بنان یحیی نیا /ماهنامه خط صلح

نگاهی به سیر پناهندگی در جهان

۲۴ شهریور یادداشت ها

هرساله هزاران نفر از مردم جهان به دلایلی برای یافتن محلی امن ،خانه و وطن خویش را ترک میکنند در این راه دچار ناملایمتی ها و دشواری ها ی فراوانی می شوند.اغلب این افراد تنها می توانند جان های خود را نجات دهند و به مکانی امن برسند.

مهاجرت اجباری و پناهندگی از دیرباز تا کنون از اهمیت خاصی در جهان برخوردار بوده است و با وجود ارایه راه کارهای بین المللی همچنان برتعداد آوارگان و پناهندگان جهان افزوده شده است.

سازمان ملل بدلیل اهمیت این موضوع ،این قشر آسیب پذیر را گروهی حقوقی معرفی کرد و حق پناهندگی را از حقوق اساسی انسان ها تلقی کرد،در واقع اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱۴ بیان می دارد:

هرکس حق دارد در برابر تعقیب، شکنجه و آزار، پناهگاهی جستوجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

خاورمیانه و بخصوص جامعه ایران و افغانستان از گذشته تاکنون با موضوع پناهندگی درگیر هستند

ایرانیان زیادی در خارج ازوطن خویش زندگی میکنند و همچنین تعداد زیادی پناهنده در ایران زندگی میکنند در ذیل تلاش شده است که این مساله از لحاظ حقوقی و تاریخی بررسی شود

 

تعریف پناهنده عبارت است از : فردی که خارج از کشور خود است و بخاطر مسایل مربوط به نژاد یا مذهب یا ملیّت و یا عضویت در گروه های خاص اجتماعی و یا داشتن عقاید سیاسی ،دارای ترس موجه و مستندی است که نه فقط در گذشته بلکه درآینده نیز محتمل است و این ترس ممکن است شامل آزار و اذیت و حتی یک تهدید برای زندگی و یا آزادی و یا تبعیض شدید برای شخص باشد این آزار و اذیت نه فقط بوسیله ی دولت و حکومت ،بلکه میتواند بوسیله ی گروهی اجتماعی که دولت قادر به کنترل انها نیست و یا مایل به کنترلشان نیست، صورت پذیرد.

تعدادی از حقوق پناهندگان بر اساس کنوانسیون ژنو :

1)- عدم بازگشت به کشور مبدا

2)- آزادی رفت و آمد

3)-تامین آزادی فردی و امنیت جانی پناهنده

4)-حق زندگی خانوادگی

5)- حق تحصیل ،اشتغال و دسترسی به دادگاهی عادل و حقوق ابتدایی دیگر بر اساس قوانین بین المللی و محلی حقوق بشر

 

پناهندگی علل گوناگون دارد ،از ساله های بسیار دور تاکنون مردم به دلایل مختلف همانند جنگ یا بیماری و یا بلایای طبیعی مثل سیل ،زلزله و غیره مجبور می‌شدند که خانه و محل زندگی خویش را به خاطر ادامه حیات خود ترک کنند و به مکانی دیگر بروند.به عبارتی مجبور می‌شوند که مهاجرت کنند

پاره ایی از مهم‌ترین دلایل پناهندگی را مرور خواهیم کرد برای شروع می‌شود گفت مؤثرترین و بزرگ‌ترین دلیلی که مردم علیرغم میل باطنی ،راه سفر به کشور و مکانی غریب را برمی‌گزیدند و برمی‌گزیدند جنگ بود و هست ومتاسفانه همچنان خواهد بود

دلیل بعدی احتمالا شرایط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی مردم در کشورهای خود است. به‌طور مثال کشورهایی که در آن مردمش از حقوق شهروندی ابتدایی بهره‌مند نیستند و حکومتی خودکامه دارند ،تعدادی از مردم به خاطر احقاق حقوق مسلم خود از حاکمیت ،دست به اعتراض می‌کنند و در مقابل دولت هم ،آن‌ها را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد و جان و آزادی ایشان را تهدید می‌کند، درواقع تعداد زیادی بدین دلیل مجبور می‌شوند موطن خود را ترک نموده و راهی کشوری دیگر شوند با امید و هدف رسیدن به آزادی و امنیت جانی،

