اریکو مالاتستا

« برنامه ای برای سازمان آنارشیستی » ( قسمت دوم)

ترجمه فرشید یاسائی

«… ما اجازه نداریم در انتظار بمانیم تا آنارشی از راه برسد و تا آن لحظه خود را در میان تبلیغاتی ساده محدود سازیم…»

۳ ـ تک سازمانی یا چند سازمانی؟

«… آنچه مسلم است، میان آنارشیست‌ها مانند هر جامعه انسانی، عناصری با کیفیات متفاوت وجود دارند و بد‌ترین آنان کسانی هستند که به نام آنارشی افکاری را به جریان می‌اندازند که در ‌‌نهایت با آنارشیسم نا‌مربوط است!…»

بیائیم بررسی کنیم: در بدو امر به نظر می‌رسد، امید اتحادیه همه آنارشیست‌ها در یک ««اتحادیه عمومی»» یا آنطور که طرح مزبور بیان می‌دارد، در یک تشکل انقلابی فعال واحد است که اشتباه و در عمل غیر ممکن! ما آنارشیست‌ها می‌توانیم اذعان کنیم که همگی به یک حزب متعلقیم در صورتی که مرادمان از واژه (مفهوم) حزب همه آنانی باشند که در یک طرف قرار دارند یعنی همه آنان که اشتیاقی مشترک دارند و به راه‌های گوناگون علیه دشمن مشترک مبارزه می‌کنند! اما به معنای امکان و یا شاید حتی آرزوی اتحاد همه در مجمعی خاص نیست.

تفاوت‌های بسیار زیادی در محیط و شرایط مبارزه وجود دارد. تفاوت‌های بسیار زیادی در امکانات فعالیت که هر فرد نوعی از آن را ترجیح می‌دهد، تفاوت‌های بسیاری در خلقیات و مشکلات شخصی برای سازگاری با اتحادیه عمومی. اگر به این تفاوت‌ها به طور جدی توجه نشود، اتحادیه عمومی به جای وسیله‌ای همآهنگ و هم نهاده، تبدیل به عاملی دست و پاگیر فعالیت شخصی و شاید نیز دامن زدن به تلخ‌ترین کشمکش‌ها می‌شود!

به عنوان مثال: چگونه می‌توان به یک طریق و با‌‌ همان مردم مجمع علنی‌ای برای تبلیغ و تهییج میان توده‌ها و نیز انجمن مخفی‌ای ـ که تحت فشار شرایط سیاسی کشوری که در آن فعالیت می‌کنند ـ را سازمان داد و نیات، ابزار و اعضا را از دشمن؛ مخفی نگاه داشت!؟ چگونه طرفداران کار آرام سیاسی و انقلابی‌ها می‌توانند، تاکتیک‌های خود را همآهنگ کنند. در حالی که اولی‌ها تبلیغ و نمونه آوری را برای تحول تدریجی افراد و لذا تحول جامعه کافی می‌دانند! دومی‌ها بر اعتقاد به لزوم نابودی قهرآمیز نظمی که بر پایه قهر قرار دارد و پدید آوردن شرایط لازم برای انتشار آزاد تبلیغات و تلاش عملی برای ارتقای ایدئولوژیک، در مقابل قهر ستمگران؛ پافشاری می‌کنند!؟

چگونه می‌توان مردمی را که به دلائل خاص خودشان یکدیگر را دوست ندارند و یا محترم نمی‌شمارند و به هیچ طریقی نمی‌توانند به یکسان مبارزان آنارشیست خوب و مؤثری باشند، کنار یکدیگر نگاه داشت!؟ گذشته از این‌ها، نویسندگان طرح (پلاتفرم) نظریه اتحاد دوباره نمایندگان جریان‌های مختلف آنارشیستی را ««غیر قابل قبول»» اعلام می‌کنند! آنان می‌گویند: ««به هم پیوستن تئوریک و عملی عناصر نامتجانس چیزی جز دورهم گرد آوردن ملغمه‌ای از افرادی که همه مسائل مربوط به جنبش آنارشیستی را به طرق مختلف می‌بینند نیست و به محض اینکه در متن آزمون واقعی زندگی قرار گیرد، ناگزیر از هم می‌گسلد!»».

