ميل به فريب خوردن در آدمی سرکوب ناشدنی است- نيچه

اراده معطوف به آزمون و خطا

نقش روشنفکر در جامعه تحت تسلط اقتدار ، ماهیتی چندگانه دارد! بخشی به اقتدار موجود معترضد با بنیاد اقتدار ، مخالفتی ندارند. بدیل اقتدار موجود را در اقتداری دیگر ارزیابی می کنند. بخش دیگر در حوزه معرفت معنائی صرفا صوری از اقتدار دارند که فقط طرد و نفی در آن آشکارتر است . بخش اندکی بنیان خردگرائی را در برابر اقتدار نهاده ، به حقایق تاریخی بدان گونه که از گذشته و تجربه برخاسته اند ، هرگونه اقتداری را کتمان می کنند. در چنین برداشتی نقش خرد بر بنیان نظریه و رفتار شایسته برجسته و راه و روش ستیز را انتخاب خواهند کرد! اما این ستیز – در جوامعی که اقتدار و اراده معطوف به قدرت مطلق (حتی در اپوزیسیون ) مشاهده میشود – اصحاب تفکرو خرد و ملاک شناسائی آنان ، پیروی از نو آوری و گریز از تفکر متحجر و خشونت است…”

مقاله در جستجوی پاسخی است تاریخی که چگونه ذهن مخرب برای تداعی ” معرفت ” خویش از محدوده تفکر خویش خارج میشود تا جهان خالی و بی مصرف خویش را توجیه کند. این ذهن بیمار که می تواند آغشته به انواع و اقسام انگاره های گوناگون باشد، بیشتر از آنکه به تحلیل ایده و یا ایدئولوژی خویش بپردازد. غرق در تفکر تسلط بر دیگران و تسخیر اذهان در راستای ” رهبری ” خویش است. ذهن مخرب زمانی به کچ بینی تا مرحله پارانوئید سیاسی – اجتماعی میرسد که بیشتر- در مردان – دوران یائسگی فرا رسیده و خواهش های جنسی بی پاسخ می ماند.