بعد از این‌ها (قابل‌ذکر است که اگر کسی صرفا به دلایل اقتصادی و به خاطر کسب درآمد بیشتر وزندگی مرفه‌تر کشور خود را ترک کند بنا به تعاریف رسمی ،پناهنده شناخته نخواهد شد و به‌عنوان مهاجر معرفی خواهد شد) حال نوبت میرسد به دلایلی چون مذهب و نژاد ،این‌گونه باید گفت که اشخاصی به خاطر تعلق به نژادی خاص و یا داشتن عقاید مذهبی یشان مورد تبعیض شدید و یا تهدید می‌شوند این تبعیض و تهدیدات صرفا از حکومت نیست و ممکن است از طرف گروه و یا گروه‌هایی باقدرت باشد که توانایی دفاع اشخاص در مقابل آن‌ها نیست ،این افراد نیز مجبور به ترک کشورشان می‌شوند.به‌عنوان‌مثال می‌توان به تعدادی از یهودیان لهستان نام برد که در سال 1943به خاطر اشغال کشورشان توسط المان نازی به شوروی سابق رفته و سپس به ایران پناهنده شدند. یهودیان هم به خاطر مذهب و هم‌نژاد خود مورد آزار و اذیت از جانب المان نازی قرارگرفته بودند.

یهودیان لهستانی پناهنده به ایران

یهودیان لهستانی پناهنده به ایران

 

پناهندگی درواقع به خاطر این ،به‌عنوان یک گروه حقوقی معرفی شد ،تا بتواند راه حلی باشد برای جمعیتی بزرگ از مردم اروپای شرقی که همانند سیل در حال فرار از سیطره جنگ جهانی دوم بودند. دفتر سازمان کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) ریس و هماهنگ‌کننده‌ی مسائل حمایت از پناه‌جویان در جهان است که در ابتدای سال 2006 تعداد هشت میلیون و 400 هزار نفر پناهنده را در تمام کشورهای دنیا تخمین زد،این تعداد کمترین مقدار از سال 1980 بود .

چهار میلیون و 600 صد هزار نفر از پناهندگان فلسطینی ،زیر نظر آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطینی در شرق نزدیک(UNRWA)،پرجمعیت‌ترین گروه این آمار است.

در ماه ژؤين سال 2011 ،کمیساریای عالی پناهندگان ،تعداد پناهندگان را تقریبا 15.1 میلیون نفر تخمین زد اکثر این پناهندگانی که کشورهای خود را در جستجوی پناهندگی ترک کرده بودن از گروه کسانی بودند که به کشورهای همسایه خود پناه آورده بودند.راه حلی پایدار برای افزایش جمعیت پناه‌جویان توسط دولت‌ها و کمیساریای عالی پناهندگان اندیشیده شد که عبارت بود از : 1-بازگشت داوطلبانه پناه‌جو به کشور خویش 2- ادغام پناه‌جو در جامعه محلی و مردم ان کشور (پذیرش پناهنده در کشوری که اعلام پناهندگی نموده است) 3- انتقال و اسکان مجدد در کشور سوم

مورد دیگری که مکررا به‌اشتباه ،مشابه پناهندگان پنداشته می‌شود ” آوارگان داخلی “IDP) )هست که آن‌ها نیز تعریف حقوقی متفاوتی دارند، آن‌ها الزاما به‌عنوان پناهندگانی که هیچ مرز بین‌المللی را رد نکرده‌اند معرفی می‌شوند.

در پایان سال 2012 دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل در گزارشی تعداد پناهندگان داخلی (آوارگان داخلی ) در تمام کشورهای دنیا را 15.4 میلیون نفر تخمین زد. همچنان تعداد آوارگان داخلی در پایان سال 2012 تقریبا دو برابر ابتدای سال یعنی 28.8 میلیون نفر برآورد شد.

 

تاریخچه

 

اگرچه برای اولین بار ،قانون پناه بردن به کلیسا و مکان‌های مقدس را شاه اتلبرت Ethelbert) قرن هفتم میلادی) شاه کنت (KENT جنوب شرقی انگلستان) مدون کرد اما این باور که اگر فردی به مکانی مقدس پناه آورد نباید آسیب ببیند ،ریشه در کشورهای یونان باستان و مصر کهن دارد.

اگر بخواهیم تعریف کنوانسیون 1951 از پناهندگان را ، مبنای تشخیص پناهندگان دوران قبل از آن قرار دهیم ،افراد بسیاری دارای شرایط پناهندگی خواهند بود به‌عنوان‌مثال: پس از تدوین قانون فونتین بلو ““Edict of Fontainbleau(لویس 14 ام ( در سال 1685 پروتستان در فرانسه غیرقانونی اعلام شد و صدها هزار نفر از اعضای کلیسای مصلحان پروتستان فرانسه به کشورهای انگلستان ، هلند و سویس و …فرار

کردند.

