توانستم مسیر فکری گذشته ی خودم را در یک راهِ دیگر هدایت نمایم. و اما همه ی این میل به دانستن به گونه ای ابتدائی و نا پیوسته زمانی آغاز شد که حادثه ای دهشتناک وناگوار در استکهلم به وقوع پیوست که از این به بعد اندیشه ی گذشته و بخشن دُشمنانه ی مرا نسبت به آنارشیسم – سندیکالیسم  به تدریج و مرور زمان دیگرگون کرد

میکائیل سودِربَری متولد سال ۱۹۵۸ میلادی در سوئد؛ فعال کارگری و عضو سازمان مرکزی کارگران سوئد – سندیکالیست ها در تاریخ۱۲اکتبر۱۹۹۹به خاطر فعالیت های سندیکالیستی و ضد فاشیستی در اثر شلیک چندین گلوله ی تعدادی جوان نئونازیست سوئدی در کنار منزل مسکونی اش به قتل رسید. در مراسم بُزرگداشتِ شکوهمند او که منهم شرکت داشتم بیش از بیست هزار نفر در جنوب شهر استکهلم گِرد هم آمدند. پس از این زمان بود که کم کم با دیدگاه های آنارکو سندیکالیستی  با مطالعه ی کتاب و جزوه های آموزشی در باره ی این موضوع با ادبیات خودشان و نَه بلشویکی به زبان سوئدی به تدریج آشنا شوَم.  خوشبختانه در سال ۲۰۱۲ میلادی مجموعه ای از آن ادبیات ها در یک کتابی به نام ” یک قرن سندیکالیسم [در سوئد] ۲۰۱۰ -۱۹۱۰” گردآوری شده است که اگر عُمرم کفاف داد [ماه سپتامبر ۲۰۱۹ شصت و هشت ساله می شوم] تا آنجا که توانائی داشته باشم در ترجمه ی این مقالات کوشش خواهم کرد. مطا لعه و تحقیق در این زمینه  باعث گردید که به تدریج دیدگاه سیاسی ام  که یکصد و هشتاد درجه با تنَگ نظری های سیاسی گذشته ام زاویه می ساخت، به هواداری از آنارکو سندیکالیسم تغییر پیدا کرد

از حدود اواخر سال ۱۹۸۷میلادی پس از کناره گیری از هرگونه فعالیت سیاسی – تشکیلاتی بخاطر شکست جنبش چپ در ایران،یکی از عواقب و اثرات جدّی و فوری آن ، سرخوردگی و افسردگی سیاسی [ و نَه روانی] بود که برای من در اواخر سال ۲۰۰۸میلادی به “ارمغان” آورد تا جائی که اندیشه های گذشته در من تا حدود بسیار زیادی رنگ باخته بود و از این زمان تا امروز ژانویه۲۰۱۹ با عضویت در سندیکای اتوبوسرانی در استکهلم وابسته به سازمان مرکزی کارگران سوئد – سندیکالیست ها [اس . آ . ث] و از سر گذراندن آموزش های مُفید جمعی و فردی مسیر فکری من  عوض گردید؛ والبته هرچه بیشتر در فرا گیری دانش تلاش می کنم متوجه می شوم که بسیار کم تر می دانم. من از سال ۲۰۱۴ میلادی تا کنون یکی از اعضای هیئت مدیره ی کارگرا ن اتوبوسرانی سندیکالیست هستم

