اگر دولتی برای ارائه بودجه به پارلمان در جامعه آنارشیستی وجود ندارد چگونه از اختلاف نظر مناطق مختلف کشور جلو گیری میشود؟

سوالی برای دوستان انارشیست… همانطور که در مقاله نیز گفته شده است مثال سوییس با وجود کانتونها نمیتواند جامعه ارمانی انارشیسم که در ان دولت وجود ندارد باشد…پس میرسیم به کانتونهایی کوچک تر در مقیاس رژوا سوریه.به عبارت دیگر اگر دولتی برای ارائه بودجه به پارلمان وجود ندارد چگونه از اختلاف نظر مناطق مختلف کشور جلو گیری میشود… بطور مثال چگونه منابع ثروت مناطق نفتخیز ایران و مناطق محروم انسیستان و بلوچستان توزیع خواهد شد. چقدر این سیستم دموکراسی مستقیم در مقیاس بزرگتر کشور شدنی است؟

 

در جامعه آنارشیستی حرص و آز ثروت وجود ندارد و هر کس به اندازه نیازش از مواهب ثروت بهره مند میشود ، در نتیجه توزیع ثروت عمل پیچیده ای نخواهد بود وانگهی این جریان ثروت منابع طبیعی در جامعه آنارشیستی وجود نخواهد داشت چرا که این منابع و استخراج آنها کاملا مخرب محیط زیست هستند و آنارشیسم بر عکس بدنبال کمک به محیط زیست است و نه تخریب آن. باید در نظر داشته باشیم که در بحث از جامعه آنارشیستی بسیاری موارد موجود در جامعه سرمایه داری وجود نخواهند داشت.

از طرفی دیگر باید توجه داشت که به جای دولت ، ارگان های مردمی خودگردان و شورایی همراه با نظارت و خرد جمعی همراه با مشارکت جمعی وجود خوهد داشت. یعنی با نبود دولت دچارخلا سیاسی و مدیریتی نخواهیم شد بلکه با تفییر مدل و سیستم دولتی آنگاه با مدل و سیستم جدیدی مواجهه خواهیم بود.

دولت یعنی رذالت و پستی یعنی غارت و چپاول ثروت توده های مردم یعنی دادن چک سفید امضا به آدم هایی که تحت نام دولت هر چه می خواهند با جان و هستی و دارایی مردم انجام دهند.

آیا دولتهای تمام تاریخ ایران از جمله دولت های پهلوی و جمهوری اسلامی از منابع ثروت مناطق نفتخیز ایران برای مناطق محروم سیستان و بلوچستان استفاده کردند و آنها را از فقر و فلاکت اقتصادی نجات دادند؟!

آیا خود همان مردم مناطق نفت خیز در زیر سایه دولتها در فقر و بی عدالتی بسر نمی برند؟!

آیا هیچگونه نظارت مردمی بر نهاد های قدرت در زیر سایه دولتها وجود دارد و اصلا آیا دولتها خود را موظف به پاسخگویی به مردم می دانند؟!

جامعه آنارشیستی یک جامعه به خود رها شده نیست بلکه مدیریت اجتماعی جایگزین مدیریت دولتی می شود.

مسئولیت اجتماعی شهروندان جایگزینی بی مسئولیتی دولتها می شود و ابزار سرکوب دولت ها ملقی می شوند.

آموزش و آگاهی همگانی و رفاه عموی به جای تبلیغات دولتی و مذهبی و بی مسئولیتی آنها قرار می گیرند.

 

شاید بهتر باشد برای روشن تر کردن زوایای پنهان سیستم جدید بدون دولت نگاهی بیندازیم به سئوالاتی مشابه که سالها پیش به آن پاسخ دادیم.

 

 گفتگو :فایده آنارشیسم برای اجتماع چییست؟(۱۶ فروردین ۱۳۹۲ )

 

سئوال : میشه بپرسم «فایده» آنارشیسم برای اجتماع چیست؟

۱- امکان عملی مشارکت همگانی در پیش برد سرنوشت جمعی .

۲- جلوگیری از اعمال قدرت یک بخش از جامعه بر کل جامعه و از بین بردن اعمال دیکتاتوری اقلیت یا دیکتاتوری اکثریت بر کل جامعه.

۳- جلوگیری از انباشت ثروت و تمرکز قدرت در دست بخش کوچکی از اجتماع.

۴- استفاده از خرد جمعی به جای رهبری فردی در اداره جامعه .

سئوال : و هنگامی که آنارشیسم (به فرض) به این اهداف ایده آل گرایانه خود بطور کامل دست یافت، نظم نوینی بر پا می کند؟ و به این ترتیب زمینه را برای به وجود آمدن آنارشیستهای بعدی فراهم می کند؟

آنارشیسم انتها ندارد و یا نقطه پایان و همیشه سیال و در حال تحول و دگرگونی خواهد بود. آ

نارشیستها برای همان مقطع که در آن هستند تصمیم لازم را می گیرند و نه برای همیشه یا برای همه نسل ها .

سئوال : مبارزاتی که برای رسیدن به اهدافی انجام می شوند در دستیابی نسبی به این اهداف است که معنا پیدا می کنند. آنارشیسم که در هر مرحله دستیابی به این اهداف در قالب ضد فلسفه وجودی خود استحاله شود، چطور می تواند قابل درک و پذیرش باشد؟ به عبارت دیگر، من آنارشیست امروز، چطور می توانم بر ضد آنچه خود در آینده آن خواهم شد مبارزه کنم؟

من از استحاله در قالب ضد فلسفه وجودی خود آنارشیسم چیزی نگفتم و این تعبییر شما است و نمی دانم چگونه به این نتیجه رسیدید .

سئوال : آنچه شما به عنوان «اهداف» آنارشیسم نام بردید همه مفاهیمی هستند که جوامع توسعه یافته خود را در جهت برقراری آنها معرفی می کنند، در حالیکه دستیابی به چنین مفاهیمی (عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی های فردی و …) بصورت کامل و صد درصد غیر ممکن هستند. برداشت من از آنارشیسم و صحبت شما این است که آنارشیسم در صدد شکستن چارچوبهاست، ولی از آنجا که با چارچوب شکسته امکان ادامه بقای اجتماع نیست، مجبور است که چارچوب های جدیدی بنا کند و در همین نقطه است که در برابر فلسفه وجودی خود (شکستن چارچوبها) قرار می گیرد !

 

بله درست است که بی نظمی هم خودش نوعی نظم است و یا مثلا بی قانونی هم نوعی قانون است, ولی این کجا و آن کجا !

دوست عزیز , اهداف آنارشیسم جهانی است و فقط مربوط به جوامع توسعه یافته نمی شود و نمی دانم این چگونه شناختی است که شما از آنارشیسم دارید و یا چگونه به آن رسیده اید. هر کدام از ما داریم از ۲ ساختار مختلف صحبت می کنیم و احتمالا عدم شناخت یکسان ما از آنارشیسم و جامعه آنارشیستی است که متوجه مفاهیم مورد بحث یکدیگر نمی شویم.

