خشم،شورش ،وآغاز آزاديخواهي طبيعتگرايي / درباره ی ماكس اشتيرنر

جوانمرگی آنارشیست ها در فقر و تنهایی

۲۸ شهریور گنجه آنارشیستی

نام خلق وخشم!،خشم اهمیتی مهمتراز انقلاب داشت،خشم نوعی شورش فردی است.آنارشیست ها هم درراه آزادی خون دادند. ماکس اشتیرنر،اسم مستعار “یوهان کاسپر اشمیت“،فیلسوف آلمانی،نظریه پرداز آنارشیسم و یکی ازمهمترین نمایندگان فردگرایی است.اویکی از هگل گرایان چپ نو ویکی ازمخالفان کمونیسم زمان خودبود.آنارشیسم اوریشه درمکتب طبیعتگرایی (فیزیوکراتی) داشت و نه براساس یک نظریه اجتماعی.دولت پروس آلمان،فیزیوکراتی انقلابی اورا،ضدفلسفه معرفی نمود.گرچه اودست به سلاح نبرد،درفقروتنهایی درسن ۵۰سالگی جوانمرگ شد.اثر معروف او “فرد و مالکیت اش“ نام داشت که در سال ۱۸۴۵ یک جنجال فرهنگی سیاسی برپانمود، ولی به زودی آن و مؤلفش فراموش شدند.اندیشه های اودرادبیات،ازجمله روی داستایوسکی اثرگذاشته اند. صفت مشترک اشتیرنر بانیچه را “خود“مرکزبینی اش میدانند.اشتیرنر درکتاب “ایدؤلوژی آلمانی“ موردبررسی و انتقاد مارکس وانگلس قرارگرفته است.

ماکس اشتیرنر یک نویسنده شورشی است.اویک مبارزه فردگرایانه رادیکال و آنارشیستی راتبلیغ مینمود.شورش اوعلیه نظام فئودالی و حکومت سلطنتی دولت پروس نیزقابل اهمیت است.اوباتاکید روی نقش فرد،یکی ازپیشگامان اگزیستنسسیالیسم اندیشمندانی مانند کامو،سارتر،یاسپرس، و هیدگر است.باتوجه به فرد گرایی زمان حال،نظراتش میتوانند اکنون نیز موضوع روزباشند.اودرمحفل “آزادان“ بانظرات چپ هگلی آشناگردید.اداره سانسوردولت پروس پیرامون تاخیر درچاپ اثرش اعلان کرده بود که نشرآثاراوجامعه را تهدید نمیکنند ولی بیچاره گی فلسفه اجتماعی و سیاسی را نشان میدهند!.اشتیرنر میگفت که خدا، شاه،میهن، و شیخ، اشباهی مخوف هستند که باید ازطرف شورشگران،کیش و رانده شوند. دولت و جامعه هم میتوانند دشمن آزادی شخص باشند.طبق نظراو هرپدیده ای که مزاحم شکوفایی وفردگرایی شود،باید موردمبارزه قرارگیرد.

نظرات اوراامروزه،نشانه نوستالژی آزادی،سرگردانی،هدف جویی و فردگرایی میدانند که محصول دوران ارتجاع سیاسی و اجتماعی ۲۰۰ سال پیش آلمان؛ فاقد انقلابی چون فرانسه و انگلیس، میدانند.شرایط تاریخی که دلیل ظهور انقلابیون و معترضینی چون:مارکس،انگلس،نیچه، واو شد.

ماکس اشتیرنر ـ یا یوهان کاسپر اشمیت،بین سالهای ۱۸۰۶تا ۱۸۵۶ درآلمان زندگی نمود.اوبعدازتحصیل فلسفه و الهیات،چندسالی آموزگار ، مترجم و روزنامه نگار بود.ترجمه آثار آدام اسمیت ازجمله کارهای اوهستند.وی چون دارای پیشانی بلندی بود،درزمان دانشجویی اورا اشتیرنر نامیدند که به معنی “پیشانی بلند“ است.او ۳۱ ساله بود که همسر اولش درحین زایمان کودک اش درگذشت.اشتیرنر همراه همسر دومش دکان شیرفروشی راه انداخت،ولی ورشکسته شد و بعلت بدهکاری های ناشی ازفقر،دوبار به زندان افتاد.