بسیار خوب اما اگر آنان موجودیت آنارشیست هائی را با گرایش‌های دیگر به رسمیت می‌شناسند، پس باید همین طور این حق را برای آنان قائل باشند که آنطور که می‌خواهند خود را سازمان دهند و برای آنارشی به طرقی که بهترینش می‌پندارند؛ کار کنند! آیا اینکه برای تکفیر همه آنانی که برنامه‌هاشان را نمی‌پذیرند، ادعا خواهند کرد که از آنارشیسم بریده‌اند!؟ آنان می‌گویند؛ ««خواهان گردآوری دوباره همه عناصر سالم جنبش آزادیبخش در سازمانی واحد هستند!»». و طبعتا به سمت این گرایش سوق داده خواهند شد که فقط آنانی را که همانند خودشان فکر می‌کنند، سالم ارزیابی کنند! اما با عناصر نا‌سالم چه خواهند کرد!؟

آنچه مسلم است، میان آنارشیست‌ها مانند هر جامعه انسانی، عناصری با کیفیات متفاوت وجود دارند و بد‌ترین آنان کسانی هستند که به نام آنارشی افکاری را به جریان می‌اندازند که در ‌‌نهایت با آنارشیسم نا‌مربوط است! اما چگونه می‌توان ار آن اجتناب کرد؟ حقیقت آنارشی نمی‌تواند و نباید به انحصار یک فرد و یا یک کمیته درآید و نیز نمی‌تواند به اراده اکثریت واقعی و خیالی وابسته شود! فقط لازم است ـ و این کافی نیز هست ـ که هرکس بیشترین امکان را برای انتقاد، داشته باشد و هر شخصی قادر باشد پای عقایدش بایستد و رفقایش را خود انتخاب کند. در تحلیل نهائی آینده ثابت خواهد کرد که حق با چه کسی بوده است!
۴ – آنارشیسم و مسئولیت جمعی
بنابراین بیائیم از اندیشه گردآوردن همه آنارشیست‌ها در سازمانی واحد صرفنظر کنیم و ببینیم اتحادیه عمومی‌ای که این رفقای روس پیشنهاد می‌کنند. به عنوان مثال اتحادیه فراکسیون آنارشیست‌ها، واقعا چیست؟ بینیم آیا فرم سازمانی که پیشنهاد شده است، با اصول و روش‌های آنارشیستی انطباق دارد و آیا از این روی می‌تواند به پیروزی آنارشیست‌ها منجر شود؟

باز هم به نظر من نمی‌تواند. من شکی در صداقت پیشنهاد‌های آنارشیستی این رفقا ندارم: آن‌ها می‌خواهند به کمونیسم آنارشیستی دست یابند و در جستجوی سریع‌ترین راه ممکن‌اند! اما خواستن کافی نیست! به کار گرفتن ابزار صحیح نیز لازم است. مثلا اگر کسی بخواهد به محلی برود، باید راه را درست انتخاب کند. اگر نه، به جائی کاملا متفاوت می‌رسد! از این روی آنان به دور ار هموار‌تر کردن راه رسیدن به کمونیسم آنارشیستی با سازمانشان که نمونه سازمانی قدرتمدار است، فقط می‌توانند: گوهر آنارشیسم را تیاه کنند و آن را به سرانجامی کاملا متفاوت از آنچه قصدشان بوده است؛ برسانند!

در حقیقت اتحادیه عمومی آنان شامل سازمان‌های تک ساحتی بسیاری است که دبیرانی فعالیت‌های سیاسی و تکنیکی را از جنبه نظری هدایت می‌کنند! برای همآهنگ کردن فعالیت همه سازمان‌های عضو، هیات اجرائیه اتحادیه وجود دارد که وظبفه‌اش اجرای تصمیمات اتحادیه نیز ((هدایت ایدئولوژیک (سازمانی) سازمان‌ها در انطباق با ایدئولوژی و مشی تکنیکی عمومی اتحادیه)) است!

