آرش

در ایران امروز راه های شناخته شده ی تغییر بدون خشونت، به دست حاکمان مسدود شده است

۴ شهریور اخبار روز

فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی (نوپو) حسن کرمی از راه‌اندازی “یگان ضداغتشاش زنان” در تهران خبر داد و گفت این نیروی ویژه برای حضور در ورزشگاه‌ها و نیز تخلیه محل تجمعات اعتراضی بانوان تربیت شده‌اند.
ضمن اعلام خبر «تشکیل واحد ضداغتشاش زنان در تهران» گفته‌است:کار اطلاعاتی، بازجویی (بخوانیدشکنجه) و تخلیه محل تجمع اعتراضات (بخوانیدسرکوب) اجتماعی بانوان از عمده فعالیت‌های واحد ضد اغتشاش زنان است برای مثال در صورت برگزاری «تجمع تعدادی از کارکنان زن فلان شرکت به دلیل عدم پرداخت حقوق» نیز وارد عمل می‌شود.
روزنامه آفتاب یزد از قول حسن کرمی طی گفت و گویی با سایت «نسیم»

+++++++++++

نسبتاً ساده است: اگر کسی‌ که مسلسل دارد و شما را شکنجه میدهد و درد و رنج می‌کشید آیا انتظار دارید یک آنارشیست هیچ کاری نکند؟

رفتار سیاسی خشونت آمیز همان مبارزه با ابزار غیرقانونی (قانون را سیستم / دولت تعین می‌کند) است. این نوع رفتار، منجر به خشونت سیاسی می گردد که براساس تعریف “گار” شامل تمامی حملات جمعی علیه رژیم سیاسی، بازیگران و یا سیاست هایش می شود. از شاخص های این رفتار می توان به تجمع و تشکل مخفی، تظاهرات خشونت آمیز، مبارزه چریکی، شورش مسلحانه اشاره کرد.

در ارتباط با رفتار خشونت آمیز، هاناآرنت می گوید:
“خشونت به سبب ماهیت ابزاری آن، تا جایی معقول است، که برای رسیدن به هدفی که باید استفاده از خشونت را توجیه کند موثر باشد. خشونت می تواند ناخرسندی ها را چشمگیر سازد و توجه مردم را بدان جلب کند… ”
گرایش به خشونت در گروه ها و احزاب، گاهی به شکل غیرعلنی و مسلحانه ظهور می کند. موریس دو ورژه مي گويد:
“هنگامی که صنف مخالف وسایل دیگری ندارد و از هر امکان دیگری برای بیان عقاید خود محروم است و یا بیان قانونی آن را موثر نمی داند، پیکارهای سیاسی، شکل نظامی به خود می گیرند. در این هنگام، مقاومت مسلحانه در برابر قدرت در دو مرحله جریان می یابد:
مرحله مقاومت زیرزمینی و مرحله طغیان آشکار”

مردم برای رسیدن به اهدافشان، به جستجوی روش ها و وسایل مشارکت می پردازند و اگر این راه ها و وسایل در دسترس آنها نباشد دچار احساس ناکامی می گردند و در صدد آن برمی آیند که درخواست های خود را از نظام سیاسی، با خشونت، زور و توسل به وسایل دیگر مطالبه کنند.
نظام سیاسی یا از خود سازگاری نشان می دهد و ابزار لازم برای برآورده ساختن درخواست های آنان را فراهم می کند و یا آنکه درصدد سرکوب آنها برمی آید و در نتیجه، آنها نیز به شیوه براندازی و انقلاب روی می آورند.

“چالمرزجانسون” بن بست مشارکت را از راه قانونی و عدم امکان طرح آنها از کانال نهادهای مشارکت آشکار، عامل بروز خشونت سیاسی می داند. او در کتاب انقلاب و نظام اجتماعی می گوید:
“خشونت اجتماعی پاسخی مناسب به سرسختی نظام سیاسی است. این خشونت به این خاطر رخ می دهد که راه های شناخته شده تغییر بدون خشونت، به دست نخبگان حاکم مسدود شده است.”…

به نظر می رسد دیگر در ایران از هر ابزاری برای بیان عقاید خود محروم شده اند از سویی و از سوی دیگر یا بیان قانونی عقاید و خواسته های خود را موثر نمی دانند. بدین ترتیب انتظار می رود پیکارهای سیاسی، به تدریج قالب مسلحانه و شکل نظامی به خود بگیرند و با شروع و تداوم آن، مقاومت مسلحانه در برابر قدرت در دو مرحله ی”مقاومت زیرزمینی و مرحله طغیان آشکار”جریان پیدا کنند
در این میان باید به این موضوع اشاره شود که مردم در جستجوی روش ها و وسایل برای رسیدن به اهداف خود دچار احساس ناکامی شده اند و درخواست های
خود از نظام سیاسی تمامیت خواه را با خشونت، زور و توسل به وسایل دیگر مطالبه کنند.
تداوم این موضوع , در نتیجه هم مقابله ی نظام در قالب سرکوب و هم برآورده نشدن خواسته ها در تمایلات جمعی , مردم را به سوی شیوه های براندازی و انقلابی می کشاند.
در ایران امروز راه های شناخته شده ی تغییر بدون خشونت، به دست حاکمان مسدود شده است و باید انتظار داشت مشی مقاومت و کنشگری مسلحانه انتخاب شود.

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است