سئوال : منظور من این نبود. از نظر من و بنا بر شواهد موجود (آنارشیستهای معاصر و تنها جنبش آنارشیستی مستقل و در محدوده عمل اجرا شده که سراغ دارم، یعنی آنارشیستهای اسپانیا پیش از جنگ داخلی) آنارشیسم تنها یک بولدوزر است. آنارشیست مایل به خراب کردن است و آنجا که بخواهد بر ویرانه های آنچه خراب کرده چیزی بسازد، دیگر آنارشیسم نیست و خود به هدف تخریب آنارشیسم تبدیل می شود .

آنارشیسم صرفا اگر به معنای تخریب گری باشد حرف شما درست است اما این معنای آنارشیسم نیست. آنارشیسم دولت , قدرت , قانون حاکم , مرز های موجود , زندان ها, نظم موجود, اقتدار , انواع سلطه , حق ویژه , نظام سرمایه داری و … را تخریب می کند و به جای آن با مشارکت و خرد جمعی جامعه آنارشیستی را اداره می کند.

سئوال : به نظر من «مشارکت و خرد جمعی» عبارتهای مبهمی هستند. دقیقا قرار است چگونه باشد؟ یک نظام شورایی؟

اگر یک مفهوم مشترک از اداره جامعه توسط شورا های خود گردان محلات , ادارات , کارخانجات و…. مورد نظرمان باشد بله بخشی از آن است به اضافه تشکلات داوطلبانه خود گردان اجتماعی و فداراسیون هاو…

سئوال ُ: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی این تجریه را از سر گذراند و چندان موفق نبود .

 

دوست عزیز پس جسارتا معلوم است چیزی از آنارشیسم نمی دانید که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را با آنارشیسم مقایسه می کنید.

در اتحاد جماهیر شوروی دولت , حزب , ارتش, پلیس, مرز, نیروگاه و سلاح اتمی, زندان , اعدام , انباشت ثروت, تمرکز قدرت, اتوریته (اقتدار) , هیرارشی (سلسله مراتب  ) , حق ویژه و انحصاری و… وجود داشت که آنارشیسم از اساس با آن مخالف است. دوست عزیز اینگونه نتیجه گیری کردن باعث می شود که عدم اطلاع شما از آنارشیسم را نشان دهد اگر نگوییم که سیاسی و مغرضانه است حد اقل عدم شناخت و مطالعه شما را در این زمینه نشان می دهد.

 

نظام جلالی

 

آنارشیسم و ساختار جامعه ی آینده (۱۶ فروردین ۹۲)

 

 

من یک آنارشیست هستم، نه به این خاطر که معتقد باشم آنارشیسم هدف نهایی است، بلکه به این دلیل که چیزی به نام هدف نهایی وجود ندارد. ~ Rudolf Rocker

