مترجم : مانی

نوآم چامسکی : زبان تنها برای برقراری ارتباط ساخته نشده است! به چه چیزی شک دارید؟

۱ مهر مقالات

هر انسانى  بى نهایت را در خودش حمل میکند و این به لطف قواعد زبان است که ما روزانه با آن سر و کار داریم. براى زبان شناسى مثل نوآم چامسکى این توانایى نه فقط یک اساس براى خلاقیت و آزادى است، بلکه پایه یک چشم انداز سیاست جهانى است.

گفتگو مارتین لگروس (Martin Legros) با نوآم چامسکى (Noam Chamsky)

ترجمه و اقتباس از ماهنامه فلسفه* ( به زبان آلمانی )  آوریل / مى سال ١٩١٧

نوآم چامسکى فقط یک زبانشناس عادى نیست، بلکه متفکری است که تئوری هاى او در مورد  دستور زبان زایشى * (      generative Grammatik) کل زبانشناسى را بطور عمیق و اساسى بازنگرى کرده است. همچنین او یک پرفسور بازنشسته و استاد دانشگاه کمبریج (MIT) در بوستون و یک فعال آنارشیست است  و در سطح بین الملل یک روشنگر آشنا و معروف در زمینه نقطه نظرات انتقادى به جهانى شدن سرمایه دارى است.در یک بعد از ظهر زمستان در پاریس با کمال تعجب و حیرت  با چه روشنائى و آرامش درونى این مرد نود ساله تزهاى مربوط به فطرت انسانى، آزادى و شرایط جهانى را تشریح و بیان میکند. او بطور قابل ملاحظه اى تواضع و تندروى را با یکدیگر ربط میدهد. این براى آثار فلسفى او هم صدق میکند. او در اینها پایه هاى آزادى انسانها را فرا از هر فرهـنگ و تمدن مى بیند.  

 

ماهنامه فلسفه: شما یکى از روشنفکران امریکائى  هستید که آثارتان از همه بیشتر مطالعه میشود. اما قبل از هر چیز در سطح جهان یک زبانشناس با نفوذ در قرن گذشته هستید. شما در سال ١٩٢٨ در فیلادلفیا متولد و والدین شما چند سال قبل تر از روسیه گریخته بودند. علت این فرار چه بود؟

 

نوآم چامسکى: پدرم اهل یک دهکده کوچک در اوکرائین بود . او در جوانى در سال ١٩٢٠ از روسیه گریخت تا از این طریق از خدمت نظام سر باز زند. مادرم متولد یک شهر کوچک در روسیه سفید و در دوران کودکى به امریکا آمد. خانواده ام به علت یهود ستیزى از آنجا فرار کردند.

 

ماهنامه فلسفه: در کودکى به مدرسه اى ممتاز که تحت تاثیر ایده هاى تربیتى – فلسفى جان دیوى( John Dewy ) بود؛ رفتید و همزمان در محیطى از مهاجران یهودى رشد کردید. چه جوی در آن حاکم بود؟ 

 

نوآم چامسکى: زبان مادرى والدین من یدیش* ( Jiddisch ) بود ولى من در خانه حتى یک کلمه یدیش نشنیدم. در میان مهاجران یهودى تضادی بین هواداران زبان یدیش و عبرى مدرن حاکم بود. والدین من طرفدار عبرى بودند. پدرم در کالج تدریس میکرد و من خودم از او به هنگامى که انجیل و ادبیات عبرى میخواندم؛ آموزش گرفتم. پدرم علاقمند به روشهاى جدید تعلیم و تربیت بود. بدین سبب من به مدرسه اى رفتم که تحت روش تعلیم و تربیت جان دوى تدریس میشد.