از دسامبر سال  ۲۰۱۳ که به تدریج مقاومت چندین ساله ام بر علیه فعالیت در شبکه ی فیسبوک شکسته شد، شروع به باز پخش برخی متون و تصاویر با مضمون آنارشیستی – سندیکالیستی بیشتر به زبان سوئدی و پاره ای وقت ها به فارسی کردم. بعد ها کار بَرانی با گرایشات آنارکو سندیکالیستی در ایران از جمله ” آخوند انارکی” نظرم را جلب نمود و تصمیم گرفتم که مطالب جالبی از این صفحات را برای انتشار در صفحه ی  فیسبوک  خودم به سوئدی ترجمه کنم. خبر دستگیر شدن یکی از گردانندگان این صفحه ها باعث شد که از پخش این مطالب  مُنصرف شوم. البته بعد ها آشکار شد که  یکی از دستگیر شده ها شخص جوانی به نام ” سُهیل عربی” است و از این پس، علاقه ی من نسبت به آگاهی بالا و شخصّیت مُقاوم و با شهامت او هر چه بیشتر می شُد ، چرا که  نظرات او نزدیکی زیادی به گرایشات فکری من داشت و هنوز هم دارد. از این رو تصمیم گرفتم که او را برای نخستین بار از طریق ترجمه ی نظرات و نامه های او از زندان، به جامعه ی سوئد معرفی کنم. آشنائی من با نشریه ی اینترنتی بسیار خوب و آموزنده ی “عصر آنارشیسم ” که مطالعه ی پیوسته ی آنرا به همگی رفقا و دوستان پیشنهاد می کنم، این امکان را برای من در سطح گسترده تری  فراهم کرده است. من تلاش می کنم که در حدّ توان و امکاناتم به وظیفه و تعّهد انسانی – سیاسی  خود که همواره از زمان آمدنم به سوئد تا به این لحظه خوشبختانه به آن وفادار مانده ام به گونه ای صادقانه و به دور از تنگ نظری و تعّصب ها، چیزی که متاسفانه در جنبش چپ ما هنوز رواج دارد، به فعالیت های سیاسی – تشکیلاتی ادامه دهم.  دیروز در یک شکل و امروز در شکل و مُحتوائی  دیگر

سوال دوم: آیا در این راه تنها بودید و یا هم قطارانی با شما همراه بودند و در هر چه بارورتر کردن جنبش آنارشیستی بین فارسی زبانان با شما همراهی داشتند و اگر حضوری بوده لطفا جهت حفظ در تاریخ نامی ازین هم قطاران و تلاش‌هایی که داشته‌اند ببرید؟

خوشبختانه نهَ تنها نبودم ؛ زیرا فعالیت های سندیکائی این را برایم فراهم  می ساخت که از امکانات آموزشی خوبی برخوردارباشم. ولی امکان دسترسی به ادبیات آنارشیستی – سندیکالیستی به زبان فارسی اگر هم وجود داشت  من از آن اطلاعی نداشتم. در همین چند سال اخیربود که بایکی از رفقای معّلم و مبارز و همکار شما که بیش ازسی سال است او را می شناسم ولی بدون تماس نزدیک ، در چند سال پیش دوباره تماس رفیقانه ای با هم برقرار کردیم  و از طریق او بود که تمایل به همکاری من با  نشریه ی عصر آنارشیسم آغاز گردید

سوال سوم: طبعا در این مسیر با موانع گوناگون و شدیدی روبرو شدید لطفا جهت کمک به جنبش آنارشیستی این تجربیات خود را مختصر و مفید در اختیار مخاطبین بگذارید، و اینکه آیا دولت‌ها و احزاب با این جنبش کنار آمده و یا با آن دشمنی کرده اند؟