 همانطور که رادولف راکر (به انگلیسی: Rudolf Rocker) به درستی تاکید می کند، “آنارشیسم یگانه راه حل برای تمام مشکلات انسان نیست، و آنطور که اغلب آن را بر این اساس که تمام طرح ها و عقاید مطلق را رد می کند، اینگونه می خوانند، آنارشیسم، آرمان شهر یک ساختار اجتماعی بی عیب و نقص هم نیست. آنارشیسم به هیچ حقیقت مطلق یا اهداف نهایی قطعی برای پیشرفت انسان معتقد نیست، اما به کمال پذیری نامحدود چیدمان های اجتماعی و شرایط زندگی انسان ها، که همواره از عالی ترین شکل احساسات سرچشمه می گیرند، باور دارد، و به همین دلیل است که نمی توان یک ایستگاه نهایی و یا اهداف قطعی برای آن مقرر کرد.” [۱] در نتیجه، چیزی به عنوان یک برنامه ی کاری برای یک جامعه ی آزاد نمی تواند وجود داشته باشد.
تنها کاری که ما می توانیم در اینجا انجام دهیم، نشان دادن جنبه های کلی جامعه ای است که ما به عنوان آنارشیست ها باور داریم که یک جامعه ی آزاد بایستی دارای آن ها باشد تا به یک جامعه ی حقیقتاً لیبرتارین تبدیل گردد. برای مثال، جامعه ای مستقر بر مدیریت سلسله مراتبی محل های کار (همچون کاپیتالیسم) نمی تواند لیبرتارین باشد و به زودی شاهد ایجاد حکومت های خصوصی و یا عمومی برای حفظ و حراست از قدرت کسانی خواهد بود که در بالای مراتب و مقام های سلسله مراتبی مستقر هستند. با اینحال، صرفنظر از این مباحث کلی، جزئیات چگونگی ساخت یک جامعه ی غیر سلسله مراتبی بایستی که برای بحث، آزمایش و تجربه باز باشد:
آنارشیسم، که همان آزادی است، با اکثر شرایط های گوناگون اقتصادی [و اجتماعی]، بر این اساس که این شرایط ها نتوانند، آنطور که زیر سلطه ی امتیاز انحصاری کاپیتالیستی روی می دهد، آزادی را نفی کنند، همساز است.” [۲]
از اینرو، توضیحات ما نبایستی که به عنوان یک برنامه ی مفصل و پر جزئیات انگاشته شود، بلکه این توضیحات کلی تلفیقی است از مجموعه پیشنهاداتی که آنارشیست ها در طول تاریخ مبارزاتی شان به ترویج آن به عنوان جایگزینی برای کاپیتالیسم پرداخته اند و همچنین آنچه که در انقلاب های اجتماعی متعدد امتحان شده و مورد آزمایش قرار گرفته اند. آنارشیست ها همواره در بیان پر تفصیل تصویر مدنظر خود از آینده محتاط بوده اند، چرا که برخورد دگماتیک در مورد شکل دقیق جامعه ی جدید برخلاف اصول آنارشیستی است. این انسان های آزاد هستند که نهادهای آلترناتیو خود را در پاسخ به شرایط مخصوص محیط خویش و همچنین نیازها، خواست ها و امیدهای یگانه شان ایجاد خواهند کرد. در نتیجه، تلاش برای عرضه ی سیاست های از پیش تعیین شده ی جهانشمول حرکتی گستاخانه و دگماتیک خواهد بود. همانطور که کروپاتکین به این مهم اشاره کرد، زمانی که تصرف ثروت های اجتماعی توسط توده های مردم صورت گرفته است، “آنوقت، پس از دوره ای از آزمون و خطا، سیستم جدیدی از سازماندهی تولید و مبادله لزوما به وجود خواهد آمد… و آن سیستم بسیار بیشتر از هر تئوری، هرچند عالی، که توسط تفکرات و تخیلات اصلاح طلبان تدبیر شده است، با آرزوها و خواست های مردمی و همچنین نیاز به همزیستی و روابط متقابل متناسب و هم آهنگ خواهد بود.” با اینحال، این مسئله باعث جلوگیری کروپاتکین از پیش بینی این مسئله که در مناطق تحت تاثیر آنارشیست ها “بنیان و شالوده ی نهاد جدید، فدراسیون آزاد گروه های تولید کننده و فدراسیون آزاد کمون ها و گروه ها در کمون های مستقل خواهد بود،” نشد. [۳]
این به این خاطر است که آنچه ما هم اکنون می پنداریم به عنوان یک تجربه ی عینی آینده را تحت تاثیر قرار خواهد داد، متعاقبا نحوه ی اندیشیدن ما را نیز تحت تاثیر خود قرار داده و تغییر خواهد داد. با در نظر داشتن انتقاد لیبرتارین از دولت و کاپیتالیسم، نوعی از نهادهای اجتماعی مشخص برای یک جامعه ی لیبرتارین ضروری هستند. به عنوان مثال، شناخت ما از این مسئله که کار مزدوری باعث ایجاد نسبت های اجتماعی اقتدارگرا و همچنین استثمار می شود، آشکار می سازد که در یک جامعه ی حقیقتاً آزاد، محل های کار تنها می توانند بر کار اشتراکی و تعاونی (یا به عبارت دیگر، خود-مدیریتی) استوار باشند. همچنین، نظر به اینکه دولت نهادی مرکز گراست که قدرت را به طرف بالا تفویض می کند، تصور این مسئله دشوار نیست که یک جامعه ی آزاد دارای نهادهای اشتراکی و همگانی که فدرال هستند و از پایین به بالا سازماندهی می شوند، خواهد بود.
علاوه بر این، با توجه به اینکه جامعه ی غیر آزاد کنونی نحوه ی اندیشیدن ما را به طرق مختلف شکل داده است، به احتمال زیاد، تصور شکل های تازه ای که با رهایی قوه ی نبوغ و خلاقیت بشریت از طریق گسستن غل و زنجیرهای اقتدارگرای کنونی اش ایجاد خواهند شد، برای ما غیرممکن است. بدینسان، هر تلاشی برای ترسیم تصویری پر تفصیل از آینده محکوم به شکست است. در نهایت، آنارشیست ها معتقدند که “جامعه ی جدید بایستی که با مشارکت تمام انسان ها، از پیرامون به مرکز، آزادانه و خودبخودی، توسط انگیزه های استوار بر اتحاد و همبستگی و همچنین زیر فشار نیازهای طبیعی جامعه، سازماندهی شود.” [۴]
با این وجود، آنارشیست ها همواره مایل به مشخص کردن و تشریح بعضی از اصول کلی که اشاره بر چارچوب کلی جامعه نوین برای رشد نهادهای اجتماعی-سیاسی-اقتصادی دارند، بوده اند. البته لازم به تاکید است که این اصول کلی به هیچ وجه زائیده ی تراوشات ذهنی روشنفکران برج عاج نشین نیستند. بلکه این اصول بر اساس ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ای بنا گشته اند که در دوران تلاش طبقات کارگر برای گسستن زنجیرهای خود در دوره های فعالیت های انقلابی نظیر کمون پاریس، انقلاب روسیه، انقلاب اسپانیا، انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان، انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، و انقلاب ۲۰۰۱ آرژانتین علیه نئو-لیبرالیسم، به صورت خودبخودی به وجود آمده اند. با نگاهی مختصر به این مثال ها روشن می شود که درست در زمانی که انسان ها برای اداره ی سرنوشت خود، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی، تلاش می کنند، فدراسیون شوراهای کارگران خود-مدیر و همچنین شوراها و انجمن های محلی در چنین انقلابات مردمی ای مکررا پدیدار می شوند. اگرچه ممکن است نام و ساختار سازمانی این شوراها متفاوت باشند، اما از آنجاییکه این نهادها در طول تمام انقلابات مردمی پدیدار شده اند، می توان آن ها را به عنوان اشکال اساسی سوسیالیسم لیبرتارین محسوب کرد. نهایتا، این نهادها تنها آلترناتیو موجود برای آتوریته ی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند — اگر تصمیمات مربوط به زندگی مان را خودمان نگیریم، کس دیگری این کار را خواهد کرد.
