دکترمهدی پیروزنیا

انتخابات و الزامات آن

۲۹ اردیبهشت گنجه آنارشیستی

انتخابات در شکل واقعی آن به عنوان روشی که بتواند به تحقق مشارکت تمامی افراد یک گروه اجتماعی  ( درهر شکل و سطح از گستردگی ) درامور خود بیانجامد ، نیازمند اهداف و کارکردهایی است که بتواند از یکسو پاسخگوی نیازهای مشترک و درجهت اهداف واقعی و مشترک آحاد افراد گروه بوده و از سوی دیگربه عنوان یک راه دارای کارکرد برای گروه  ، متضمن تامین خواستها ،نیازها و اهداف مشترک باشد.برای پاسخ به نیاز قرارگرفتن جامعه در مسیرتکاملی وهماهنگ با طبیعت ، تامین آزادی و دیگر مولفه های تامین کننده ی امکان تغییر ، وسرانجام تعادل در عین پویایی جامعه ( توجه شود به تفاوت تعادل ایستا و تعادل پویا که یکی به حاکمیت نهادی قدرت و ایستایی جامعه و دومی به ایجادتوان تغییر وقرارگرفتن درمسیرهماهنگ با  تکامل طبیعت می انجامد) آنچه بیش ازهر چیز دیگر ضروری است تعادل قدرت یا مهارتمرکزو شکل گرفتن قدرتهای بزرگ ونهادی شدن آنهاست. بنابراین آنچه انتخابات باید ایجادکند در درجه نخست تعادل در توزیع قدرت ناشی از ارتباط اجتماعی در قالب جامعه میان تمامی جمعیت آن و پیشگیری از قطبی شدن قدرت در آن جامعه  است .

تمرکز قدرت در هر بخش از جامعه : افراد ، نهادها وحتا اکثریت جمعیت ضمن سرکوب و تضییع حقوق بخشی از جامعه ، مانع از احساس شراکت در گروه و جامعه شده و می تواند به فروپاشی انسجام و سرانجام خود جامعه منجر گردد.حتا هنگامی که از انتخابات به عنوان راهی برای رسیدن به دموکراسی و مشارکت جمعیت یک جامعه ( یا کشور) در اداره امور خود سخن گفته می شود نیز انتخابات باید بتواند کارکردهای خود را نشان دهد.در نیل به دموکراسی نیز انتخابات در هر سطح و موضوعی در کشور برگزار گردد ،ملموس ترین  اهداف آن برانگیختن تمایل عمومی به مشارکت ، احساس همدلی با گروه و تقسیم عادلانه ی حق تصمیم گیری برای امور گروه و اداره آن است . روشی که هدف غایی آن در دموکراسی سیاسی ، رسیدن به تعادل اقتصادی ، فرهنگی و بهره مندی یکسان از فرصتها برای همه ی آحاد جامعه است .

تامین و برگزاری انتخابات آزاد و با عنایت به اهداف اصلی آن می تواند چنین فرصتهایی را در همان قالب دموکراسی غیرمستقیم دراختیارعموم بگذارد .اماانتخابات در شکل انتخابات سیاسی در جامعه ی بشری امروز و در بسیاری از کشورها به  انتخابات اداره شده از سوی نخبگان ، صاحبان قدرت و نهادهای قدرتمدار تبدیل شده واهداف دیگری را نیز در نظر داردکه مهمترین آن نمایش چهره ی دموکراتیک  و مردم سالارو مشروعیت گرفتن حضورتحمیلی  قدرتمداران با جمع آوری آرای انتخاب کنندگان  و نمایش قدرت و منابع آن به گروهها ،جوامع دیگر و دیگر کشورهاست .همچنین انتخابات مدیریت شده از سوی قدرت حاکم در ساختارهای سیاسی اهداف دیگری همچون  تقسیم مسئولیت اشتباهات احتمالی (سهوی یا عمدی )صاحبان قدرت سیاسی و منتخبینبا رای دهندگان ، تحمیل خود یا نمایندگان قابل قبول خود به رای دهندگان با ظاهر خوشایندتر و قابل قبول تر از جانب آنان ،تثبیت خود ( ساختاری کردن قدرت  ) با استحکام بخشیدن به نهادهای اصلی جامعه و جایگزینی  تغییرات اساسی وساختاری ( نیاز اساسی برای پویایی گروه برمبنای طبیعت و تغییرات آن ) با تغییرات کارکردی ، روبنایی و ظاهری ( جایگزینی  تعاریف نیازهای طبیعی ذات تغییر به نیازهای منطبق بر واقعیتها و مفاهیم کاذب و القایی) و نهادینه کردن آن در ذهن رای دهندگان به عنوان خواست آنان و …می باشد.