 

ماهنامه فلسفه: از چه جهت این مدرسه ممتاز است؟

 

نوآم چامسکى: فعال کردن هوش و ذهن از طریق آزمایشات، تفکر انتقادى ، خلاقیت و ابتکار بین دانش آموزان. در این مدرسه هیچ رقابت و نمره اى وجود نداشت. براى اولین بار در سن دوازده سالگى که به مدرسه عادى رفتم متوجه شدم که یک شاگرد ممتاز هستم . قبل از آن من هیچوقت  امتحان نداده و نمره اى هم  نگرفته بودم. اما عوض کردن به یک مدرسه با سیستم کلاسیک با رقابتهاى داخلى ، خیلى ناخوشایند بود. اما جو محل زندگى ما متلاطم بود. ما تنها خانواده یهودى در بین کاتولیکهاى ایرلندى و آلمانیهاى نازى بودیم، اما در خانه صحبت نمى کردیم. آنوقتها ما بچه ها ، درمورد چیزهاى که در بیرون اتفاق مى افتاد، حرفى نمى زدیم. جالب آنکه بچه هائى که از طریق معلمان یسوعى *(Jesuiten) خود ، آنتی سمیتیسم ( یهود ستیزی )  تعلیم و تربیت میشدند، در آخر هفته که ما همگى براى بازى بیس بال دور هم جمع میشدبم همه چیز را فراموش میکردیم. 

 

ماهنامه فلسفه: شما خیلى زود به سیاست علاقمند و اولین مقاله را درسن ١١ سالگى قلم زدید.

 

نوآم چامسکى: درسال ۱۹۳۹ به هـنگام اشغال شهر بارسلون توسط نیروهاى فرانکو بود.  این مقاله به توسعه فاشیسم در اروپا اشاره میکرد. بعدها جنگ داخلى اسپانیا  را با شور و شعف خاصی دنبال کردم که نشان داد : چطور کمونیستها،آنارشیستها را خرد و نابود کردند، قبل از آنکه فاشیستها قدرت خود را تثبیت کنند. من مطبوعات چپ را مطالعه میکردم و متوجه شدم که قدرتهاى غربى و در میان آنان ایالات متحد امریکا بطور مخفیانه به فرانکو کمک میکردند. از سن ١٢ سالگى ساعتهاى زیادى را در محافل و ملاقاتهاى آنارشیسى میگذراندم. در کتابفروشها جائیکه خیلى از مهاجران رفت و آمد میکردند و همزمان در بحث هاى خانوادگى و آشنایان شرکت میکردم که اغلب آنان متعلق به طبقه کارگرى رادیکال یهودیان بودند. عموى من یک کیوسک روزنامه فروشی داشت. 

 

ماهنامه فلسفه : و اگر اینطورى بگویم این کیوسک  روزنامه فروشی اولین دانشگاه شما بود؟  

 

نوآم چامسکى: بله، این مکان اولین آموزش سیاسى من بود. در سال ١٩٣٠ جو کاملا دیگرى – نسبت به امروز- در جامعه حاکم بود، جو خیلى بدتر و فقر و بیچارگى بیداد میکرد، اما از لحاظ روحى و روانى سرشار از امید و آرزو بود. تمامى نگاه ها به آینده خیره شده بود، رفاه اجتماعى خیلى گسترده نبود، اما دولت رفاه کمتر توسعه یافته بود و دولت با خواستهاى عادى مردم – بخاطر رفاه – روبرو بود و مجبور به کنار آمدن با خواستهاى آنان بود.و جو غالب نا امید کننده و همراه خشم بود. بر خلاف جو غالب امروزى در میان جوانان که با احساس ناتوانی همراه است.

 

ماهنامه فلسفه: چگونه زبان مهمترین موضوع زندگى شما شد، بخاطر اینکه در مکانی چند زبانى بزرگ شدید؟

 

نوآم چامسکى: از یک دلیل خیلى مهم که زود براى من روشن شد و از آنزمان تا حال بدان سرگرم و مشغول هستم. یکى از علائم مشخصه زبان که سالیان زیادى بدان توجه نشده، گر چه آشکار و نمایان است. هنگامیکه انسان به پدیده زبان بپردازد، هر ناطقى ، شما و من یک سیستم محدود از قواعد که با آنها جملات را میسازیم در درون خود هضم کردایم ، اما با این سیستم محدود میتوانیم یک رقم نامحدود از معنا و مفهوم را بیان کنیم. این هسته زبان است و این زبان است که به انسان ویژگى خاص و بینظیر میدهد. اینجا سرچشمه تمام ابتکارات و خلاقیت بشر است که با آن میتواند موجودیت انسانى خود را بیان کند. اواسط قرن بیستم انقلاب داده شناسى   (Informatik – علم کامپیوتر)  ابزارهاى هوشمند جدیدى پدید آورد که با این ابزاره ها ترکیب نامحدود یک رقم محدود از اصول را میتوان درک کرد. سعى من در این بود که افکار محاسبات ترکیبى را به روى مسئله اصلى زبان ومفهوم آن سوق دهم.  