بنابراین، در حال خواندن این مطلب و مطالب آینده که به طور مختصر به تشریح ساختارهای کلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک جامعه ی سوسیالیست لیبرتارین خواهد پرداخت، لطفا در نظر داشته باشید که این مطالب تلاشی است برای شرح طرح کلی جامعه ی آینده از دیدگاه آنارشیست ها. به عبارت دیگر، این مطالب به هیچ وجه خواهان تعیین دقیق ساختار و نحوه ی عملکرد جامعه ی آزاد آینده نیست. چرا که چنین جامعه ی آزادی محصول فعالیت های تمام اعضای جامعه خواهد بود و نه فقط آنارشیست ها. همانطور که مالاتستا اشاره می کند:
مسئله، مسئله ی آزادی برای همه است، آزادی برای تمام افراد، تا آنجاییکه که او به آزادی برابر دیگران احترام می گذارد.”
هیچکس نمی تواند با قاطعیت تمام قضاوت کند که چه کسی حق است و چه کسی ناحق، که به حقیقت نزدیک تر است، یا کدام روش بهترین راه رسیدن به بهترین ها برای همه است. آزادی در ترکیب با آزمایش و تجربه تنها راه کشف حقیقت و دانستن بهترین هاست؛ و هیچ آزادی ای در صورت تکذیب آزادی برای مرتکب شدن خطا وجود ندارد.” [۵]
و البته که زندگی واقعی عادت دیرینه ای برای واژگون کردن تئوری ها، ایده ها و ایدئولوژی هایی دارد که حتی گاها رئالیست ترین تئوری ها و ایدئولوژی ها به نظر می رسند. مارکسیسم، لنینیسم، پول گرایی (monetarism)، اقتصاد آزاد کاپیتالیستی (laissez-faire capitalism) و غیره، بارها و بارها ثابت کرده اند که اعمال ایدئولوژی بر زندگی واقعی عواقب ناخوشایندی دارد که توسط آن ایدئولوژی بیش بینی نشده اند (البته در هر چهار مورد ذکر شده در بالا، عواقب منفی آنان توسط دیگران بیش بینی شده بودند. به عنوان مثال، تاثیرات منفی و ناخوشایند مارکسیسم و لنینیسم توسط آنارشیست ها بیش بینی شده بودند). آنارشیست ها بر این امر واقف هستند و از اینرو، به خاطر ارزش تئوری، ایدئولوژی را رد کرده و از آن پرهیز می کنند. همچنین، به همین خاطر است که ما در مورد ایجاد یک برنامه ی کاری معین و مشخص برای جامعه ی آزاد آینده مردد هستیم. تاریخ مکررا این سخن پرودون را ثابت کرده است که “تمام جوامع رو به زوال می گذارند در آن لحظه که به دست ایدئولوژیست ها می افتند.” [۶]
همانطور که باکونین تاکید دارد، تنها حیات است که خلق می کند، و این زندگی است که بایستی به تئوری جان بخشد — و اگر تئوری نتایج مضر و ناسازگار تولید می کند، بهتر است که به جای تکذیب واقعیات و یا توجیه عواقب زیان باری که بر مردم داشته است، در خود تئوری تجدید نظر شود. در نتیجه، مطالبی که در باب ساختار کلی یک جامعه ی حقیقتاً لیبرتارین در این وبلاگ منتشر خواهند شد، یک برنامه ی کاری معین و قطعی نیست، بلکه مجموعه ای از پیشنهادات است. پیشنهاداتی که، دوباره تاکید می کنیم، محصول تجربیات واقعی انقلابات طبقه ی کارگر و نهادهای مختلف لیبرتارین است. این پیشنهادات شاید درست باشند و شاید هم اشتباه. اما همانطور که مالاتستا می آورد:
ما هرگز اغراق نمی کنیم که حقیقت مطلق نزد ماست، بلکه بر عکس، ما معتقدیم که حقیقت اجتماعی کمیتی قطعی، مناسب برای همه ی زمان ها، نیست، بلکه در عوض، زمانی که آزادی تامین شود، نوع بشر کشف کنان به جلو پیش خواهد رفت… . در نتیجه، راه حل ما همیشه در را برای راه حل های دیگر، و امیدواریم، راه حل های بهتر، باز می گذارد.” [۷]
به همین دلیل است که آنارشیست ها، همچون باکونین، معقتد هستند که “انقلاب نه تنها بایستی برای مردم، که بایستی توسط مردم صورت گیرد.” [۸]
مشکلات و معضلات اجتماعی تنها زمانی به نفع طبقات کارگر حل خواهند شد که خود طبقات کارگر آن ها را حل کنند. همچنین، انقلاب اجتماعی تنها زمانی طبقات کارگر را آزاد خواهد کرد که خود طبقات کارگر، با استفاده از نهادها و نیروی خودشان، آن را به وجود آورند. در واقع، در مسیر تلاش برای ایجاد تغییرات اجتماعی، برای تصحیح معظلات اجتماعی از طریق اقداماتی همچون اعتصابات، اشغال و تصرف کارخانه ها و نهادهای اجتماعی، تظاهرات و دیگر اقدامات مستقیم است که انسان ها می توانند دیدگاه خود از آنچه ممکن، ضرروی و مطلوب است را تغییر دهند. لزوم سازماندهی مبارزات و فعالیت ها توسط خود طبقات کارگر، توسعه و پیشرفت شوراها، انجمن ها و دیگر ارگان های قدرت مردمی برای مدیریت فعالیت هایشان را تضمین می کند. این اقدامات می توانند به صورت بالقوه ابزار آلترناتیوی را برای سازماندهی جامعه به وجود آورند. همانطور که کروپاتکین اشاره می کند، “هر اعتصابی، اعضای شرکت کننده را برای اداره و مدیریت جمعی و شراکتی امور آماده و تربیت می کند.” [۹]
در این پروسه، قابلیت مردم برای اداره ی امور زندگی خود، و در نتیجه اداره ی امور جامعه، به صورت افزونگری هویدا شده و موجودیت آتوریته های سلسله مراتبی، دولت و حکومت، اربابان و طبقه ی حاکم، بیشتر و بیشتر نامطلوب و غیرضروری می شود. بدینسان، در عین حال که طبقات کارگر نهادهای
م برای مبارزه برای بهسازی و تغییر در درون کاپیتالیسم را به وجود می آورند، چارچوب جامعه ی آزاد توسط خود همین پروسه ی مبارزات طبقاتی به وجود خواهد آمد.
در نتیجه، چارچوب یک جامعه ی آنارشیست و اینکه این جامعه چگونه خود را توسعه داده و شکل می دهد مستقیماً وابسته به نیازها و خواسته های آنانی است که در چنین جامعه ای زندگی می کنند و یا خواهان ایجاد چنین جامعه ای هستند. به همین دلیل است که آنارشیست ها همواره بر لزوم وجود شوراهای گسترده مردمی در محل های کار و اجتماعات محلی و فدراسیون متشکل آن ها از پایین به بالا به منظور اداره ی امور همگانی، تاکید می کنند. آنارشی تنها می تواند توسط مشارکت فعال توده ی مردم محقق شود. همانطور که مالاتستا در اینباره می نویسد، یک جامعه ی آنارشیست بر پایه ی “تصمیمات گرفته شده در شوراهای مردمی” استوار خواهد بود و این تصمیمات “توسط گروهی از افرادی که داوطلب شده و یا نماینده ی حسب المقرر (نماینده ی امری) هستند، به انجام می رسند.” [۱۰]
خود-مدیریتی پایه و اساس تغییر و پیشرفت یک جامعه ی آنارشیست خواهد بود و جامعه ی جدید توسط کسانی به وجود خواهد آمد که در آن زندگی می کنند. در نتیجه باکونین می نویسد:
انقلاب هرجا که باشد بایستی توسط مردم خلق شود، و کنترل عالی بایستی که همیشه متعلق به مردمی باشد که در قالب فدراسیون شوراها و انجمن های کشاورزی و صنعتی… توسط نمایندگان انقلابی از پایین به بالا سازماندهی شده اند.” [۱۱]