انتخابات سیاسی در شکل امروزین آن و با توجه به بازیهای پنهان و آشکار آن که از آغاز تا فرجام ، به کار گرفته می شود، نه تنها به امر مشارکت عمومی مردم در اداره ی امور خود کمکی نمی کند ، که با مسیرتعیین شده ای به سوی تمرکز قدرت و بازستانی سهم آحاد رای دهندگان از قدرت اجتماعی و تجمیع آن در نمایندگان برگزیده ، می رود.نمایندگانی که با حضور در نهاد سیاسی حکومت سبب قطبی شدن هرچه بیشتر قدرت در جامعه و نهایتا تمامی شرایط اجتماعی و در تمام نهادها می شوند. در تعاریف سیاسی ، برای دولت برآمده از انتخابات یا دولت مردمسالار، شرایطی ذکر می گردد که عدم وجود آنها حتا در شکل امروزین و در برداشتهای سطحی از دموکراسیو در جوامع با نقاب دموکراسی اما تحت سلطه صاحبان قدرت نیز تصویر دموکراتیک  ارائه شده را نفی می کند.برای آنکه بتوان به انتخابات اعتماد کرد و آن را  روشی مدیریت شده برای حفظ و دراختیارگرفتن قدرت با هدف سلطه در نظر نیاورد ، می توان مواردی را به این شرح ذکر کرد :