غیراز کتاب “فرد و مالکیت اش“،اشتیرنر خالق مقالات،نقدها و ترجمه هایی نیز است.پایاننامه لیسانس او پیرامون تعلیم و تربیت،“قوانین مدارس“ نام داشت .ازاو آثار کوتاه و اعتراضات کتبی دیگری نیزبجامانده.

اشتیرنر مینویسد که آزادی فرد نمیتواند بوسیله جامعه بلکه بایدتوسط خود او صورت گیرد.اوبجای انقلاب اجتماعی،انقلاب درونی فردراتوصیه میکرد.وی با انتقادازکمونیسم میگفت که دراین نظام،شعار رفاه عمومی به معنی رفاه فرد نیست وچون جامعه ماورای فردقراردارد،درنتیجه کمونیسم نیزآزادی فردرا محدود میکند.درنظر اشتیرنر “منیت فرد“ خالق واقعیات و حقایق است. مارکسیستها امروزه اورانماینده یک ایده آلیسم ذهنی میدانند که فردگرایی مطلق رانمایندگی میکند و سخنوری و شعارهای ظاهری وانقلابی اش را،بانظرات ارتجایی لاپوشانی میکرد.

آثار اوامروزه تداعی کننده مقوله های: آزاد ازتسلط،حاکمیت و اعمال قدرت هستند.اوقاطعانه مخالف هرگونه وحدت کلیسا ودولت بود و میگفت که باید با عقل ستیزی دین،مبارزه نمود.وی بااشاره به زمان خود میگفت که دردولتی که آرامش و سکوت بالاترین وظیفه باشد،آزادیخواهان را یاغی مینامند.وی توصیه مینمود که فرد نبایدهیچگونه ملاحظه ورعایتی درمقابل:دولت،دین،اخلاق و غیره بنماید. ودرمدارس هدف تعلیم وتربیت باید آموزش هویت و شخصیت آزادی خواهی باشد و لازم نیست که ما اخلاق راازمنابع دست دوم مانند کلیسا و مدرسه بیاموزیم،چون انسان ذاتا نجیب و کبیر! است.درتعلیم وتربیت باید بچه ها را اززنجیر دین،دولت، و کلیسا آزاد نمود.اوخودسری،شورش،بی تربیتی!، و اعمال آزادی اراده شخصی محصلین راموجب سنگ بنای انسان ازادبودن، بعدی آنان میدانست.اشتیرنر بااشاره به انقلاب درجامعه فرانسه میگفت که در جاهای دیگر آزادی عمل مطرح است ودردولت پروس آلمان،آزادی آرزو نمودن مخفیانه ـ، در انقلاب فرانسه،برابری شهروندان مطرح بود،درآلمان برابری زیردستان موعظه میشود، درحالیکه درفرانسه،یک آزادی انقلابی جاافتاده،در دولت پروس بحث ازآزادی مسیحی میشود.درآلمان میخواهند حتا عشق را یک موضوع دولتی کنند و خطاب به مردم میگویند که آنها آزاد هستند تاوظایف شان راانجام دهند.

ازجمله آموزگاران او: هگل،فویرباخ،وبائور، در محفل آزادان بودند.امروزه ابرمرد نیچه راطرحی ازنظرات اومیدانند.تاچه میزان نیچه تحت تاثیر اشتیرنر است،نامشخص میباشد چون نیچه منابع تحقیقی خودرا دقیق نمیگوید. فردگرایی افراطی اخلاقی اشتیرنر براساس نظریه شناخت فیشته است.وازجمله هدفهای عملی آنارشیسم را آن میدانست که انسان باید به هیرچیزی که نیاز دارد، دست بیندازد!.

 

عاطفه سلطانی

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برچسب ها:
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است