البته نباید این را فراموش کنیم که گرچه ما شاید قادر به تخمین نحوه ی آغاز یک جامعه ی آنارشیستی باشیم، با این حساب نمی توانیم وانمود کنیم که قادر به پیش بینی نحوه ی پیشرفت و توسعه ی آن در دراز مدت خواهیم بود. یک انقلاب اجتماعی در واقع مرحله ی آغازین پروسه ی دگرگونی و تغییر جامعه است. متاسفانه، ما باید از آنجایی که هم اینک هستیم شروع کنیم و نه از نقطه ای که امیدواریم به آن برسیم! در نتیجه، مباحث ما ضرورتاً منعکس کننده ی جامعه ی کنونی خواهد بود، چرا که این همان جامعه ای است که ما خواهان تغییرش هستیم. در حالیکه این نظریه و چشم انداز ممکن است در دیدگاه عده ای از نظر کیفی به اندازه ی کافی از دنیای امروز جدا و دور نشده باشد ، با اینحال، وجود این دیدگاه ضروری و اساسی است. ما نیازمند ارائه و گفتگو در مورد اقدامات پیشنهادی در زمان کنونی هستیم و نه یک جامعه ی خیالی که امکان دارد سال ها و شاید حتی دهه ها بعد از یک انقلاب موفق به وجود آید.
برای مثال، ما باز هم تاکید می کنیم که هدف نهایی آنارشیسم، خود-مدیریتی محل های کار و کارخانه های موجود در قالب همان ساختار صنعتی تولید شده توسط کاپیتالیسم نیست. با اینحال، انقلاب بدون شک شاهد تصرف و قرار دادن صنعت موجود زیر خود-مدیریتی کارگران خواهد بود. در نتیجه، ما مبحث خود را با در نظر داشتن ساختار مشابهی به دنیای امروز آغاز می کنیم. این مسئله به هیچ وجه به این معنی نیست که یک جامعه ی آنارشیست اینگونه باقی خواهد ماند، بلکه ما تنها مراحل آغازین را با استفاده از مثال هایی که همه با آن آشنا هستیم، ارائه می دهیم. خود-مدیریتی محل های کار و کارخانه های موجود صرفا مرحله ی آغازین تبدیل کارخانه به چیزی است که از نظر زیست محیطی امن بوده، از نظر اجتماعی ترکیب شده و باعث ایجاد قدرت های موازی برای افراد و جمعیت ها می شود.
برخی افراد واقعا فکر می کنند که پس از یک انقلاب اجتماعی، کارگران به استفاده از همان تکنولوژی، در همان محل های کار قدیمی، به همان طرق قبلی ادامه خواهند داد و چیزی تغییر نخواهد یافت (شاید به جز انتخاب مدیران خود). این افراد در واقع فقدان تخیل خود را به بقیه ی انسان ها انتقال می دهند. برای آنارشیست ها، “با اینحال مسلم است که زمانی که آن ها [کارگران] خود را ارباب خویشتن می یابند، سیستم قدیمی را برای وفق دادن با آسودگی و تسهیلات خود به طرق مخلف تغییر خواهند داد.” [۱۲] بنابراین، ما این شک و شبهه را به دل راه نمی دهیم و معتقدیم که کارگران به سرعت کار، محل های کار و جامعه ی خود را به چیزی مناسب و شایسته ی انسان ها تغییر داده، میراث کاپیتالیسم را رد کرده و جامعه ای را به وجود خواهند آورد که ما هم اکنون قادر به پیش بینی آن نیستیم. تصرف محل های کار اولین مرحله ی پروسه ی تغییر آن و بقیه ی جامعه است. این سخنان کارگران اعتصابی درست قبل از اعتصاب عمومی سیاتل در سال ۱۹۱۹ به روشنی به اظهار این دیدگاه می پردازد:
کارگران نه تنها کارخانه ها را تعطیل خواهند کرد، بلکه کارگران آن ها را زیر مدیریت مناسب بازرگانی بازگشایی خواهند کرد، چرا که چنین فعالیت هایی برای حفظ سلامتی عمومی و صلح عمومی ضروری هستند. اگر اعتصاب ادامه یابد، امکان دارد که کارگران برای جلوگیری از رنج بردن جامعه، فعالیت های بیشتر و بیشتری را زیر مدیریت خود بازگشایی کنند.
و به همین خاطر است که ما می گوییم که راهی را انتخاب کرده ایم که هیچکس نمی داند به کجا منتهی می شود.” [۱۳]
بر خلاف جامعه ی کنونی، زندگی انسان ها در جامعه ی پسا-انقلابی حول محور کارهای ثابت و محل های کار، متمرکز نخواهد شد. کار تولید مسلماً ادامه خواهد داشت اما نه به صورت بیگانه ی شده ی امروزی. همچنین، انسان ها تخیلات، مهارت ها، امیدها و آرزوهای خود را برای تغییر جامعه ی خود به مکانی بهتر برای زندگی به کار خواهند بست (که CNT آن را زیبا سازی کمون می نامد). نخستین مرحله، تصرف اجتماعات کنونی و قرار دادنشان زیر مدیریت اجتماعی است. از اینرو، باید یادآوری شود که مباحث ما تنها می توانند ارئه دهنده ی نشانه هایی از نحوه ی کارکرد یک جامعه ی آنارشیستی در ماه ها و چند سال بعد از وقوع یک انقلاب موفقیت آمیز باشند، جامعه ای که هنوز درگیر میراث کاپیتالیسم است. با اینحال، آنارشیست ها برای زدودن و نابودی این میراث، به دنبال تغییر تمام جنبه های جامعه هستند و خواهند بود. اعضای یک جامعه ی آنارشیست همزمان با توسعه و پیشرفت جامعه، آن را بر اساس استعدادها، امیدها، رویاها و تخیلات خود چنان تغییر خواهند داد که تصورش برای ما غیرممکن است.
در آخر، می توان گفت که ما انرژی و وقت بیشتری را صرف بحث و گفتگو در مورد “فرم” (به عبارت دیگر، نوع نهادها و سازمان ها و نحوه ی تصمیم گیری آن ها) می کنیم تا “محتوا“ی یک جامعه ی آنارشیست (به عبارت دیگر، ماهیت تصمیم های گرفته شده). علاوه بر این، مفهوم تفکیک بین “فرم” و “محتوا” شامل حال نهادها و سازمان هایی نیز می شود که در طی مبارزات طبقاتی به وجود می آیند و به احتمال زیاد تبدیل به چارچوب ساختاری یک جامعه ی آزاد می شوند. با اینحال، فرم به اندازه ی محتوا، شاید هم بیشتر، حائز اهمیت است. دلیل این امر این است که “فرم” و “محتوا” به یکدیگر وابسته هستند — “فرم” لیبرتارین و مشارکتی یک سازمان اجازه می دهد تا “محتوا“ی یک تصمیم، جامعه و یا مبارزه تغییر کند. خود-مدیریتی تاثیر آموزنده ای بر شرکت کنندگان دارد، چرا که این شرکت کنندگان در تماس با عقاید و ایده های متفاوت بوده، در مورد این عقاید به تفکر پرداخته و در میان خود تصمیم می گیرند (و صد البته که عقاید و ایده های خود را تدبیر کرده و ارائه می دهند). بنابراین، ماهیت این تصمیمات می تواند تغییر کند و تغییر هم خواهد کرد. بدین ترتیب، فرم تاثیر قاطعی بر “محتوا” دارد و از اینرو است که ما بیشتر به بحث و گفتگو در مورد فرم یک جامعه ی آزاد می پردازیم. همانطور که موری بوکچین می نویسد:
فرم و محتوای آزادی، همچون قانون و جامعه، به صورت متقابل تعیین می شوند. … بعضی از فرم ها به ترویج آزادی می پردازند و بعضی دیگر به نابود کردن آن … این فرم ها یا می توانند فرد را تغییر دهند و یا مانع پیشرفت وی شوند.” [۱۴]
و محتوای تصمیمات نیز توسط افراد شرکت کننده تعیین می شوند. در نتیجه، نهادها و سازمان های مستقر بر خود-مدیریتی، مشارکت و عدم تمرکز گرایی برای توسعه و پیشرفت محتوای تصمیمات گرفته شده الزامی هستند، چرا که این ویژگی ها خود باعث توسعه و پیشرفت افراد می شوند.