  • نخستین موضوع در جوامع با تعریف مرزبندیهای جغرافیایی و تحت قوانین و قراردادهای اجتماعیسیاسی که کشور نام می گیرند قبول و پای بندی به نظام سیاسی و اجتماعی حاکم و التزام به آن در شکل صادقانه و با موازین تعیین شده درقانون از سوی رای دهندگان و انتخاب شوندگان و نهادهای برگزارکننده ی قانون است .عدم قبول و تمایل به تابعیت و عضویت در یک کشور ( همانکه در قانون اصالت تابعیت فرد نام می گیرد) مسلما در هیچیک از جایگاههای رای دهنده و کاندیدا قابل قبول نیست . می توان به صراحت گفت تمامی آنان که در هریک از دوجایگاه قرارمیگیرند ، التزام اعتماد و قبول تعاریف سیاسی و جغرافیایی آن کشور و قوانین آن اعم از قانون اساسی و قانون مدنی را پذیرفته اند.این گفتار که بسیاری شرکت در انتخابات را حضور در ساختار قدرت با هدف ایجاد تغییر در آن ذکر می کنند مسلما ناشی از ناچیز شمردن فهم و درک نخبگان درقدرت است . حضور در صحنه ی انتخابات ابراز التزام صادقانه ی خودآگاه یا ناخودآگاه به قوانین اساسی کشور از سوی رای دهندگان و کاندیداهاست .
  • ساختارهای سیاسی موجود باید مورد وثوق باشد و رای دهندگان می بایست پیش از انتخابات به صحت و درستی سازوکارهای برگزاری انتخابات و برگزارکنندگان آن اعتماد کافی داشته باشند. حضور در صحنه ی انتخابات به معنای اعتماد به به آن است . بی شک پس از برگزاری انتخابات و تایید آرا عمومی از سوی نهادهای برگزارکننده و ناظر، برندگان و بازندگان صحنه ی انتخابات باید به آن گردن نهند زیرا با حضورخود به کارآمدی سیستم انتخاباتی مهر تایید گزارده اند . تنها دلیل عدم تمکین به نتیجه ی انتخابات ( که در هرشکل از دموکراسی انتخاباتی به حاکمیت اکثریت بر اقلیت منتهی می شود) اعتراض به کنارگذاشته شدن از قدرت است و ناشی از حالت روانی شکست . در صورتی که سازوکارهای انتخابات مورد اعتماد نیست، پیش از انتخابات باید برای آن چاره جستجو کرد و نه پس از اعلام نتایج. شرکت در هر انتخاباتی به معنای اعتماد به فرایندهای انتخاباتی حاکم است . در صورت عدم اعتماد به سیستم برگزارکننده می توان و باید قبل از حضور در صحنه ی انتخابات ، آن را به نحوی ابراز نموده و برای اصلاح آن تلاش کرد .
  • قواعد دموکراسی انتخاباتی حکم می کند که شرایط حضور همگان به عنوان انتخاب کننده و انتخاب شونده باید یکسان باشد . هیچ شخص و گروهی نمی تواند از حضور در یکی از این جایگاهها منع گردد . ملاک همواره تعداد آرای عمومی است و تشخیص مصلحت به عهده ی آحاد جمعیت جامعه. حق انتخاب کردن ( رای دادن ) و انتخاب شدن ( رای آوردن ) باید فارغ از جنسیت ، نژاد ، مذهب، گرایش های سیاسی اجتماعی فرهنگی و …باشد . هرگونه قواعدی که این اصل را زیر پا گذارد مسلما منشا گرفته از یک انتخابات مدیریت شده یا اراده ای در جهت مدیریت پیشاپیش انتخابات و نافی دموکراسی ( یا ترجمه نه چندان قابل قبول آن مردمسالاری ) است.
  • هر گونه نظارت سلیقه ای و خارج از چارچوب قراردادهای اجتماعی ، قانون اساسی و مدنی ( زیرا برگزارکنندگان انتخابات هم مانند رای دهندگان و کاندیداها باید به آن گردن نهند) اساس انتخابات را زیر سوال می برد : اگر در قانون شرایطی برای نمایندگی ذکر گردیده تنها وتنها ملاک باید همان قانون باشد و نه تفسیرهای از موضع قدرت ناظرین. تمامی افرادی که دارای شرایط ذکرشده در قانون هستند باید حق حضور به عنوان رای دهنده و انتخاب شونده را داشته باشند و اگر گروهی خارج از قانون و براساس تشخیص شخصی از مصلحت جامعه ، قدرت حذف افراد را داشته باشند ، آن انتخابات مدیریت شده است و پیشاپیش مسیر آن برنامه ریزی و هدایت شده است . چنین انتخاباتی مسلما به هدف دموکراسی و حس مشارکت در اداره ی امور از سوی افراد جامعه نخواهد رسید.اساساانتخاباتبهمعنایواگذاریتشخیصمصلحتتوسطخودمردماستوهیچنهادانتخابی ( توسطانتخاباتیازنوعودرموضوعیدیگر ) یاانتصابی،تشخیصی برترازتشخیصجمعیمردمنداردونمیتواندبرایمصلحتجامعهتصمیمبگیرد؛ کسیرااز حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن محروم کند و فراتر از قانون و مردم تصمیم بگیرد.( شایان ذکر است که هرگونه اختیاراتی که برای چنین موضوعی توسط قانون به فرد یا گروهی داده شود ، ممکن است قانونی به حساب آید اما در هرصورت  نافی اصول اولیه ی دموکراسی  است .)