بله کاملا درُسته! برای نمونه دوتای از آن ها را برای شما و خوانندگان گرامی توضیح می دهم: ۱- یکی از تجربیات تشکیلاتی من همراه با دیگر اعضا ی سندیکا؛ بلوکه و خودداری کردن از حرکت اتوبوس ها در مرکز شهر استکهلم  در اعتراض به پوسترهای تبلیغاتِ انتخابات پارلمانی سوئد درماه آگوست سال ۲۰۱۴ بود. در این زمان متوجه شدیم که شرکت اتوبوسرانی پیمانکار تصمیم گرفته است که تبلیغات انتخاباتی یک حزب فاشیستی  و نژاد پرست را بر رویِ تعدادی از اتوبوس ها برا ی عبور و مرور در سطح شهر نصب  نماید. پس از آگاهی از این قضیه ، سندیکای کوچک ما تصمیم گرفت کاری بزرگ انجام دهد و آن این بود که همگی تصمیم جمعی گرفتیم تا با انجام آکسیون مستقیم، مانع انتشار تبلیغاتِ راسیستی شویم. طبیعتا ما کاملا از واکنشِ خریدار نیروی کار[کارفرما] از چنین ” هرج و مرج و خرابکاری” آگاه بودیم و میدانستیم که از اینگونه کارکرد ها خوششان نمی آید ولی ما با وجود در نظر گرفتن عواقب احتمالی آن بطور مثال جریمه و یا اخراج از کار؛ شجاعانه دست به این کار زدیم و موفق شدیم که چندین اتوبوس را در ساعات پُر رفت و آمد روز، از ادامه ی حرکت باز داریم. این حرکت اعتراضی برای برخی از مسافران که از این اقدام ناگهانی ما دُچار شوکه شده بودند در ابتدا تا حدودی رضایت مندانه نبود ولی پس از توضیحات شفاهی لازم و پخش تراکت  باعث کاهش خشم آنان شدیم. شرکت پیمانکار از دست ما به دادگاه عالی کار سوئد شکایت بُرد و درخواست خسارت سنگین مالی و باور نکردنی یکصد هزار کرون نمود. دادگاه عالی کار که صدور احکا م اش  نهائی و غیر قابل پژوهش خواهی است به دلیل برخی از اشتباهات تکنیکی ما از مَنظر قوانین کار کشور، اعتصاب ما را، غیرقانونی ارزیابی کرد و خسارت مورد ادعای کارفرما را پذیرفت و به همین جهت مخارج دادگاه هم به مبلغ بیست هزار کرون به جریمه ی اصلی به گردن ما اوفتاد و چون سندیکای ما بر اساس موجودی صندوق خود، هیچ گونه بُنیه ی مالی  برای پرداخت این مبلغ را نداشت، طبق روال معمولی که خودِ سرمایه داران از لحاظ تاکتیکی در اینگونه مواقع انجام می دهند، سندیکای ما نیز اعلام وَرشکستگی نمود تا از این ضربه ی سیستم سرمایه داری  و یکی از بازوهای کمکی آن [علاوه برنیروی پلیس]، بیدادگاه کار به کارگران؛ جانِ سالم به دَر ببَریم. همان اعضاء قبلی پس از مدت زمان کوتاهی دوباره دورهم گِرد آمدیم  و با اعلام برقراری تشکیلات جدیدی با همان ماهیت گذشته ولی با تغییر تنها نام، به فعالیت سندیکالیستی خود تا به امروز ادامه داده ایم. لازم به یاد آوری بسیار مُهم  است که اتحادیه ی سراسری حقوق بگیران سوئد ” اِل . او” وابسته یِ سیاسی به “حزب سوسیال دمکرات ها”، بر پایه ی ماهیت عمیقا زرد و سازشکار شان با سیستم سرمایه داری [خریداران نیروی کار] ، کوچکترین پُشتیانی و اعلام همبستگی با آکسیون ضد نژاد پرستی ما نشان نداد. ۲- یکی دیگر از تجربیات  این بار سیاسی من، شرکت در تظاهرات  بُزرگ ضد سرمایه داری علیه سران کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری معروف به گروه ۲۰ در هامبورگ آلمان  در روزهای هفتم تا هشتم  جولای۲۰۱۷ بود که بیش از دویست نفراز آنارشیستهای کشورهای اسکاندیناوی [سوئد، نروژ، فنلاند و دانمارک]  با پنج اتوبوس که یکی از آنها را من هدایت می کردم، در مرز دانمارک – آلمان توسط  بیش از یکصد پلیس گمرک و امنیتی متوقف شدیم و به مدت بیش از چهار ساعت مورد بازرسی  دقیق و تن به تن و سئوال و جواب های  گوناگون آنها قرار گرفتیم و از آنجائی که هیچ مُشکل قانونی برای ورود به کشور را نداشتیم اجازه ادامه ی حرکت به ما را دادند. البته قصد اصلی  پلیس از به درازا کشاندن کنترل های غیر ضروری این بود که ما به هر قیمتی که شده نتوانیم به تظاهرات نزدیک به پانزده هزار نفره ی جبهه های گوناگون آنار شیست ها که از سرتا سر جهان برای شرکت در تظاهرات اعتراضی به هامبورگ در روز نخست زیر نام ” به جهّنم خوش آمدید! ”  آمده بودند بود. دیر آمدن ما به شهر باعث شد که از پیوستن به این تظاهرات محروم بمانیم. در روز دوم،  بیش از یکصد هزار انسان ضد فاشیسم  در بیش از چهل گردهم آئی های گوناگون در نقاط مختلف شهر، ولی همگی زیر شعارِ” همبستگی بدون مَرز” دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند. شهر حالت و وضُعیت کاملا جنگی بخود گرفته بود. بین بیست تا بیست و پنج هزار پلیس ضد شورش  سرتا پا مُسلح در برابر این سیل جمیعت عظیم، به گروه های آنارشیستی طبق معمول با ماشین آبپاش با فشار بسیار قوی؛ زره پوش ، گاز اشک آور و باتوم برقی و غیره حمله ور شدند که صد ها تن از معترضین دستگیر و تعداد زیادی از تظاهر کنندگان و همچنین پلیس زخمی شدند. خوشبختانه  به هیچ کدام از رفقای ما که بیش از ۹۵٪ از آن ها جوان بودند آسیب زیاد و جدّی وارد نشد و همگی ما در کمال رضایت و با کوله باری از خاطرات فراموش نشدنی و بسیار خوب؛ هر کدام به شهر های خود باز گشتیم.