 

ماهنامه فلسفه : شما مدعى هستید که ساختار زبان جامع است و این ساختار از طریق طبیعت به انسان داده شده است که عملکرد  آن فقط ارتباط  با یکدیگرنیست ، بلکه بیان افکار است. میتوانید این تز را توضیح دهید؟ 

 

نوآم چامسکى: از کجا ما تشخیص میدهیم یک ردیف از لغات یک جمله ؛ صحیح است؟ هنگامیکه من  خودم را سرگرم و مشغول این سئوال کردم، یک جمله موقعى صحیح بود که مفهوم داشت. اما این کاملاً غلط است. ما بعنوان مثال دو جمله را در نظر میگیریم.

١) ایده هاى سبز بى رنگ ، خشمگین ( نا آرام ) میخوابند. 

٢) ایده هاى [ خشمگین ) ناآرام سبز بى رنگ میخوابند.

هر کس تصدیق خواهد کرد که جمله اول صحیح است، اگرچه مفهوم آن در ابهام مى ماند. جمله دوم نه فقط مفهوم ندارد بلکه بطور کامل غلط و غیر مجاز است. چه چیزى مشخص کننده بعنوان یک جمله جایز است، اگر مفهومى ندارد؟ جواب من ، قدر مسلم اینست که ساختار جمله کاملاً  با اصول و قواعد در ساختار جمله سازى تطبیق کند.

 

ماهنامه فلسفه : چگونه آدم از  دستور زبانش به این تصور فکرى مى رسد که زبان ساختار جهانى است  که بطور طبیعى  در ذهن انسان ها نقش بسته  است؟ 

 

نوآم چامسکى: اگر من بگویم: ” جان عقیده دارد که – او- خیلى باهوش است ” این میتواند که به خود جان یا به کس دیگرى برگردد. من خلاف آن میگویم: جان او را یک فرد با هوش قلمداد میکند، باید آن فرد کسى به غیر از جان باشد. یک کودک پنج ساله خیلى سریع این را درک میکند. کودکان درک میکنند که قواعد زبان بطور ساختاری به همدیگر وابسته هستند و آنرا رعایت میکنند،بدون آنکه ما سریحآ به آنها یاد داده باشیم. این باید – بطور ژنیتکى – در وجود ما باشد که ما بدین طریق در شرایطى هستیم این قواعد را درک و برداشت کنیم.

 

ماهنامه فلسفه : شما اینرا دستور زبان جهانى* (Universalgrammatik) نامگذارى می کنید. چطور اینرا تعریف می کنید؟

نوآم چامسکى : بطور کلى پرنسیپ هاى غیر قابل تغییر هوش و خردمان این امکان را به ما میدهد که به یک زبان صحبت کنیم و آنرا یاد بگیریم. بطور مشخص دستور زبان جهانى بعنوان انواع زبان وجود دارد، در این زبانها  هر کدام گزینه هاى خاص در هسته این دستور جهانى نشان میدهد.

 

ماهنامه فلسفه: این تفکر، که زبان اول یک پدیده درونى است، منجر به این نظریه شده که زبان  تنها در خدمت ارتباط نیست و اگر هم هست نا کافی است.