 گفتگو : قسمت اول – برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟(۲۸ بهمن ۱۳۸۸ )

 

سئوال :نامه رسیده : برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ مثلاً در مورد حوزه‌های نفتی، یا محیط زیست.

مثلاً اگر دولتی نباشد و یا اعمال قدرتی از طرف دولت نباشد، از ثروتی مثل نفت چطور می‌شود بهره‌برداری کرد؟

یا در مورد محیط زیست، مثلاً فرض کنید عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند. یا اینکه می‌خواهند ضایعات شیمیایی کارخانه‌های خود را اطراف شهر تخلیه کنند.آنجا که شورای محلی وجود ندارد.. دارد؟ یا اینکه اگر آن حومه یک شورای محلی دارد ممکن است توسط آن کارخانه‌دار به آنها رشوه داده شود.
برای این معضلات، آنارشیسم چه جوابی دارد؟

 

تفاوت چگونگی اصول تدوین قوانین در جامعه ای که دولت بر آن حاکم است با جامعه ای که فاقد دولت است در این است که قوانینی توسط حکومتگران تدوین میشود که در جهت کنترل و تسلط بر جامعه ، حفظ و تامین منافع قدرت میباشد و قوانین همه جا نسبت به کسی که در قدرت است و قدرت اعمال و اجرای قانون را دارد با کسی که قدرت بر او اعمال میشود ، یکسان عمل نمیکند ، به عنوان مثال چاقو زدن به کسی ، کسی را مجروح کردن ، دزدیدن پول و…در همه جوامع جرم است ، اما این قوانین فقط در مورد مردم اعمال میشود ، چرا که خود حکومت گران به عنوان مثال در ایران در روز روشن طرفداران حکومت با چاقو به ضرب و جرح مردم میپردازند . در همه کشور ها حتا دزدیدن یک نان ، دزدی محسوب میشود اما بسیاری از دولت مردان در سرتاسر دنیا به دزدی های میلیونی یا میلیاردی مشغول بودن و یا هستند . هیچ فردی اجازه ندارد و نباید داشته باشد که دیگری را مجروح کند و در جوامعی که دولت حاکم هست اما این حق برای پلیس محفوظ هست و انواع ابزار خشونت در اختیار دولت و پلیس قرار دارد .
در حالی که در یک جامعه آنارشیستی قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود و در این مسیر قوانین توسط همه آحاد مردم و نه نمایندگان آنها تدوین میشود . چرا که آنارشیست ها اعتقاد به مشارکت همگانی دارند .
اما در مورد پاسخ به سوالات شما باید گفت اگر ما بدانیم که سیستم تصمیم گیری در هر جامعه ای بر چه اساسی است و قوانین بر چه اساسی و چگونه تدوین میشود ، آن موقع پاسخ برای بسیاری از سوالات روشن خواهد شد .
در مدل آنارشیستی که دولت ملی نیز وجود ندارد ، منابعی مثل نفت ، گاز ، آهن ، مس و… در هر نقطه ای از جهان که قرار داشته باشد به همه ساکنین جهان تعلق دارد (البته به دلایل زیست محیطی استخراج منابع نفتی و کازی نباید به ان آسیب واردکند.)  ، بنابرین یک کنترل و نظرات جمعی و همگانی با یک سیاست یکسان در عرصه جهانی در این زمینه ها وجود خواهد داشت . امروزه بر ثروت نفت توسط مردم جهان هیچ کنترلی نیست و درآمد نفت تبدیل به ثروت شخصی عده معدودی از دولت مردان و سیاست مداران شده است و اتفاقا از جمله اشکالاتی است که بر وجود و کارکرد دولت وارد است .
اتفاقا دولتمردان از طریق ثروت نفت که به مردم تعلق دارد در جهت سرکوب همان مردم استفاده میکنند و ما میتوانیم بگوییم که هیچ کنترل و نظارتی بر این ثروت عمومی جامعه و مردم وجود ندارد.
در مورد محیط زیست نیز دقیقا این دولت ها هستند که باعث نابودی آن میشوند. آیا کار خانه های اسلحه سازی دولت ها با مین هایشان با بمب هایشان محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آیا نیرو گاه های اتمی ، زباله های اتمی و بمب های اتمی محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آنها نه تنها گونه های در معرض خطر گیاهی و جانوری را نیز از بین میبرند بلکه کل حیات بر روی کره زمین را در معرض خطر جدی نابودی قرار داده اند. آنارشیست ها از همین امروز خواستشان تعطیلی کارخانه های اسلحه سازی و نیرو گاه های اتمی است . در مورد اینکه مثلاً فرض کنیم عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند ، از آنجایی که بهترین نظارت در جامعه آنارشیستی وجود دارد و انسان ها همه در مورد سرنوشت کره زمین تصمیم میگیرند و هم در این مورد فرهنگ سازی میشود و هم نظارت تشکل های طرفدار محیط زیست این مشکل را حل خواهند کرد ، چرا که چند میلیارد انسان نظارت بهتری را بر یک جامعه انسانی و برابر دارند و چندین برابر امروز تشکل های خود سازمانده طرفدار محیط زیست شکل خواهد گرفت .

کسی نمیتواند در یک جامعه آنارشیستی ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کند ، چرا که بر طبق قوانین و اصولی که توسط مردم در شورا ها و واحد های خود گردان محلی تدوین میشود ، چه کسی میخواهد که ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کنند ؟ ما در چنین جامعه ای یک شورا ی شهر داریم ( که به شکل داوطلبانه تمامی شهروندان در آن شرکت میکنند و نه نمایندگان ) که اجازه چنین کاری را نمیدهد چرا که هم به جامعه بشری آسیب میزند و هم به مردم اون شهر ، یک شورای کارخانه داریم با همان سیاست ، که کارخانه را اداره میکند و همان افراد عمدتا ساکنین همان شهر خواهند بود به اضافه واحد های داوطلبانه خود گردان طرفدار محیط زیست ، خبرنگاران و…در واقع همه جا شورای محلی خود گردان وجود دارد.

نظام جلالی

 

گفتگو : قسمت دوم – برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟(۶ اسفند ۱۳۸۸)

 

سئوال : قبل از ادامه بحث بگویم که بنده آنارشیسم برایم یک رؤیا است و بسیار علاقه‌مندم که این رؤیا حقیقت شود،اما با توجه به ابهاماتی که وجود دارد، فعلاً آن را نمی‌توانم بپذیرم، مگر اینکه رفع شبهه شود!
توضیحات شما را که خواندم، بیشتر شبیه به دموکراسی بود با این تفاوت که بدون دولت باشد و بدون حکومت اقلیت، اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟
۱ ) مثلاً در همین ایران، فرض کنید ایران حکومتی نداشت و شورایی اداره می‌شد، یک شورا در قم تشکیل می‌شد توسط خود مردم که عقیده‌شان این بود که دست دزد باید قطع شود، یا مثلاً اعدام یک بهایی، یا عدم اجازه به زنان برای کار در خارج از خانه. آنارشیسم این را می‌پذیرد؟۲) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟

فکر آنارشیست ها مخالف تمرکز و انباشت قدرت و ثروت هست . تفکر آنارشیستی صحبت از یک جامعه انسانی و برابر میکند . در یک جامعه آنارشیستی ، قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود . در واقع قوانین باید برای بهتر و راحت تر کردن زندگی تک تک مردم باشد . قوانین که برای مردم ایجاد دردسر ، مزاحمت و ایجاد استرس و بیماری روحی و روانی میکند در یک جامعه آنارشیستی جایی ندارد .آنارشیست ها به دنبال یک جامعه آزاد و برابری هستند که سلامت روانی و جسمی افراد جامعه تامین شود. آنارشیسم یعنی یک جامعه کاملا انسانی که اساس آن انسان است ، آنارشیسم بهشتی است بر روی زمین که خود مردم و جامعه بشری آن را ایجاد خواهند کرد و نه ما آنارشیست ها .
ما به منجی بشریت اعتقادی نداریم ، پس خود را نیز منجی بشریت نمیدانیم . اساس تفکر آنارشیستی بر مشارکت جمعی و همگانی است . به هر حال سمت و سوی حرکت آنارشیست ها کاملا روشن است . پس بر این اساس ، من از شما سوال خودتان را به شکلی دیگر میپرسم :
آیا به نظر شما آنارشیست ها با قوانین ضد انسانی و ارتجاعی اسلامی مانند قطع دست دزد ، اعدام یک بهایی یا عدم اجازه کار در خارج از خانه به زنان ، موافق خواهند بود ؟
فکر میکنم پاسخ به این سوال مثل روز روشن است . این قوانین ضد انسانی است و ساخته و پرداخته مذهب است و نه آنارشیسم . تکلیف آنارشیسم با قوانین ضد انسانی و قوانین مذهبی کاملا روشن هست .
اما علت این سوال فکر میکنم از آنجا ناشی میشود که تصور روشنی از ساختار و کارکرد شورا ها ی خود گردان و تصویب قوانین در جامعه آنارشیستی نداریم ، که البته کاملا طبیعی است ، چرا که تا کنون سیستم آنارشیستی در ابعاد جهانی نداشته ایم و سوالات زیادی پیش روی ماست که پاسخ آن نزد ۸/۶ میلیون انسان روی کره زمین است . اما در مورد شورا های خود گردان ، برای اینکه منظور هم را بیشتر متوجه شویم و کمتر توضیح دهیم ، میتوان به عنوان مثال به حکومت های فدرال اشاره داشت . مثلا در آلمان فدرال در هر ایالتی یک مجلس وجود دارد و به همین خاطر گاهی حتا قانونی که در مجلس آلمان تصویب میشود ، لزوما در همه استان ها اجرا نمیشود (مانند قانون پرداخت شهریه دانشجویی ) ، اما این به آن معنی نیست که هر استانی مجاز باشد قوانینی را تصویب یا اجرا کند که با روح اصلی قانون اساسی آلمان فدرال در تضاد و مخالفت باشد .
در شورا ها نیز قوانینی کلی و یکسانی تصویب می شود که مربوط به منافع کل جامعه بشری می باشد و قوانین ضد انسانی و نابرابر به هر شکلی در هیچ گوشه دنیا جایی نخواهند داشت . قوانین بر اساس منافع فردی و جمعی برای بهتر و انسانی تر زندگی کردن ، تدوین خواهد شد . به هر حال در سیستم آنارشیستی جامعه بشری بشتر از همیشه به هم پیوسته خواهد بود و کل جامعه بشری اجازه نخواهد داد که سلامتی یا آزادی فردی و جمعی افراد مورد تهدید قرار گیرد. پس بنابرین وجود واحد ها یا شورا های خود گردان به معنی این نیست که هر شورایی هر قانونی را خواست تصویب کند ، یعنی جامعه بشری تبدیل به میلیون ها قبیله خود مختار و با میلیون ها قانون نخواهد بود . امروزه ما میبینیم که قوانین گوناگون و متضادی در کشور های مختلف وجود دارد ، واتفاقا این مشکل در یک جامعه جهانی آنارشیستی برطرف خواهد شد و قوانین مشترک انسانی یکسانی در سرتاسر جهان اجرا خواهد شد . برای اینکه چنین جامعه ای قابل دسترسی و شدنی باشد ، ما نیاز به خود باوری جمعی ، آگاهی عمومی ، دوری از خود بیگانگی ، رسیدن به باور توانایی جمعی ، اعتقاد به خود حکومتی ، عدم احساس ناتوانی حدود ۷ میلیون انسان در اداره جهان ، اعتقاد به عدم تمرکز قدرت و انباشت سرمایه در دست هر کسی و هر نقطه ای از جهان ، اعتقاد به یک جامعه انسانی و برابر و ترسیم چنین جامعه ای با کمک یکدیگر و تبدیل تئوری جامعه آنارشیستی به خواست امروزی ما و تلاش برای تبلیغ و تحقق آن .
طبیعتا تا کسی از وجود جامعه آلترناتیو خبری نداشته باشد ، چگونه باید آن را مورد بررسی قرار دهد و به آن فکر کند ، پس بنابر این به تصویر کشیدن چنین جامعه ای و تبلیغ روی آن ، اولین قدم برای رفتن به سوی آن به منظور تحقق نهایی آن است . به هر حال طرح چنین اندیشه و خواستی میتواند فشار زیادی را بر صاحبان قدرت و ثروت وارد کند که مجبور شوند به اصلاحاتی در جهت منافع مردم از همین امروز تن در دهند . تبلیغ روابط و زندگی انسانی تر ما حتا اگر بر روی تفکر و زندگی بخشی از مردم تاثیر گذارد ، در واقع به بخشی از اهداف آنارشیسم رسیده ایم . ایجاد انگیزه در هر انسانی ، برای مشارکت عمومی در تغییر شرایط موجود به نفع فرد و عموم مردم ، یعنی یک پیروزی و گامی است به جلو .
شما پرسیده اید :

 

سئوال : اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟

 

دوست عزیز ، در هیچ چیزی هیچ تضمینی نیست ، حتا جمهوری اسلامی وقتی میگوید اگر بیایید بیرون ، شما محارب هستید ولی مردم باز میایند بیرون ، پس تضمینی برای بیرون نیامدن مردم برای حکومت وجود ندارد ، همانطور که اگر مثلا من بگویم برای شما آزادی میاورم تضمینی برای آن نیست ، اما تضمین اجرا شدن تصمیمات تا حد زیادی فقط در جامعه خود مشارکتی مردمی وجود دارد (منظور آنارشیسم )
اتفاقا ، پایمالی حقوق اقلیت و حتا اکثریت در جوامعی رخ میدهد که دولت وجود دارد و مدل آنارشیستی تا حد زیادی این مشکل را ظاهرا نخواهد داشت ، که البته اشکالات هر تئوری را باید در زمان عمل و اجرا آن برطرف کرد .
شما پرسیده اید ؟

 

۲) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟

 