سئوال چهارم : ظاهرا اولین نشریات آنارشیستی در خارج از کشور مربوط به سال ۱۳۵۵ می باشد و از جمله می توان به نشریاتی مانند آزادمنش ، نافرمان , انسان آزاد , آبگون و…. اشاره کرد. اگراطلاعی از تاریخ انتشار و اسامی تمام آنها و نویسندگان و سردبیران آنها را نام ببرید؟

نخیر؛ من متاسفانه به خاطر دیدگاه کینه توزانه ی خودم علیه آنارشیسم – سندیکالیسم به دنبال اینگونه نشریات نبودم و نام هیچکدام از این ها متاسفانه برای من آشنا نیست

سوال پنجم : با توجه به دانش و تجربیات خود بفرمایید که آیا امکان دارد یک حزب خود را آنارشیستی بنامد؟ و در واقع سوال اینست که چقدر آنارشیسم به لحاظ فلسفی امکان دارد در قالب یک حزب رخ بنماید؟

مُطلقا نَه امکان ندارد؛ زیرا تحزّب گرائی کوچکترین قرابتی با اصول شناخته شده ی آنارشیستی – سندیکالیستی ندارد و احتیاجی هم به برپائی اینگونه تشکلات حزبی نمی باشد. از یکطرف آنارشیسم – سندیکالیسم برای گرفتن هیچگونه قدرت دولتی و پارلمانی نبایستی فعالیت بکند و نمی کند، و از سوی دیگر بر علیه هرگونه آتوریته؛ سٌلطه ی رهبری و آقا بالا سر مبارزه کرده و می کند و ساختمان تشکیلاتی آن  کاملا اُفقی و از پائین به بالاست در صورتی که  ساختار تشکیلات حزبی کاملا برعکس، یکصد و هشتا د درجه با تشکیلات آنارشیستی – سندیکالیستی زاویه دارد؛ و آن به این گونه است که اوّلا دارای آتوریته و سُلطه ی رهبراست و دومّن ساختار هِرَمی و عمودی از بالا به پائین داردا

سئوال ششم : ما در دوره ای طولانی شاهد وقفه در انتشار نشریات آنارشیستی بودیم اما شما با کدام جریانات و آنارشیست های فعال در فضای مجازی و واقعی آشنا شدید و با آنها ارتباط برقرار کردید؟

من به غیر از آشنائی و همکاری با نشریه ی اینترنتی عصرآنارشیسم با  هیچیک از دیگر نشریات آنارشیستی در طی چند سال اخیر آشنائی نداشته ام. در چند ماه اخیر با گروهی که خود را “حزب ایرانارشیسم” [ناسیونال آنارشیسم] می خواند آشنا شده ام که بنابر توضیحی که پیش از این راجع به مشخصات تشّکل آنارشیستی داده ا م ؛ این حزب  را انحرافی جدّی و خطرناک از دیدگاه آنارشیسم واقعی که من تا کنون فهمیده ام به حساب می آورم. من رهبری این حزب را [علی عبدالرضائی] علاوه بر خودشیفتگی و خود محور بینی ِبیمارگونه اش؛ و همچنین  برخورد های کاملا لومپن مآبانه و به اصطلاح معروف چاله میدانی؛ فحاّشی با استفاده از واژه های جنسّیتی نسبت به مُنتقدین و مُخالفین خود، انسانی سیاسی و آنارشیست  نمیدانم . باور من بر این است که اگر تشکیلاتی آنارشیستی خودش را به صورت “حزب” معرفی می کند آنهم در شکل و شمایل  ناسیونالیستی، این دیگر شیپور را از دهانه ی گشُادِ آن زدن و نَقض غَرض  می باشد و با هیچکدام از معیار و تعریف های  آنارشیسم واقعی خوانائی ندارد. پیشنهاد دوستانه ی من به این آقا و همفکرانش این است که دست از این بازیهای رقابت آمیز و به ویژه دشمن شاد کُن بردارند و بگذارند که هر تشکیلات سیاسی بدور از جوّی نا سالم، به کار خویش مشغول باشد

