الف.آزادی

آتش خشم

۲ آبان یادداشت ها

آتش خشم

در درونم آتشی برپاست،برجامانده از خشمی فرو خورده
آتشی سوزان که می خواهد بسوزاند جهان اخته و خفته
آتشی که مانده بر جا از اسیدی که پاشیدی…آه سوختم
آتشی که سوخت چشمانم، تنم، دستم
پیش از این تو هرچه گفتی گوش کردم ، لب فرو بستم
دیگر اکنون گر گرفته است آتش خشمم
دیگر اکنون می بخواهد آتشم از من
که سوزانم ریشه اندیشه تاریک اهریمن
دیگر اکنون وقت آن نیست گوش بسپارم
به اراجیفی که می بافی، من آگاهم
از سعید و از سعید و از جنایت هات
از جنایت ها،جنایت ها،کثافت هات
سوختم من لیک خواهی سوخت
بیش از این تو این لبانم را نخواهی دوخت

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است