نمونه دیگری از پناهندگی در قرون گذشته، مهاجرت تعداد زیادی از یهودیان از شرق اروپا در قرن 19 و اوایل قرن بیستم نام برد

درواقع تداوم موج‌های قتل‌عام ،اروپای شرقی را در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ،از سکنه خالی کرد و باعث مهاجرت جمعی یهودیان آنجا شد(2 میلیون نفر از یهودیان روسیه در حین سالهای 1881تا 1920 مهاجرت کردند)

نمونه دیگر این‌که در سال‌های آغازین قرن نوزدهم ،مسلمانان اروپا به ترکیه مهاجرت نمودند.همچنین جنگ‌های بالکان در خلال سال‌های 1912 تا 1913 باعث شد تا 800 هزار نفر خانه‌های خود را رها کنند و آواره شوند.

گروه‌های مختلفی معتقد هستند که پناهندگی رسما در خلال جنگ جهانی اول به رسمیت شناخته شد.

جامعه ملل

اولین سازمان بین‌المللی برای همکاری و هماهنگی امور پناهندگان به‌وسیله جامعه بین‌الملل در سال 1921 با عنوان کمیساریای عالی پناهندگان تشکیل و فریت جاف نانسن (Fridtjof Nansen) به‌عنوان ریس آن منتصب گردید.

نانسن و همکارانش تقریبا به 1.5 میلیون نفر از کسانی که به خاطر انقلاب 1917 روسیه ازآنجا فرار کرده بودند ،کمک و حمایت کردند و بعد از آن نیز در خلال جنگ‌های داخلی 1913-1921 روسیه به اغلب اشراف‌زاده‌هایی که از دولت کمونیستی فرار می‌کردند یاری رساندند

درواقع از آغاز قرن بیستم تعداد بسیار زیادی از مردم در اقصی نقاط دنیا مجبور به ترک خانه و کشور خود شدند که تیتروار اشاره خواهم کرد

آوارگی بیش از یک‌میلیون ارمنی در پی حوادث معروف به نسل‌کشی ارامنه در سال‌های 1915 تا 1923

تبادل جمعیت بین ترکیه و یونان که تقریبا باعث مهاجرت دو میلیون نفر شد (تقریبا 1.5 میلیون نفر از یونانیان آناتولی و 500 نفر از مسلمانان یونان)

پیدایش و رشد نازیسم از سال 1933 تا 1944

دراین‌بین می‌توان به مهاجرت 150 هزار نفر از مردم چک و اسلواکی اشاره کرد که در 1 مارس 1939 پناهنده شدند

و همچنین در بین سال‌های 1933 تا 1938 تقریبا 200 هزار نفر از یهودیان توانستند از دست نازی‌ها فرار کرده و به فرانسه پناهنده شوند در این حین تقریبا 55 هزار یهود موفق شدند به فلسطین پناهنده شوند.

نمونه‌های فراوان دیگری هم مثل اسپانیا و دیگر کشورها وجود دارد که از آن‌ها صرف‌نظر می‌کنیم

و به موارد پناهندگی مربوط به ایران و افغانستان می‌پردازیم

افغانستان تا سال 2012 به‌عنوان بزرگ‌ترین مبدأ پناهندگان شناخته می‌شد .کشور افغانستان به مدت 32 سال متوالی در این رتبه قرار داشت .

 

 

پناهندگان افغان در ایران

پناهندگان افغان در ایران

از هر چهار پناهنده در جهان یکی از آن‌ها از افغانستان است و 95 درصد آن‌ها در ایران و پاکستان زندگی می‌کنند.(آمار تا سال 2012)

اغلب افغان‌ها به دلیل جنگ شوروی در این کشور مجبور به ترک خانه و کاشانه شدند و راه کشورهای همسایه مخصوصا ایران و پاکستان را پیش گرفتند توضیحی کوتاه در مورد جنگ شوروی در افغانستان اینکه اتحاد جماهیر شوروی  به جهت پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان در مقابل نیروهای مجاهدین افغان به این کشور حمله کرد و به مدت 9 سال اشغال و در حال درگیری  با مجاهدین افغان بود.

این جنگ از سال 1979 تا اواخر2001 بیش از یک‌میلیون کشته و بیش از شش میلیون مهاجر و آواره بجای گذاشت. مقصد اولیه آن‌ها پاکستان و بعد ایران بود.از اوایل 2002 بیش از پنج میلیون افغان از طریق کمیساریای عالی پناهندگان ایران و پاکستان به کشورشان بازگردانده شدند. تقریبا 3.5 میلیون نفر از پاکستان و 1.5 نفر باقی‌مانده هم از ایران

از سال 2007 دولت ایران اغلب پناهندگان ثبت‌نشده را (تعدادی هم ثبت‌شده) مجبور به بازگشت به کشورشان نمود.علاوه بر آن تعداد 362 هزار نفر هم در سال 2008 به افغانستان دیپورت شدند.