سوال هفتم: نظر شما بعنوان یک آنارشیست درباره روژاوا و تحولات کردستان چیست؟ ایا جامعه ای که در روژوا بِنَا شده است دقیقا همان جامعه ایده ال انارشیستی است ؟ شباهت ها و تفاوت های ان در چیست ؟

من به ویژه از فلسطین و کوردستان خونین پس از سال ۱۳۵۶خورشیدی همواره دفاع و ابراز همبستگی کرده و می کنم. انقلاب روژوا و مقاومت توصیف نا پذیر و قهرمانانه آن، بخصوص زنان برعلیه تروریست های اسلامی موسوم به داعش برایم مایه ی غرور و افتخار آمیزاست

پروژه ی سیاسی – اجتماعی که درشمال کردستان سوریه “روژاوا” پیاده می شود نَه دقیقا بلکه می تواند بنا بر باور من، الگوئی عملی و قابل پذیرش ولی ابتدائی و خوب در مسیر رسیدن به اهداف آنارکو سندیکالیستی در دراز مدت باشد. در پاسخ به پرسش یازدهم تا حدودی که دانسته های محدود من اجازه مید هد؛ رئوس مهم این پروژه را بیا ن کرده ام و در این جا تکرار نمی کنم. امّا  چگونگی تحولات آینده ی جهان به ویژه در خاورمیانه و ایران بستگی به خیلی از فاکتورها دارد که از حیطه ی دانش و آگاهی سیاسی – تئوریک کم و ناقص من خارج است و توانِ پیش بینی آن را ندارم

سئوال هشتم : لطفا جهت آشنایی جوانان انارشیست از آنارشیستهایی نام ببرید که در نسل های قبل و یا هم دوره شما به فعالیتهای سیاسی و آموزشی مشغول و فعال بوده اند؟

البته تعداد آنارشیست های نسل های پیشین به ویژه از انقلاب کمون پاریس۱۸۷۱ که در آن نقش بسیار تعیین کننده و پیشگام را داشته اند و به همین گونه در انقلاب های۱۹۰۵ و ۱۹۱۷روسیه تزاری و شوروی تا کنون واقعن بی شمارند و من تنها سه نفر از بزرگان را میخائیل باکونین، پِتر کروپوتکین واِمّا گُلدمن در بالا نام برده ام و ضرورتی در لیست کردن دیگران در اینجا نمی بینم. من از هم نَسلان خودم متاسفانه شخصی را به یاد نمی آورم ولی از جوانان نسل امروز که علنی شده اند می بایست از رفیق دلاور و فداکار سُهیل عَربی که اکنون در زندان اسیر دستِ حکومت فاشیستی خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران است را یادآوری نمایم

سئوال نهم : آیا آنارشیستها از ادبیات سکسیستی، جنسیتی و ادبیات لمپنی در نوشته های خود استفاده می کنند؟ آیا آنارشیستها اساسا لیدر،رهبر و یا مبصر دارند؟ آیا با توجه به خصوصیات فلسفی آنارشیسم امکان تک خطی بودن و برخورد و نگاه حزبی در آنارشیسم وجود دارد؟

من در پرسش پنجم و ششم؛ دیدگاه خودم را به صورت بسیار کوتاه ولی مفید جواب داده ام و لزومی در تکرارآن نیست ولی بایستی اذعان کنم که من هرگز انسانی به اصطلاح سیاسی آنهم در جنبش آنارشیستی و به قول زنده یاد احمد شاملو “چاله گاو دهان” ندیده و تجربه نکرده ام. علی عبدالرضائی را پدیده ای استثنائی از نوع بسیارزشت آن می دانم، زیرا هرگز برای جلب نظر کودکانه لزومی به چنین واژه های شرم آور نبوده و نیست. روزگار غریبی است نازنین

سوال دهم: نظر شما درباره اینکه ما مدام میشنویم که انارشیسم را معادل هرج و مرج قرار می‌دهند ( نمونه اخیر آن از زبان رضا پهلوی ) چه از طرف راست و چه از طرف چپ ، چیست؟