در حوزه های هر تخصصی ، شورای مخصوص به خودش شکل میگیرد، و بر اساس قوانین سراسری که جهت سیاست آن روشن هست ، حرکت میکند. در جامعه آنارشیستی تحقیقاتی که باعث بروز خطر برای حیات بر روی کره زمین شود ، صورت نخواهد گرفت و تسلیحات نظامی و نیروگاه اتمی وجود نخواهد داشت . آنارشیسم به هم ریختگی حوزه های تخصصی نخواهد بود ، بلکه نظارت و مشارکت جمعی شکل خواهد گرفت ، که در پشت در های بسته ، کاری بدون اطلاع جامعه بشری صورت نگیرد . مثلا قوانین که قرار است در مورد زنان و سرنوشت آنان باشد ، توسط مردان تدوین نخواهد شد ، بلکه این کار (نه توسط تعدادی نماینده زن) توسط کل زنان جامعه بشری صورت خواهد گرفت . یا مثلا در زمینه زمین شناسی ، شورای زمین شناسان شکل خواهد گرفت و نتیجه تحقیقات خود را به گوش جامعه بشری خواهند رساند و خود در مورد مسائل صنفی خود تصمیم خواهند گرفت .
امروزه امکان مشارکت عمومی برای هیچ کس فراهم نیست و منافع دولت ها به جای منافع ملت ها قرار گرفته است . همانطور که سازمان ملل در واقع سازمان دولت هاست و نه ملت ها ، چرا که نمایندگان دولت ها آنجا هستند و نه ملت ها ، و بسیاری از دولت ها از طرف ملتشان اصلآ به رسمیت شناخته نمیشوند ، مثل جمهوری اسلامی .
در جوامعی که دولت ها حاکمند به عنوان مثال ارتباط نزدیکی بین فیزیک دانان وجود ندارد ، اما در جامعه آنارشیستی شورای فیزیک دانان آن ها را به یکدیگر وصل میکند و تحقیقات آنها نه در جهت منافع قدرت دولت ها ، بلکه در خدمت بهتر کردن جامعه بشری خواهد بود .
امیدوارم گفتگو ی دونفره ما ، بتواند باعث مشارکت عمومی دیگر دوستان در این بحث شود. به هر حال من سخنگوی آنارشیسم نیستم و هر آنارشیستی نظراتش شخصی است . به هر حال امیدوارم گفتگو ی ما ۲ نفر باعث آغاز چنین مباحثی در سطح وسیع تر شود .
با تشکر از دوستی که در این باره ، با هم گفتگو میکنیم .
با احترام
نظام جلالی

———————————————————————————————–

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان

Anarchist Union of Afghanistan and Iran, May 24, 2018

P.S:The possibility of joining new people and groups of anarchists will be permanent

The Union has many social media and other communication channels. You will find them at the bottom of this page

 

 

۱- آدرس عصر آنارشیسم در اینستاگرام

https://instagram.com/asranarshism/

—————————————-

۲- آدرس عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism

—————————-
۳- عصر آنارشیسم در توئیتر
———————————–
۴ – فیسبوک عصر آنارشیسم
—————————————
۵ – فیسبوک بلوک سیاه ایران

————————————————–

۶ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidaritywiththeRojava

https://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1-Anarchists-in-solidarity-with-the-Rojava-434646579975914

———————————————————-

۷ – فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

————————————————————

۸ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران

https://www.facebook.com/irananarchistlabors

——————————————————

۹- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی

https://www.facebook.com/anarchistlibraryfa

————————————————–

۰ ۱– فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان

https://www.facebook.com/anarchistinsupportbaluchistan

—————————————————–

۱۱ – فیسبوک  هنرمندان آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchistartistss

————————————————-

۱۲ – فیسبوک دانشجویا ن آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchiststudents

——————————————-

۱۳ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک

https://www.facebook.com/shahre.shahin

———————————————–

۱۴ – فیسبوک آنتی فاشیست

https://www.facebook.com/ShahinShahrPolitik

————————————————

۱۵ – آدرس آنارشیستهای مریوان در کانال تلگرام

https://t.me/anarchyinmarivan

———————————

۱۶-آدرس تماس با ماcontact us

———————————

۱۷ – سایت عصر آنارشیسم

——————————————–

۱۸ – آدرس کانال آنارشیستهای کردستان در تلگرام


بڵاوکردنەوەی بیرو هزری ئانارکیستی

——————————-

۱۹- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها

https://www.facebook.com/%D9%85%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-505093803031731/

——————————————

۲۰ – گوگل پلاس عصر آنارشیسم

https://plus.google.com/u/0/114261734790222308813

——————————————-

۲۱ –  ساوندکلاود رادیو آنارشی

——————————————

 

۲۲- آدرس ” دختران آنارشیست افغانستان ” در اینستاگرام

https://www.instagram.com/dokhtarananarshist_afghanestan

———————————————————–

۲۳- آدرس “دختران آنارشیست افغان ” در فیسبوک

https://www.facebook.com/Afghan-Anarchist-Girls-116992605591873

————————————————————–

۲۴- آدرس آنارشیستهای رشت در اینستاگرام

https://www.instagram.com/anarshist.rasht

———————————————————

۲۵ –  آدرس پیج آنارشیستهای شهر بوکان (  ئانارکیسته کانی بوکان ) در اینستاگرام

https://www.instagram.com/bokan_anarchy

———————————————————–

۲۶- آدرس آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر در تلگرام

https://t.me/Anarshistsh2

————————————————

۲۷ – آدرس آنارشیستهای اصفهان و شاهین شهر در اینستاگرام

https://www.instagram.com/anarshistshahinshahr

—————————————————

۲۸- آدرس آنارشیستهای شیراز در تلگرام

https://t.me/ShirazAnarchist

—————————————————

 

۲۹ – آدرس آنارشیستهای شیراز در اینستاگرام

https://www.instagram.com/anarchy_shz_ism

——————————————————

۳۰ – آدرس آنارشیستهای گیلان در اینستاگرام

 

https://www.instagram.com/guilan_anarchism

——————————————————-

۳۱ – کانال عصیانگر در تلگرام

https://t.me/AcabFai

————————————————-

۳۲ – آدرس کانال ” جوانان آنارشیست ” در تلگرام

https://t.me/young_anarchists

————————————————

۳۳- آدرس آنارشیستهای مشهد در کانال تلگرام

https://t.me/anarchismera

 

————————————————-

۳۴ -آدرس کانال آنارشیستهای تهران در تلگرام

t.me/tehran_anarchists

——————————————–
————————————

 

آنارشیستهای جنوب یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.

———————————————————

۳۷ – آدرس پیج” آنارشیستهای خراسان “در اینستاگرام

 

https://www.instagram.com/khurasan_anarch

 

آنارشیستهای خراسان یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.

——————————————————————————

۳۸ – آدرس بالاچه عصر آنارشیسم در بالاترین

 

https://www.balatarin.com/b/anarchismera

 

———————————————————————-

۳۹ – آدرس وبلاگ اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان

 

https://tauai.wordpress.com

 

————————————————————————

۴۰ – آدرس  «کمیتهٔ آنارشیستی خلق‌های ایران (کاخا)» در تلگرام

 

https://t.me/ACOIP

 

«کمیتهٔ آنارشیستی خلق‌های ایران (کاخا)» یکی از اعضای تشکیل دهنده ” اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان” می باشند که در ایران حضور دارند.

 

——————————————————————————

۴۱ – آدرس اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان در فیسبوک

 

https://www.facebook.com/TAUAI/?modal=admin_todo_tour

 

————————————————————————————–

۴۲ – آدرس اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان در اینستاگرام

 

https://www.instagram.com/union9387

 

—————————————————————————————

۴۳ – آدرس پیچ آنارشیستهای اهواز در فیسبوک

 

https://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-2021321021440113

—————————————————————————–

۴۴ – آدرس پیچ آنارشیسم سبز در فیسبوک

https://www.facebook.com/Green-Anarchism-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-229749814516765

 

—————————————————————————

۴۵ – آدرس پیج جوانان آنارشیست در اینستاگرام

 

https://www.instagram.com/javanane_anarshist

 

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است