نوآم چامسکی : ما دائماً از زبان براى ارتباط استفاده میکنیم، اما زبان اصلاً براى این ارتباط پدید نیامده است. ساختار زبان طورى طراحى شده است که الزامات آن یک ترکیب موثر را در بر میگیرد. یک دستور معنادار از اصول، اما آن الزامات یک ارتباط موثر را در نظر نمی گیرد. مثالهاى زیادى در تداخل بین این دو عملکرد موجود است که یک فکر را بیان و با آن  ارتباط برقرار کنیم و هر بار- اختلاف عملکرد ها- دومى قربانى میشود. این بدین خاطر است که زبان یک سیستم از قواعد است که عقل از آن بطور آزادانه استفاده میکند. یک سئوال خیلى ساده را در نظر میگیریم. ” شما چه میخوانید؟ “بطور عادى – آدم مخاطب – انسان سریع متوجه میشود که منظور چیست. ” کدام کتاب را میخوانى ؟ ” اما این لازم است که عقل شما جاى خالى بین شما چه و “میخوانى ” را پُر کند. زیرا آنچه که عقل در واقع دریافت میکند، یک جاى خالى است. اگر چنین جاى خالى درست فهمیده نشود، میتواند این ارتباط را مختل کند، اما همین خود دلایلى دارد که زبان ذاتى است. سیستم ترکیبى داخلى من، ساخت یک جمله را براى من امکان پذیر میکند اما همزمان آنرا براى مخاطب من مبهم میسازد.

 

ماهنامه فلسفه : اگر زبان یک سیستم ترکیبى است، آیا روزى کامپیوترها قادر به صحبت کردن؛خواهند شد؟

 

نوآم چامسکى : کامپیوتر به معناى واقعى کلمه قادر به انجام کارى نیست، کاری که انجام میدهد، فقط یک برنامه و تئورى کارگذارى شده در آن است. این مثل هر تئورى دیگر باید با تئوری دیگری قضاوت شود.اما به تنهائى چیزى انجام نمیدهد.

 

ماهنامه فلسفه: …اما اینطور نیست که برنامه هوشمند مصنوعی ، روزی بتواند صحبت کردن انسان با ماشین را واقعیت بخشد؟

 

 نوآم چامسکی : در مورد این سئوال سر در گمى قابل توجهى وجود دارد. ما براى مقایسه ارتباط بین زنبوران را که رقص زبان*(Tanzsprache)  معروف است، در نظر میگیریم. آدم میتواند میلیونها فیلم ویدئوئی از زنبوران در حال پرواز را آنالیز کند و سعى در آن نماید که بر اساس آمار رفتار آنها را پیشگوئى کند، اما راهى به نفوذ در زبان آنها پیدا نخواهیم کرد. کار علم این نیست که  بر پایه آمار به پدیده ها نزدیک شود. اینطورنیست که بگویم : ما به فیزیک احتیاجى نداریم و میتوانیم از طریق مشاهده میلیونها فیلم ویدئویى سقوط و پرتاب اجسام را آنالیز کرده و حرکات اجسام را از قبل پیشگوئى کنیم… مترجم گوگل میتواند یک ابزار مفید باشد اما مقدار کمی درک زبانى پدید مى آورد. مانند ارتباط زنبور ها.

 

ماهنامه فلسفه : شما همچنین مدعى هستید که زبان شئی نیست، بلکه معنا را مشخص میکند. بنابرین زبان اصلاً بر اشیای خارج از جهان دلالت نمیکند؟

 

نوآم چامسکى: تنها زبانی که مستقیماً و بطور اعجاب انگیزى به اشیا اشاره دارد، زبان حیوانات است. حیوانات راه به علائم و نشانه ها دارند واز این علائم بصورت ( امواج ) سیگنال استفاده میکنند. مثلاً فریاد خاص یک میمون همراه با حرکات ویژه اى میباشد و این علائم براى همنوعان خودش بعنوان یک علامت خطر درک شده و همه پا به فرار میگذارند. این علائم عملاً به یک تجربه واقعى اشاره میکنند. احتیاجى به درک آن نیست که در سر آنها چه میگذرد تا بفهمیم که آن چطور عمل میکند. زبان آدمى چنین ویژگى را ندارد و از پایه غیرقابل توضیح است.