من دلیل دیگری به غیر از ترس و هراسشان از رُشد و گُسترش ایده ها و پروژه های آنارشیستی – سندیکالیستی نمی بینم. نمونه ی سرکوب حزب بلشویک را پیش از این یاد آورشدم. برای من پرسش بر انگیز است که چگونه بخش هائی از جنبش چپ در ایران؛ همسو و همصدا با  تئوریسین های سیستم سرمایه داری و کارگزاران رنگارنگ آن؛ آگاه یا نا آگانه از آنارشیسم مفهوم هرج و مرج را می فهمند و تلاش می کنند که در هر مورد ی از این واژه درتحقیر و سرکوب سیاسی – تشکیلاتی آن استفاده کنند. همین اندازه که برخی از رفقای مُدعی کمونیسم، مارکسیسم، لنینیسم ووو با افرادی نظیر رضا پهلوی هم رای و هم صدا می شوند باعث شرمساری اشان نمی شود؟ زیرا اگر در هر واژه نامه ی غیرمُغرضی در سراسر کتابخانه های معتبر جهان در جستجوی معنای آنارشی  که ریشه ی یونانی دارد باشیم؛ به روشنی تعریف دُرست را خواهیم یافت که “آ” پیشوند منفی کننده یعنی ” بدون ” و نارشی به معنای ” دولت ” است. حال این ها که تعریف و کلید واژه ی آنارشی را آگاهانه و به عَمد؛ هرج و مرج  می خوانند  و تلاش می کنند با فریبکاری در افکار همگانیِ نا آگاه؛ زورچپان بکنند به باورمن؛ نشان ازمخالفتشان با چیز دیگری غیر از استقرار نظام اجتماعی بی دولت، و به طبَع آن بی پارلمان و بی حزب ووو نیست که انجام این پروژه ی “خرابکارانه و ویران گر” آنارکو سندیکالیستی باعث وحشت اشان شده؛ می شود و خواهد شد!! دلیل مخالفت سیستم سرمایه داری همراه با نمایندگان و مدافعین؛ اعوان و انصار اش که آشکارا این را می گویند و عمل هم می کنند قابل فهم و توجیه  است ولی توجیه رفقای گرامی چپِ موافق با دولت؛ پارلمان و حزب که  این را پنهان کرده و به روشنی و بی پرده بیان نمی کنند چیست؟

سوال یازدهم: بعنوان یک آنارشیست وضعیت زیست محیطی و اقلیمی جغرافیای ایران و بطور کلی زمین را چگونه میبینید و فکر می‌کنید چه راه حل هایی برای مقابله با تغییرات اقلیمی مهم تر هستند؟

بیش از دو دهه است که  از زنگ خطر بیشتر دانشمندان زیست محیطی نسبت به آلودگی طبیعت؛ هوای تنفسی و آب دریا ها می گذرد. آن ها معتقد هستند که از راهِ رها شدن بی حساب و کتاب  گاز های فسیلی و همینطور کاربُرد بی حد و مرز به ویژه در صنایع معادن نفت و زغال سنگ، پترو شیمی و امثالهم همه ی این ها تاثیرات مُخرّب خود را از جمله گرمایش گلُخانه ای بر طبیعت [گیاهان، جانوران] گذاشته و می گذارد، ولی کارگزاران و نمایندگان سیستم غیر انسانی سرمایه داری چه از طریق شرکت های انحصاری جهانی و چه از راهِ نمایندگان مردُم فریب اشان در همه ی پارلمان ها، تقریبا هیچ کار مفید و موثری  برای بهبود بخشیدن به این بحرانی که به راستی آینده ی حیات بشر را رو به نابودی بیشتر می کشاند به غیر از دادن  وعده و وعید های تو خالی و بی حاصل در پارلمان ها و کنفرانس های سالیانه ی عریض و طویل و پُر خرج،  کار دیگری انجام نداده و نخواهند داد، هر چند که بر پایه ی داده های علمی به روز شده؛ پیشنهاد راه کارهای مناسب عملی برای حل این بحران جدّی و حیاتی همچون سیستم سلولهای خورشیدی در دسترس بوده و می باشد. از این جهت به نظر من بهترین راهِ نجاتِ طبیعت – انسان؛ دگرگونی این سیستم نا برابر و استثمار گرایانه بدست زحمتکشان و بر پایه یک نظام سوسیالیستی آزادی منش و برابری طلب با اقتصاد مشارکتی – تعاونی از راه خود مُدیریت فدرالی – شورائی – دمکراتیک – اکولوژیک؛ … به جای استقرار دولت، پارلمان و حزب؛ و به کلامی دیگر؛ استقرار یک نظام سیاسی – اجتماعی آنارکوسندیکالیستی می باشد

