رامبد بهاری

در سالگرد انقلابی که حاصل اتحاد نا مقدس چپ و راست بود

۲۱ بهمن یادداشت ها

در آستانه بیست و دو بهمن سالگرد فروپاشی رژیم دیکتاتوری سلطنتی و شکل گیری رژیم استبدادی جمهوری اسلامی ، جریانات سیاسی هرکدام بسته به رهیافت خودازانقلاب و پی آمدهای آن , شرایط موجود را تحلیل می‌کنند. از این جمله دیدگاه جریان چپ است که هنوز دنیا را از دریچه پارادایم ضد امپریالیستی دوران جنگ سرد می‌بیند. در فرهنگ سنتی جوامع اسلامی از بدو گسترش اسلام تا کنون پدیده دشمن تراشی ودشمن هراسی یکی از ارکان سلطه همه حکومتها بوده است . تقسیم جامعه به مسلمان وکافر تنها قشربندی رسمی قوانین شریعت بوده است.
در بحبوحه گسترش نارضایتی‌های مردم در زمان شاه دو دیدگاه در نقطه عطفی به یکدیگر رسیدند. مسلمان و کافر با انقلابی وامپریالیسم، این دو دیدگاه در گذشت زمان در هم ادغام شدند و بعداز مدتی دیگر مهم نبود که به کدام جناح تعلق داری ودنیای آرمانی تو چیست و فقط کافی بود علیه امپریالیسم باشی پس دیگه کافر نبودی یا مهم نبود برای آینده حکومت دینی چه در سر داری , کافی بود ضد شاه وضد آمریکا باشی تا خودی تلقی بشوید.
روحانیون بطور سنتی جهت گیری سیاسی توده عوام واقشار فرودست بر اساس تز کافر مسلمان رهبری می‌کردند اما هیچ وقت نیروی قابل ملاحظه‌ای برای به زانو در آوردن حکومت پادشاهی نبودند. اما روشنفکران دانشجویان وتحصیلکردگان تحت القائات چپ‌ها مبارزه بارژیم شاه را با ضدیت با امپریالیسم با سفارش حکومت ضد بشری شوروی پیوند دادند واین اتحاد نا‌مقدس شکل گرفت وترکیب این نیرو‌ها توانایی لازم را برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری سلطنتی پیدا کرد اما فردای انقلاب این جریان چپ بود که رو دست خورد واز گردونه قدرت با شکل وحشیانه‌ای کنار زده شد اما طرف مقابل ادبیات سیاسی چپ را برای تحمیق جریان چپ جهانی مصادره کرد وامپریالیسم جای کافر را گرفت وبا همین ترفند حمایتهای لازم را از کشورهایی مانند چین وکره وونزوئلا و… به دست آورد هرچند هنوز هستند که در مقاطعی که اختلاف‌ها بین ایران وغرب اوج می‌گیرند باز خوشان را در جبهه ضد امپریالیسم با جمهوری اسلامی در یک سنگر می‌بینند. یکی از تحلیلهای این دستی مصاحبه است که تحت عنوان تحلیل سی و چهار سالۀ رژیم اسلامی / مصاحبۀ «دیدگاه سوم» با مازیار رازی در نشریه میلیتانت منتشر شده است که مصاحبه گر در اولین سوال در خصوص ارزیابی جنبه‌های مثبت ومنفی ۳۴ ساله انقلاب سوال می‌کند درجواب آقای رازی می‌گویند: «جمهوری اسلامی» هرگز یک نظام سرمایه داری متعارف، مشابه با آنچه در کشورهای سرمایه داری غربی مشاهده می‌کنیم، نبوده است. به بیان دیگر شکل حکومتی آخوندی این رژیم، همواره در تناقض با ماهیت دولت سرمایه داری بوده که بر آن سوار است. جناح موسوم به «اصولگرا» (یا «اقتدارگرا») سنتاً در سطح سیاسی اختلافات و منازعاتی با غرب داشته است، در حالی که جناح «اصلاح طلب» خواستار آن بوده که جمهوری اسلامی خود را با معیارهای نظام‌های سرمایه داری غربی همسو کند و تا حدّ امکان این «منازعات» را کاهش دهد. معیارهای مورد نظر آقای رازی براساس تئوری دوجهان جنگ سرد است یعنی انگار هر حکومتی که معیارهای حکومتهای سرمایه داری غربی را نداشته باشد جزو کشورهای کمپرادور نیست وپس سرمایه داری نیست وچون سرمایه داری نیست اصولا مشکلی ندارد وبعد نتیجه می‌گیرد اخیرا در پی سازش ایران با آمریکا دارد به کشور سرمایه داری تبدیل می‌شود می‌شود با آن مبارزه کرد اما موانعی در این بین می‌بیند.
آقای رازی در ادامه اذعان می‌دارند: اپوزیسیون چپ، به علت نداشتن یک استراتژی انقلابی در راستای تدارک انقلاب سوسیالیستی، و تاکتیک‌های صحیح مبارزاتی، هرگز در مقام تدارک سرنگونی دولت سرمایه داری قرار نگرفت. درست بر عکس، طبقۀ کارگر ایران به علت کجروی‌ها و فرقه گرایی‌های اپوزیسیون چپ اعتماد خود را از احزاب موجود از دست داده، و به بدیل‌های دیگری از جمله گرایش‌های رفرمیستی، سندیکالیستی، و شبه آنارشیستی روی آورده است……… تنها با بازنگری پایه‌ای و بروز اعتقادات مارکسیستی، ‌ و پیوند از نزدیک با پیشروان کارگری در راستای ساختن حزب پیشتاز انقلابی است که اپوزیسیون چپ قادر به تدارک انقلاب سوسیالیستی در آینده خواهد شد.

جناب رازی که تفکرات چپ تروتسکیستی را نمایندگی می‌کند سعی می‌کند نقشی که امثال جریان ایشان درشکل گیری و استحکام این رژیم داشتند کم رنگ نشان بدهد ودرحالی که خودرا از استالینیسم تبرئه می‌کند تنها را ه برون رفت را ساختن حزب پیشتاز انقلابی لابد به رهبری ایشان والهامات تروتسکی می‌داند وازجمله موانع عدم تشکیل چنین حزبی را وجود گرایشان شبه آنارشیستی بر می‌شمارد. این موضوع به این نگرانی بر می‌گردد که در جنبش اعتراضی وکارگری هرجا که بر علیه سلطه حزب گرایی موضعی گرفته می‌شود ویابه خود رهایی وخود جوشی مبارزات علیه دیکتاتوری تاکید می‌شود مهر آنارشیستی می‌خورد وجدای از نگرش کوته نظرانه وبلشویکی به جریان آنارشیسم این را می‌رساند که صرف ضدیت با سرمایه داری که پایه فکری هر آنارشسیتی است نباید ما را دچار این اشتباه کند که جریان چپ با ما هم داستان است بلکه تاریخ نشان داده است که چپ‌ها در موضع قدرت هیچ فرقی با سایر جناحهای بورژوازی ندارند از آنجاییکه همه دغدغه آن‌ها رسیدن به قدرت است وبلعکس هم وغم آنارشیست‌ها در نابودی وشکستن قدرت.

رامبد بهاری

دوشنبه، ۲۱ بهمن ۱۳۹۲

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است