 

ماهنامه فلسفه: به نظر شما زبان یک تولید فکرى است، اما با این وجود این نظر را رد می کنید که زبانها بسته به واژگانشان از جهان برداشتهاى گوناگون و مختلف دارند. چطور این تفاوت بین زبانها را در نظر مى گیرید که یکى بین قرمز و صورتى فرق میگذارد و دیگرى فرقى در آندو نمى بیند؟

 

نوآم چامسکى: با دیدى نزدیکتر تفاوت بین زبانها اغلب سطحى است و آدم همه جا ساختار  مشترک در هـسته آن پیدا میکند. در زبان هائی که لغت خاص براى رنگ قرمز ندارند، براى مثال یک تعبیر وجود دارد ” رنگ خون ”  لغت ” رود ” در زبان ژاپونى و سواحلى* یک طیف وسیعى را در بر میگیرد. اما بر خلاف زبان انگلیسى ، بین ” رود ” ” نهر ” و ” جریان ” فرق است. اما در هسته مفهوم ” رود ” در تمام زبانها به همان معنا آمده و بایستى که همینطورى هم باشد و آن بخاطر یک دلیل ساده، کودکان هیچ احتیاجى به یادگیرى انواع و تفاوتها ” رودخانه ها ” در زبان ندارند، چون که آنها بطور سریع به این معنا دسترسى پیدا کرده اند. این به طبیعت کودکان  مربوط است و از این جهت در تمام فرهـنگها یافت میشود. 

 

ماهنامه فلسفه : آیا آگاه هـستید شما یکى از آخرین فیلسوفانى هـستید که معتقد به طبیعت انسانى است ؟

 

نوآم چامسکى : بدون شک، طبیعت انسانى وجود دارد، ما نه میمون، نه گربه و نه صندلى هـستیم، بهمین جهت ما طبیعتى داریم که ما را از آنها جدا میسازد. اگر فطرت انسانى وجود نداشت، فرقى هـم بین من و یک صندلى نبود… یکى از عناصر پایه اى انسان قدرت تکلم و این در دوران تکامل کسب شده است. این یک ویژگى جنسى است و تقریباً هـمه به یک اندازه بدان دسترسى دارند. ما هـیچ گروه انسانى را نمى شناسیم که قدرت تکلم آن غالب گروه هاى دیگر باشد. تغییرات فردى در نوبه خود کناری ( حاشیه) هـستند. اگر شما یک کودک از قبایل آمازون را که ٢٠٠٠٠ سال با انسانهاى دیگر هـیچ ارتباطى نداشته و او را ساکن پاریس کنید، خیلى سریع میتوانیم او را تشویق به فراگیرى زبان فرانسه بکنید. قدرت تکلم هـیچ رده بندى را نمى شناسد. تمام تحقیقات در زمینه دیرین مردمشناسى* (Paläoanthropologie) وعلم * اعصاب (Neurowisenschaften) امروزه این را تائید میکنند.  

 

ماهنامه فلسفه : شما بطور ضد و نقیض ساختارهاى زبان مادرى را یک استدلال به نفع آزادى می بینید. 

 

نوآم چامسکى : این ضروری است! هـیچ خلاقیتى بدون یک سیستم وجود ندارد. شما میتوانید خلاق باشید . در زمانی که یک تابلو قرون وسطى را که تحت تاثیر کنواسیونهاى مذهبى است ؛ نقاشى کنید و یا یک غزل *( sonnet) بنویسید، اما اینها همه خواهان یک چار چوب هـستند. 

 

ماهنامه فلسفه : شما نه فقط یک فیلسوف زبان هـستید، بلکه هـمچنین یک روشنفکر انتقادى : چرا بر این باورهـستید که بخشى از مردم امریکا خود رابا ترامپ شناسایى ( تعیین هویت ) میکنند؟ دلیلى هـست، آنرا توضیح دهـید؟ 

 

نوآم چامسکى : چندین دهـه سیاست نئو لیبرالى براى بیشتر کارگران رکود شدید اقتصادى و کاهش استانداردهاى زندگى را بوجود آورد، هنگامیکه بخش عظیمى از ثروت در دست بخش کوچکى تمرکز پیدا کرد. در سراسر جهان کارگران به رقابت با هم دیگر شورانده شدند و خشم آنها از وضعیت موجود به سمت انسانهاى ضعیف تر کشانده شد و آنها رامسئول وضع بد موجود میدانند. آنها این احساس را دارند که به اندازه کافى در صف ایستاده و از ارزشهاى امریکا دفاع کرده اند. از اینکه در این وضع جدید اقتصادى عده اى کمى هستند که بالاى آنها قرار دارند، ناراضى نیستند، چونکه این متعلق به رویاى امریکایى است. اما تازه واردان که پشت سر آنها درصف قرار دارند و کمک دولت را دریافت میکنند و بعضى اوقات حتى از آنها سبقت میگیرند، باعث نارضایتى آنها میشود. 