اگر قرار است در زندگی روزمره ی زحمتکشان تغییری پایه ای حاصل شود و اگر قرار است که تئوری و پراکتیک های گذشته که چندین و چند بار آزمایش شده ولی دارای کارنامه و بازدهی لازم و خوبی نبوده و به بُن بست رسیده اند؛ بهتر و خردمندانه است که آن ها را به کنار گذاشته و راه های رفته را چند باره نپیما ئیم؛ زیرا هرگز نتیجه ی دیگری بغیر از آنچه که تا کنون حاصل شده است نخواهد داشت. بیائیم راه دیگری را برگزینیم و با ارزیابی نتیجه ی حاصله از برنامه های گذشته؛ پروژه ی دیگری را برای سازماندهی زحمتکشان پیشنهاد نمائیم. روشن است که یک جامعه بسیار پیچیده ی انسانی را با یک و یا چند راه حل و پروژه نمی توان به سرمنزل مقصود که همانا جامعه ای برابر؛ آزادی مَنش و بدور از هرگونه استثمار فرد از فرد باشد رساند. به همین جهت آنچه که من امروزه برآن باور دارم میبایستی تلفیقی متوازن از آنارشسیم – سندیکالیسم و دیگر پروژه های نزدیک به این دیدگاه و متناسب با شرائط زمان و مکان در نظر گرفته شده باشد و در آینده ای نزدیک یا دور امّا ممکن؛ همه ی انسان های جهان در صُلح و صفا و همراه با عشق و همبستگی در کنار یکدیگر زندگی کنند. اگر کمونیسم را به مفهوم “از هر کس به اندازه ی توانش و به هر کس به اندازه ی نیازش” باور داشته باشیم؛ این خود نشان از این دارد که یکدست کردن جامعه ی موجود انسانی و متحّدالشکل کردن عقاید آحاد افراد به دلیل نیازهای گوناگون اشان امکان پذیر نمی باشد و اتفّاقا همین تضاد در افکار و عقاید است که ضرورتا باعث رُشد؛ پیشرفت  و تغییر جامعه شده و خواهد شد

در پایان اگر شما هم مواردی را مایل هستید عنوان کنید لطفا با خوانندگان ما در میان بگذارید

در پایان  ضمن سپاس مُجدد از صمّیمیت و حُسن نظرشما رفقا ی گرامی نسبت به من، برای شما و مخاطبان اتان آرزوی تندرستی؛ شادی و پیروزی می نمایم. امیدوارم که هر چه زودتر این رژیم سرمایه داری نکبت بارِ خلیفه گری اسلامی – شیعی  در ایران سرنگون گردد!

نیما گُلکار

———————————————————————————————–

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان

Anarchist Union of Afghanistan and Iran, May 24, 2018

P.S:The possibility of joining new people and groups of anarchists will be permanent

The Union has many social media and other communication channels. You will find them at the bottom of this page

۱- آدرس عصر آنارشیسم در اینستاگرامhttps://instagram.com/asranarshism/

—————————————-

۲- آدرس عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism—————————-
۳- عصر آنارشیسم در توئیترhttps://twitter.com/asranarshism———————————–۴ – فیسبوک عصر آنارشیسمhttps://www.facebook.com/asranarshism—————————————۵ – فیسبوک بلوک سیاه ایرانhttps://www.facebook.com/iranblackbloc

————————————————–

۶ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidaritywiththeRojavahttps://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1-Anarchists-in-solidarity-with-the-Rojava-434646579975914

———————————————————-

۷ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسیhttps://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

————————————————————

۸ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایرانhttps://www.facebook.com/irananarchistlabors

——————————————————

۹- فیسبوک کتابخانه آنارشیستیhttps://www.facebook.com/anarchistlibraryfa

————————————————–

۰ ۱– فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستانhttps://www.facebook.com/anarchistinsupportbaluchistan