 

  • دارندگان قدرت نهادی در امر انتخابات ، نباید با بازیهای سیاسی و مشروعیت بخشیدن به جناحها، احزاب ، گروهها و خرده فرهنگهای خاص و با هدف حفظ بقای کلی و ثبات قدرت موجود ، روند انتخابات را هدایت و مدیریت سلیقه ای کنند . اگر در انتخابات یک کشور از ابتدا و با ملاکهایی غیر از آرا ی انتخاب کنندگان تنها به دوجناح حق حضور داده شود و یا کلیه ی جناحها و احزاب به نحوی اداره و هدایت شوند که سرانجام تنها دو جناح ، دوحزب یا دو تفکرباقی بماند (چنانکه در بسیاری از کشورها درحال حاضرمانند انتخابات اخیر امریکا اینگونه است و مردم باید با توسل به عبارت ( برگزیدن بد به جای بدتر ) تن به بازیهای سیاسی هدایت شده بدهند و با حس گنگی از تردید خود را به رای دادن در محدوده ی مجاز انتخاب از پیش تعیین شده براساس قدرت نهادی جامعه ، راضی کنند )، مسلما آن انتخابات تنها یک بازی سیاسی است و نهایتا تنها نتیجه ی آن ، مشروعیت یافتن قدرتهای موجود در جامعه و از پویایی افتادن آن جامعه خواهد بود.( نگاهی به انتخابات در بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی و تغییر وبا ظاهر دموکراسی به خوبی حکایت از انتخاباتهای مدیریت شده دارد. )
  • میزان تمایل قدرتهای نهادی و نخبگان حاکم و کاندیداها به دخالت دادن مردم در اداره ی امور و تسری نهادهای تصمیم گیرنده به سطوح پایین تر جامعه ( سطوح از لحاظ قدرت نهادی شده و هرگونه قدرتی که به شخص امکان حضور شناخته شده و موثر و پذیرفته شدن از سوی جامعه را می دهد)می تواند نشانگر اعتقاد نخبگان حاکم یا در جایگاه انتخاب شونده به مشارکت مردم در اداره ی امور خود باشد .عبارات برای مردم چنین و چنان خواهیم کرد و عدم وجود برنامه برای حضور فعال مردم ( و نه حضور هیجانی یا در مقاطع خاص ) در نهادها وساختارهای سیاسی ،اقتصادی فرهنگی و… و توجه به نقش افکار عمومی واقعی ( فارغ از جنجالهای رسانه ای و دارندگان قدرتهای فرهنگی و رسانه ای ) می تواند به تفاوت میان انتخابهای ممکن و اثربخشی حضور و آرای  رای دهندگان کمک کند و انتظارات آنها را در مسیر واقعیت آینده ی ناشی از گزینه های مختلف هدایت کند.
  • روشهای سیاسی به کار گرفته شده از سوی کاندیداها هرگز نباید ناشی از تحمیق و تحقیر آحاد افراد جامعه و کشور باشد .میزان غیرواقعی بودن وعده ها ، اتهامها ، توسل به روشهای مردم فریبی و میزان واکنش حاکمیت و قدرت نهادی شده به موارد مذکور می تواند ملاکی برای افتراق میان انتخابات واقعی و انتخابات هدایت شده باشد. بی شک هنگامی که حجم وسیعی از اتهامها مطرح می شود و از طرف دیگر بسیاری از فسادها و تخلفات اجتماعی افشا می گرددو عکس العمل های هنگام انتخابات و پس از آن بسیار ناچیز ، می توان رگه هایی از بازیهای سیاسی در آن یافت .