 

ماهنامه فلسفه : آیا در حال حاضر سیاست امریکا بر پایه دروغ بنا شده است؟

 

نوآم چامسکى : اینطورى بگویم که شامل خیلى دروغ میشود و بندرت انتقاد هاى فردى میتواند شکاف در درون دروغهاى جمعى باز کند. فکر کنیم به عصر روشنگرى : چه کسى باید از جام شوکران بنوشد؟ سقراط : مردی که به خاطر از راه بدر بردن جوانان آتن محکوم شد، او سئوالات بیشماری طرح میکرد. اما خیلى چیزها میتواند تغییر کند. این بستگى به ما دارد. ما باید به مشکلات اساسى تمرکز کنیم نه به اخبار ترامپ در توئیتر. این بستگى به بحثهاى روشنگرانه دارد و آدم میتواند آنان را تغییر دهد. امروزه همه چیز روشن است و بایستى یک سیاست بر پایه آگاهى عمومى بوجود آوریم. پایان

 

گرامر یا دستور زبان جهانى: نظریه اى در زبانشناسى است که پایه گذار آن نوآم چامسکى میباشد. در این نظریه مغز آدمى براى فراگیرى از زبان، از پیش برنامه ریزى شده است. بر طبق این نظریه، دانش زبانى انسان بدون آموزش شکل گیرى و از طرف دیگر همه زبانهاى طبیعى ویژکیهاى مشترکى دارند.

 

زبان رقص: یک ابزار ارتباطى بین زنبوران است.

زبان سواحلى: عضوى از زبانهاى بانتو است و در شرق و تا حدود مرکز افریقا بکار میرود. زبانهاى بانتو متشکل از ۵٠٠٠ زبان است که در گستره وسیعى از افریقا استفاده میشود.

دیرین مردمشناسى: آمیخته ٢ رشته علمى تشکیل شده از دیرین شناسى و انسان شناسى فیزیکى است که خاستگاه انسان را مطالعه میکند و سر وکار زیادى با فسیلهاى انسان تباران دارد. http://abgun.net

Philosophie Magazin Nr. 03/2017 April/Mai*

 

 

  • دستور زبان ( گرامر)  جهانی…به لینک ذیل توجه فرمائید: (Universalgrammatik)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C

 

برای اطلاع بیشتر در این مفهوم رجوع شود به صفحات ذیل:

  • زبان رقص . به زبان آلمانی Tanzsprache به انگلیس Dance Language of the Honey Bee

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%82%D8%B5

https://en.wikipedia.org/wiki/Waggle_dance

 

  • زبان سواحلی :

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Swahili_language

 

  • دیرین ( دیرینه ) شناسی:

http://soranboy.blogfa.com/cat-13.aspx

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Paleoanthropology

  • علم ( علوم ) اعصاب

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D8%

B5%D8%A7%D8%A8

https://en.wikipedia.org/wiki/Neuroscience

* سونت : شعر و یا غزل

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%AA

https://de.wikipedia.org/wiki/Sonett

https://it.wikipedia.org/wiki/Sonetto

خوانش آنارشیسم

از نوام چامسکی، نظریه‌پرداز آمریکایی، بیشتر با عنوان «پدر زبان‌شناسی مدرن» و «فیلسوف آنارشیست» یاد می‌کنند. او نظریات مهمی درباره آنارشیسم دارد که برخی از آنها را می‌توان در کتاب تقریبا جدید او «در باب آنارشیسم» (۲۰۱۳) جست که به‌تازگی ترجمه فارسی‌ آن منتشر شده است. چامسکی در کتاب حاضر معانی آنارشیسم و بنیادهای اندیشه‌ای آنارشیستی را بررسی می‌کند و می‌کوشد با نفی مفهوم‌پردازی آنارشیسم در مقام اندیشه‌ای صلب و با به‌بحث ‌گذاشتن خطوط تداخل و خلط میان آنارشیسم و سوسیالیسم، خواننده را با چالش روبه‌رو کند. در نظر او «آنارشیست‌ها از صاحبان قدرت می‌خواهند تا سندی در تأیید داعیه‌هایشان درباره مشروعیت‌شان ارائه کنند».
او آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: «آنارشیسم بیشتر آن گوشه‌ای است که افراد بدان رانده شده‌اند تا اینکه انتخابی آگاهانه باشد؛ آخرین پناهگاه، و البته پناهگاهی زایا و ثمربخش. آنارشیسم به ما اجازه می‌دهد خارج از قیود سرخ و آبی آنچه عموما در ایالات متحده «سیاست» نامیده می‌شود سیاست‌ورزی کنیم، بی‌آنکه تقدیرمان خیانت‌های ناگزیر یکی از دو حزب اصلی باشد. در آنارشیسم می‌توانیم ارزش‌هایی را تصدیق کنیم که از سازوکارهای اینترنت آموخته‌ایم: شفافیت و بسیج توده‌ای منابع. در آنارشیسم می‌توانیم خودمان باشیم. آنارشی لوحه‌ سپید آغاز سده‌ بیست‌ ویکم است. نام مختصر فرصتی برای بازآغازی زمان. این مسئله را در هیچ‌ کجا به‌روشنی جامعه اشتراکی بر خط انانیموس نمی‌توان دید؛ جامعه‌ای که تنها شرط عضویت در آن، کنارگذاشتن هویت، تاریخ، خاستگاه و مسئولیت‌های فردی است. این فراموشی آنارشیستی که بر سیاست‌ ورزی رادیکال در ایالات متحده سایه افکنده، بازتابی است از فراموش ‌کاری عمومی در سیاست ایالات متحده. صرف‌نظر از چند استثنای اسطوره‌شناختی درباب آباء برده‌دارمان و جنایتکارانه ‌ترین جنگ‌هایمان، در سایر موارد ترجیح می‌دهیم فکر کنیم هرچه می‌کنیم برای نخستین‌بار است که روی می‌دهد. چنین فراموشکاری‌ای می‌تواند ثمربخش باشد، زیرا به ما حسی از پیشروبودن می‌دهد؛ حسی که در نگاه ما به دنیا، این‌گونه که انگار جهان سنگین‌بار از تاریخ به ما حسادت می‌کند، ضروری است. این در نهایت به معنای فراموش‌کردن و ازدست‌دادن آن چیزی است که آنارشیسم را قابل‌توجه می‌سازد: چشم‌اندازی از آموختن چگونگی ساختن جامعه‌ای آزاد و به‌سامان از خاکستر؛ آموزشی که در طول نسل‌ها روی می‌دهد». او ادامه می‌دهد که باید به یاد داشت «یکی از رئیس‌جمهوری‌های آمریکا را یک آنارشیست ترور کرد و ترور دیگری که یک آنارشیست انجام داد به جنگ نخست جهانی انجامید. هنوز خراشیدگی‌های نامعلومی از بمب‌های آنارشیست‌ها بر چهره‌ ساختمان‌های وال‌استریت باقی مانده. به‌همین‌دلیل است که ما تردستی‌های لیبرال‌ها را می‌فهمیم؛ شعبده‌ای که به مدد آن، انقلاب خلقی آنارشیست‌ها که در طول جنگ‌های داخلی اسپانیا در حال وقوع بود، ماهرانه از تاریخ حذف شد».شرق

کتاب «در باب آنارشیسم» نوشته نوام چامسکی توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.

کتاب «در باب آنارشیسم» نوشته نوام چامسکی با ترجمه رضا اسکندری توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.

کتاب «در باب آنارشیسم» درواقع ترجمه‌ای کتاب «On anarchism، c۲۰۱۳» است که موضوع اصلی آن، علوم سیاسی است.

چامسکی در این کتاب، مروری دارد بر معانی آنارشیسم و بنیادهای اندیشه‌ای آنارشیستی و سعی دارد با نفی مفهوم‌پردازی آنارشیسم در مقام اندیشه‌ای صلب و با به بحث گذاشتن خطوط تداخل و خلط میان آنارشیسم و سوسیالیسم، ذهن خواننده را به چالش بکشد.