—————————————————–

۱۱ – فیسبوک  هنرمندان آنارشیستhttps://www.facebook.com/anarchistartistss

————————————————-

۱۲ – فیسبوک دانشجویا ن آنارشیستhttps://www.facebook.com/anarchiststudents

——————————————-

۱۳ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیکhttps://www.facebook.com/shahre.shahin

———————————————–

۱۴ – فیسبوک آنتی فاشیستhttps://www.facebook.com/ShahinShahrPolitik

————————————————

۱۵ – آدرس آنارشیستهای مریوان در کانال تلگرامhttps://t.me/anarchyinmarivan

———————————

۱۶-آدرس تماس با ماcontact us

[email protected]

———————————

۱۷ – سایت عصر آنارشیسمhttp://asranarshism.com

——————————————–

۱۸ – آدرس کانال آنارشیستهای کردستان در تلگرام
بڵاوکردنەوەی بیرو هزری ئانارکیستی
https://t.me/kurdistananarshist

——————————-

۱۹- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی هاhttps://www.facebook.com/%D9%85%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-505093803031731/

——————————————

۲۰ – گوگل پلاس عصر آنارشیسمhttps://plus.google.com/u/0/114261734790222308813

——————————————-

۲۱ –  ساوندکلاود رادیو آنارشی

——————————————

۲۲- آدرس ” دختران آنارشیست افغانستان ” در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/dokhtarananarshist_afghanestan

———————————————————–

۲۳- آدرس “دختران آنارشیست افغان ” در فیسبوکhttps://www.facebook.com/Afghan-Anarchist-Girls-116992605591873

————————————————————–

۲۴- آدرس آنارشیستهای رشت در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/anarshist.rasht

———————————————————

۲۵ –  آدرس پیج آنارشیستهای شهر بوکان (  ئانارکیسته کانی بوکان ) در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/bokan_anarchy

———————————————————–

۲۶- آدرس آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر در تلگرامhttps://t.me/Anarshistsh2

————————————————

۲۷ – آدرس آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/anarshistshahinshahr

—————————————————

۲۸- آدرس آنارشیستهای شیراز در تلگرامhttps://t.me/ShirazAnarchist

—————————————————

۲۹ – آدرس آنارشیستهای شیراز در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/anarchy_shz_ism

——————————————————

۳۰ – آدرس آنارشیستهای گیلان در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/guilan_anarchism

——————————————————-

۳۱ – کانال عصیانگر در تلگرامhttps://t.me/AcabFai

————————————————-

۳۲ – آدرس کانال ” جوانان آنارشیست ” در تلگرامhttps://t.me/young_anarchists

————————————————

۳۳- آدرس آنارشیستهای مشهد در کانال تلگرامhttps://t.me/anarchismera

————————————————-

۳۴ -آدرس کانال آنارشیستهای تهران در تلگرام

t.me/tehran_anarchists——————————————–

۳۵ – آدرس آنارشیستهای قم در توییتر

twitter.com/anarshist————————————

۳۶ – آدرس پیج” آنارشیستهای جنوب “در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/southanarchists

آنارشیستهای جنوب یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.

———————————————————

۳۷ – آدرس پیج” آنارشیستهای خراسان “در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/khurasan_anarch

آنارشیستهای خراسان یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.

——————————————————————————

۳۸ – آدرس بالاچه عصر آنارشیسم در بالاترینhttps://www.balatarin.com/b/anarchismera

———————————————————————-

۳۹ – آدرس وبلاگ اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستانhttps://tauai.wordpress.com

————————————————————————

۴۰ – آدرس اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان در فیسبوکhttps://www.facebook.com/TAUAI/?modal=admin_todo_tour

————————————————————————————–

۴۱ – آدرس اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/union9387

—————————————————————————————

۴۲ – آدرس پیچ آنارشیستهای اهواز در فیسبوکhttps://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-2021321021440113

—————————————————————————–

۴۳ – آدرس پیچ آنارشیسم سبز در فیسبوکhttps://www.facebook.com/Green-Anarchism-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-229749814516765

—————————————————————————

۴۴ – آدرس پیج جوانان آنارشیست در اینستاگرامhttps://www.instagram.com/javanane_anarshist

۴۵ – آدرس کانال جامعه دگرباشان فارسی زبان در تلگرام

https://t.me/IRLGBT_COM
به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برچسب ها:
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است