Farzan Alef /فرزان الف

تباهی

۲۲ مهر یادداشت ها
تباهی_______

گرگی بی قرار
در قفس جمجمه ام
این طرف و آنطرف می رود
و من ، در طول اتاق

اینجا که ماییم
سر ها را با چاقوهای کُند می بُرند
و زمان
آنقدر بلند است
که در تاریخ ثبت نمی شود
و حادثه ها هر لحظه
از درونمان می گذرند

زمان اندک است
و تنها مجال یک نعره مانده
حرام زاده ها ما خسته ایم
از همان اول ، تا این آخر
و تا آخر این…
این تباهی 
که نمی خواهید ببینید

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است