فصل‌های کتاب «در باب آنارشیسم» نیز عبارتند از: «درباب آنارشیسم»، «گزیده‌هایی از درک قدرت»، «فصل دوم از کتاب عینیت و اندیشه‌ لیبرال»، «مصاحبه با هری کرایسلر» و «زبان و آزادی».

چامسکی در این کتاب می‌گوید: آنارشیست‌ها از صاحبان قدرت می‌خواهند تا سندی در تایید داعیه‌هایشان درباره مشروعیت اقتدارشان ارائه کنند. آنها بر این عقیده‌اند اگر صاحبان قدرت قادر به توجیه نظام سلطه خود نباشند، باید آن نظام را سرنگون کرد و چیزی آزادتر و عادلانه‌تر به جایش نشاند.

کتاب «در باب آنارشیسم» با ترجمه رضا اسکندری در ۱۹۲ صفحه و به قیمت ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.ایلنا

 

——————————————————–

 

آدرس “دختران آنارشیست افغان ” در فیسبوک

https://www.facebook.com/Afghan-Anarchist-Girls-116992605591873

————————————————————–

آدرس آنارشیستهای رشت در اینستاگرام

https://www.instagram.com/anarshist.rasht

———————————————————

آدرس صفحه آنارشیستهای شهر بوکان (  ئانارکیسته کانی بوکان ) در اینستاگرام :

https://www.instagram.com/bokan_anarchy

———————————————————–

آدرس آنارشیستهای شاهین شهر در تلگرام

https://t.me/Anarshistsh2

 

آدرس آنارشیستهای شاهین شهر در اینستاگرام

https://www.instagram.com/anarshistshahinshahr

———————————————————

آدرس کانال آنارشیستهای شهر سنندج در تلگرام

ئانارکیستەکانی شاری سنە
بڵاوکردنەوەی بیرو هزری ئانارکیستی

—————————————————-

آدرس آنارشیستهای مریوان در کانال نلگرام

https://t.me/anarchyinmarivan

——————————————–

آدرس عصر آنارشیسم در اینستاگرام

https://instagram.com/asranarshism/

 

آدرس عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism

——————————————————————————————————————————————————————————————————–

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با مجموعه عصر آنارشیسم  The names and addresses that related to anarchism era website


۱۴۶۷۲۸۵۱_۶۹۳۳۰۷۲۳۷۴۹۹۲۸۳_۱۵۵۷۱۵۳۰۲۵_o

 

۱- سایت عصر آنارشیسم

http://asranarshism.com

 

آدرس و اسامی صفحات ما در فیسبوک

 

۲- فیسبوک عصر آنارشیسم

https://www.facebook.com/asranarshism

 

۳- فیسبوک بلوک سیاه ایران

https://www.facebook.com/iranblackbloc

 

۴ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidaritywiththeRojava

https://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1-Anarchists-in-solidarity-with-the-Rojava-434646579975914

 

۵- فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

 

۶ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران

https://www.facebook.com/irananarchistlabors

 

۷- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی

https://www.facebook.com/anarchistlibraryfa

 

۸ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان

https://www.facebook.com/anarchistinsupportbaluchistan

 

۹ – فیسبوک  هنرمندان آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchistartistss

 

۱۰ – فیسبوک دانشجویا ن آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchiststudents

 

۱۱ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک

https://www.facebook.com/shahre.shahin

 

۱۲ – فیسبوک آنتی فاشیست

https://www.facebook.com/ShahinShahrPolitik

 

۱۳ – عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism

 

۱۴- عصر آنارشیسم در اینستاگرام

https://instagram.com/asranarshism/ 

 

۱۵ – عصر آنارشیسم در توئیتر

https://twitter.com/asranarshism

 

۱۶ – بالاچه عصر آنارشیسم در بالاترین

https://www.balatarin.com/b/anarchismera

 

۱۷- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها

https://www.facebook.com/%D9%85%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-505093803031731/

 

۱۸ – گوگل پلاس عصر آنارشیسم

https://plus.google.com/u/0/114261734790222308813

 

۱۹ –  ساوندکلاود رادیو آنارشی

 

 

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است