چشمان گریان قرمزت به چه دردی وا می داردم….


عاقلان

همسازند،

تنها توفان

کودکان ناهمگون می زاید.

همساز

سایه سانانند،

محتاط

در مرزهای آفتاب

در هیات زندگان

مردگانند.

وینان دل به دریا افکنانند،

به پای دارنده ی آتش ها

زندگانی

دوشادوش مرگ

پیشاپیش مرگ

هماره زنده از آن سپس که با مرگ

و همواره بدان نام

که زیسته بودند،

که تباهی

از درگاه بلند خاطره شان

شرمسار و سرافکنده می گذرد.

کاشفان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جویندگان شادی

در مجری آتشفشان ها

شعبده بازان لبخند

در شبکلاه درد

با جا پائی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان.

در برابر تندر می ایستند

خانه را روشن می کنند،

و می میرند.

 

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است