جالب است که اولین گروه مهاجرین افغان در دهه‌ی 1860 به استرالیا رسیدند و دومین گروه در سال 1979 به استرالیا رفتند .همچنین تعداد کمی افغان را دولت استرالیا در سال 2009 به‌عنوان پناهنده پذیرفت

تقریبا 1.7 میلیون افغان ثبت‌شده در پاکستان تا اواخر 2012 باقی‌مانده‌اند و این تعداد ممکن است شامل کسانی باشند طی 30 سال گذشته آنجا بدنیا آمده ولی کماکان به‌عنوان اتباع افغان حساب می‌شوند.البته اجازه کار و تحصیل رادارند. در ایران نیز 935 هزار افغان تا پایان سال 2012 ثبت‌شده‌اند این تعداد شامل کسانی که در ایران متولدشده‌اند نیز است

طبق آمارهای کشورهای صنعتی پناه‌جو پذیر تعداد پناهندگان افغان از سال 2010 تا 2011 افزایش 30 درصدی داشته است که اغلب به کشور المان و ترکیه رفته‌اند

در نوامبر سال 2012 بالغ‌بر 1.8میلیون نفر اتباع افغان باوجود تأمین و بهبود مسائل امنیتی و اقتصادی در کشور خود هنوز در پاکستان مانده‌اند و تمایلی به بازگشت به کشور خود ندارند

دولت پاکستان در جولای 2012 اعلام نمود که مدارک شناسایی اتباع افغان تمدید نخواهد شد و از

ژانویه 2013 با آن‌ها همانند یک مهاجر غیرقانونی رفتار خواهد کرد.

و اما میرسیم به ایران ،می‌توان گفت تعداد قابل‌توجه ایی از ایرانیان بعد از انقلاب1357 از ایران خارج‌شده و به کشورهای مختلفی پناهنده شدند

پناهندگان ایرانی قشرهای مختلفی را شامل می‌شوند که در سال‌های آغازین بعد از انقلاب اکثرا بخاطرعقاید سیاسی و عضویت در گروه‌های سیاسی و مخالف با حکومت ایران مجبور به ترک ایران می‌شدند علاوه بر این بسیاری از هنرمندان و همچنین تعداد زیادی از زنان به خاطر محدودیت در کارشان ایران را ترک کرده و به کشوری دیگر رهسپار شدند

بعد سال 1357 پناهندگی در ایران روندی صعودی را دنبال کرد و با شروع جنگ عراق و ایران

بر سرعت آن افزوده شد و همچنان تا اوایل دهه‌ی 70 شمسی این‌گونه باقی ماند و با اتمام جنگ تعداد از ایرانیان به کشور بازگشتند و برای تقریبا 16 سال کاهش چشم‌گیری درروند پناهندگی ایرانیان به وجود آمد اما باز در اواخر دهی 80 شمسی دوباره روندی صعودی در پیش گرفت

اگر بخواهیم به یک برهه قابل‌توجه دیگر از خروج ایرانیان از کشور اشاره‌کنیم قطعا باید اتفاقات سال 88 را بیان کنیم به صورتی که روزانه چند 10 نفر به خاطر دستگیری خود و از ترس شکنجه از راه‌های قانونی و غیرقانونی از کشور خارج می‌شدند و اغلب در کشور ترکیه درخواست پناهندگی می‌دادند.

از دو دهه گذشته تاکنون افراد مختلفی به خاطر مذهب خود به جمعیت پناهنده ایرانی افزوده می‌شدند که اغلب مذهبشان بهایی ست ،در رتبه بعدی نوکیشان مسیحی هستند که در سال‌های اخیر شاهد سختگیری‌های شدید برای آن‌ها بودیم

در ضمن به خاطر شرایط محدود اجتماعی ایجاد مشکلات خاصی که از طرف دولت و مردم ایران برای همجنسگراهای ایرانی به وجود میاید ،این گروه هم برای خلاصی از محدودیت‌ها و آزار و اذیت‌ها ترک وطن می‌کنند

برای نشان دادن افزایش و رشد میل به مهاجرت و پناهندگی در ایران می‌شود به آمار رسمی کشورها مراجعه کرد

به‌طور مثال :تعداد ایرانیانی که از سال 1984 تا پایان سال 2012 ازکشورآلمان تقاضای پناهندگی کرده‌اند بالغ‌بر 126 هزار نفر است . و همچنین بیش از 110 هزار ایرانی در کشور سوئد زندگی می‌کنند.

 

بنان یحیی نیا

منبع: ماهنامه خط صلح

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است