آیا این‌ها آنارشیستی است!؟ به نظر من به دولت و کلیسا می‌ماند! درست است که پلیس و سرنیزه در کار نیست و نیز مریدانی مؤمن ـ که پذیرای ایدئولوژی دیکته شده هستند ـ وجود ندارد اما این تنها به معنی آن است که دولت آنان، دولتی ناتوان و تحقق ناپذیر و کلیسایشان، پرورشگاه واگذاشتن و گوشه گیری است! جانمایه و گرایش قدرتمدارانه و نیز تاثیرات آموزشی آن همواره ضد آنارشیستی باقی می‌ماند!

ببینم آیا این ادعا حقیقت دارد یا نه! ««ارگان اجرائی جنبش آزادیبخش عمومی اتحادیه آنارشیستی اصول مسئولیت دسته جمعی را برای اعضا عنوان می‌کند. کل اتحادیه نسبت به فعالیت انقلابی و سیاسی اتحادیه مسئول است»» طرفداران این نظریه، بعد از بیان این حرف‌ها که نفی مطلق استقلال فردی (در عمل) است و به یاد می‌آورند که آنارشیست نیز هستند! آنگاه خود را فدرآلیست توصیف می‌کنند و علیه تمرکز قدرت می‌خروشند و می‌گویند، ««نتایج اجتناب ناپذیر تمرکز، همانا برده وار و مکانیکی شدن زندگی اجتماعی و حیات سازمان است»»!

اما اگر اتحادیه، نسبت به آنچه هر یک از اعضایش انجام می‌دهد، مسئول است! چگونه می‌تواند به افراد عضو و گروه‌های مختلف، آزادی تلاش برای پیاده کردن برنامه عمومی را به طریقی که فکر می‌کنند، بهترینش است؛ اعطا کند؟ چگونه می‌توان مسئول انجام عملی بود که توان جلوگیری‌اش نیست؟ بدینسان، اتحادیه و به واسطه آن کمیته اجرائی باید بر فعالیت‌های هر فرد عضو نظارت کند و فرمان دهد که چه کنند و چه نکنند! از آنجا که موافق نبودن با تصمیم گرفته شده با توجه به مسئولیتی که پیش از این پذیرفته شده، دردی را دوا نمی‌کند. هیچکس پیش از جلب موافقت و رضایت هیات اجرائیه کاری از دستش ساخته نیست و نیز اینکه آیا می‌توان مسئولیت اعمال سازمانی را پیش از آگاهی نسبت به آنچه می‌خواهند انجام دهد؛ پذیرفت. آن هم در حالیکه نتوان آن را از انجام کاری که مورد موافقت نیست؛ بازداشت!؟

افزون بر این، نویسندگان پلاتفرم می‌گویند که این ««اتحادیه»» است که تعیین و تکلیف می‌کند! اما هنگامی که از اتحادیه سخن می‌رود، آیا منظور همه اعضا است!؟ در این صورت، برای آنکه اتحادیه قادر به فعالیت باشد، لازم خواهد بود همه افراد، همیشه و در مورد همه موضوعات، عقیده یکسانی داشته باشند! حال اگر این بدیهی است که همه باید بر سر اصول عام و اساسی هم رای باشند چرا که به جز آن نمی‌توانند متحد شوند یا متحد بمانند، قابل فهم نیست که همه اندیشندگان بتوانند در همه اوقات و بر سر آنچه که باید انجام گیرد، تحت هر شرایطی و نیز بر سر انتخاب افراد برای پرکردن پست‌های اجرائی هم عقیده باشند… ادامه دارد
*Errico Malatesta
(۱۸۵۳ – ۱۹۳۲)
ترجمه از متن انگیسی از نشریه فریدم (Freedom) شماره ۴۱-۴۰ توسط ح. ق
نشر نخست: در ماهنامه آبگون (سردبیر و مسئول: فرشید یاسائی) شماره یک – سال اول. مهرماه ۶۲ – اکتبر ۱۹۸۳

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است