در هرصورت بی گمان ، از آنجا که دموکراسی انتخاباتی تنها به حاکمیت گروهی از مردم ( نه حتا اکثریت بر اقلیت ؛ بلکه گروه کوچکی از نخبگان صاحب قدرت بر مجموع اکثریت و اقلیت ) برکل جامعه منجر می گردد و به جای ایجاد تعادل در قدرت ، به تمرکز آن و قطبی شدن بیشتر جامعه می انجامد ، اعتماد به انتخابات خصوصا در شکل مدیریت شده و براساس بازیهای سیاسی پنهان و آشکار ، بسیار سخت است و همواره رای دادن در جایگاه یک کنش اجتماعی جای تردید دارد . انتخابات وشرکت در آن در شرایط امروز در بسیاری از جوامع و کشورها تنها یک رفتار نهادی شده و یک آموخته ی به ظاهر مصلحت اندیشانه ویا روشنفکرانه است.رفتاری که کمتر با اندیشه ای بنیادی و فارغ از هیجانات اجتماعی ، سنخیت دارد . اما در یک نکته نمی توان تردید کرد ؛ انتخابات هرچه هست به بسیاری از حاکمیتهای قدرتمدار مشروعیت می بخشد و به بسیاری از افراد جامعه ،تنها با پر کردن  یک برگه ، حس ادای مسئولیت مدنی و تعهد اجتماعی می بخشد و در آنها موجی از رضایت بابت همنوایی و حضور در گروههای زیرمجموعه ی جامعه ودر جهت جریان حاکم برآن ، ایجاد می کند.این حس ؛ واقعی یا کاذب ، ناشی از دردگریزی اجتماعی و لذت طلبی اجتماعی یا غوطه ور شدن در بی حسی مطلق ، حضوری ایثارگرانه و مصلحت اندیشی برای جمع یا در جهت منافع روزمره ی فردی و بی اندیشه به فردا و آینده ، هرچه هست ، سهم کوچکی است از آزادی ذاتی انسان که در قالب حقوق بشری در اجتماع ، به انسان داده شده و ظاهرا تا زمانی که در انسانها ضرورت و آگاهی تغییر احساس نشود ، بسیاری به همین اندک بسنده خواهند کرد.

 

دکترمهدی پیروزنیا

دریافت نسخه پی دی اف انتخابات و الزامات آن

 

پاینوشت : لینک مرتبط

دموکراسی ،انتخابات ،دموکراسی غیرمستقیم یا مبتنی برانتخابات

 

عصر آنارشیسم در اینستاگرام

https://instagram.com/asranarshism/

عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism

——————————————————————————————————————————————————————————————————–

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با مجموعه عصر آنارشیسم  The names and addresses that related to anarchism era website


۱۴۶۷۲۸۵۱_۶۹۳۳۰۷۲۳۷۴۹۹۲۸۳_۱۵۵۷۱۵۳۰۲۵_o

 

۱- سایت عصر آنارشیسم

http://asranarshism.com

 

آدرس و اسامی صفحات ما در فیسبوک

 

۲- فیسبوک عصر آنارشیسم

https://www.facebook.com/asranarshism

 

۳- فیسبوک بلوک سیاه ایران

https://www.facebook.com/iranblackbloc

 

۴ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidaritywiththeRojava

https://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1-Anarchists-in-solidarity-with-the-Rojava-434646579975914

 

۵- فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

 

۶ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران

https://www.facebook.com/irananarchistlabors

 

۷- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی

https://www.facebook.com/anarchistlibraryfa

 

۸ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان

https://www.facebook.com/anarchistinsupportbaluchistan

 

۹ – فیسبوک  هنرمندان آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchistartistss

 

۱۰ – فیسبوک دانشجویا ن آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchiststudents

 

۱۱ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک

https://www.facebook.com/shahre.shahin

 

۱۲ – فیسبوک آنتی فاشیست

https://www.facebook.com/ShahinShahrPolitik

 

۱۳ – فیسبوک صدای زندانیان سیاسی

https://www.facebook.com/SupportPoliticalPrisoners

 

۱۴- صدای زندانیان سیاسی در تلگرام

telegram.me/VoiceOfPrisonersOfConscience

 

۱۵ – عصر آنارشیسم در تلگرام

https://telegram.me/asranarshism

 

۱۶- عصر آنارشیسم در اینستاگرام

https://instagram.com/asranarshism/ 

 

۱۷ – عصر آنارشیسم در توئیتر

https://twitter.com/asranarshism

 

۱۸ – بالاچه عصر آنارشیسم در بالاترین

https://www.balatarin.com/b/anarchismera

 

۱۹- فیسبوک میتینگ دهه هفتاد و هشتادی ها

https://www.facebook.com/%D9%85%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-505093803031731/

 

۲۰- گوگل پلاس عصر آنارشیسم

https://plus.google.com/u/0/114261734790222308813

 

۲۱ –  ساوندکلاود رادیو آنارشی

 

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است