قلمروی محدود و بسته تفکر پرخاشجو در صدد توجیه خردمندانه وحشتی است که وجودش را آزار میدهد. ذهن خویش را مملو از قضایائی کرده است که از تنظیم آن ، عاجز است . در جستجوی تفکر مثبت بر حقانیت اندیشه خویش ، اسلوب و روش های تفکر خویش را به مرحله انتخاب خودفریبی ، خودبزرگ بینی و پرخاشجوئی سوق داده است . فرمولی بر واقعیت موجود نمی شناسد . جنبه های متضاد در شناخت از جامعه را در انتخاب سوءتعبیر وسوءظن تلقی می کند. چون مشی تفکر خویش را در تضاد با جامعه جوانی که سوق به تغییر و تحول دارد ؛ می بیند. با فریب خویش ، خود را برای جنگی که شکست در آن از قبل پیش بینی شده ؛ آماده کرده است.
این تفکر تسلطی بر واقعیت ندارد ، منطق و شناخت آن از یک جامعه جوان ، تجربه ای است ناقص و خام . مناسبات منطقی را قربانی تفکری کرده است که تعدیل آن حتی از دست روانشناسان خارج و راه خویش را در جامعه امروز ما ادامه میدهد ! رنجور از مبانی خرد سازنده و آزاد ، خود را آماده نبردی ویرانگر کرده است و به شکلی سنتی کشمکش ها و تضاد های درونی خویش را گسترش میدهد تا خویشتن خویش را در هنگام فاجعه تعریف کند. در جستجوی “حقانیتی” است که پاسخ مساعد آن در اعلام جنگ علیه همه ، معنی می یابد! از آنجا که پدیده های نو را لمس نکرده و تنها از آنان در انتزاعی خاموش چیزهائی شنیده است قادر به درک آن نمی تواند باشد.
 اراده معطوف به قدرت و ادعای رهبری ودعوی برتری ( چه در تشکل کوچک و چه بزرگ ) ، ناچارا به ستیز با دیگران می انجامد ! تنها ذهن مخرب به تنظیم فاجعه برنامه ریزی شده می اندیشد. در جامعه امروز کشور، ما شاهد نشانه هائی از این ذهن مخرب هستیم که بر بنیان ویرانگری کل جامعه روشنفکری اصرار دارد. با پیوندی جدا ناپذیر از خرد بدوی ، مصرانه به افکار خویش می نازد. با اراده خود که حاصل تجربه ناتوانی و منفی است ، به ترسیم جهانی می پردازد که خود را در راس آن می بیند. سراسیمه از جدا افتادن از دنیای تخیلی خویش، وحشتی وصف ناپذیر دارد. نیازی را جز نیاز خویش به رسمیت نمی شناسد. چون جوابی برای تضاد بنیان تفکر خویش با جامعه جوان را نیافته است. به پرخاشگری و انتقاد بی معنی از دیگران روی آورده است.
این طرز تلقی از تفکر غالب بر بخشی از روشنفکران مدعی کشور ما ( ساکن داخل و خارج) آگاهانه می کوشند جهانی را که پیوسته در معرض نیستی است ، در برابر افراد جامعه نشان دهند . دیگرانی که دیگر می اندیشند ضرورتا دشمنانند! . جهانی را در رویای خویش متصورند که تماما کمر به نابودی ما بسته اند. تصویری از صورتک هائی به نمایش می گذارند که حاصل ویرانگری فکری خویش هستند ! بانیان این تفکر نمی خواهند بدانند که تداوم تفکر ویرانگری و انتخاب آن در شکل واقعیت ، سرانجامی جزاستثمار واقعیت نیست! میخواهند با پرخاش و توهین و زدن اتهام ، ثابت کنند تنها آنانند که راه و رسم حقیقت و واقعیت را همزمان با هم دانسته و به یاری جهان خرد و راستی، شتافته اند!
اراده تمامیت خواه ( توتالیتاریسم) همه چیز را طالب است ! چون مدعی رسیدن و یافتن به کل حقیقت و واقعیت است ! فرایند تاریخی خویش را نیز میشناسد . مرگ خویش را روزشماری می کند! پیوسته معانی خطر و تهدید را تجربه کرده است ، لذا میکوشد کل جامعه را با سرنوشت خویش پیوند داده و جامعه (خصوصا جوان ) را به کام مرگ و نابودی کشاند!
از آنجا که میدانیم زندگانی متناسب ، ارزش آزاد شدن از قید و بند هائی است که به ناچار باید تفکر تام گرائی را دور زند و پنجه به پنجه آن نهد! زندگی در سیطره تفکر تمامیت خواه ، تا به حال نتوانسته ( ربع قرن گذشته ) است خود را معنی کند! نشاط بودن را لمس کند ، چون دست از کوشش مبتنی بر آزادی شسته است . در تقابل ذهن مخرب ، تفکر سازنده و مثبت به انسان های زمان خود ، محتاج است که گذشتگان را تجربه می پندارند نه روشنگر اندیشه موجود!
آزادی اندیشه و گفتار، فضیلت هائی است فرای ایدئولوژی های اقتدارمنش . در جامعه ما که تحت تسلط تفکرتمامیت طلبی آغشته به ارعاب و خشونت گردیده، طبیعی است که بیشترین اوقات انسان ها مصروف نیازمندی های حیاتی میشود! رفتار های اجتماعی آنان نشانه هائی از بردگی بخود می گیرد ! انکار واقعیت ، بی توجهی به اصول مسلط ، معیار دوگانه گفتار و کردار، آنان را از جستجوی حقیقت محروم ساخته است!
نقش روشنفکر در جامعه تحت تسلط اقتدار ، ماهیتی چندگانه دارد! بخشی به اقتدار موجود معترضد با بنیاد اقتدار ، مخالفتی ندارند. بدیل اقتدار موجود را در اقتداری دیگر ارزیابی می کنند. بخش دیگر در حوزه معرفت معنائی صرفا صوری از اقتدار دارند که فقط طرد و نفی در آن آشکارتر است . بخش اندکی بنیان خردگرائی را در برابر اقتدار نهاده ، به حقایق تاریخی بدان گونه که از گذشته و تجربه برخاسته اند ، هرگونه اقتداری را کتمان می کنند. در چنین برداشتی نقش خرد بر بنیان نظریه و رفتار شایسته برجسته و راه و روش ستیز را انتخاب خواهند کرد! اما این ستیز – در جوامعی که اقتدار و اراده معطوف به قدرت مطلق (حتی در اپوزیسیون ) مشاهده میشود – اصحاب تفکرو خرد و ملاک شناسائی آنان ، پیروی از نو آوری و گریز از تفکر متحجر و خشونت است!
مدعیان با داشتن تضاد در گفتار و کردار ، از نوآوری و نیروی جوان سخن میرانند اما در حاشیه به دشمنی و ستیز با آنان می پردازند زیرا بخوبی می دانند که زمانشان بسر رسیده است و باید جا خالی کنند! در مقابل این دشمنی آشکار که نیروی جوان را تنها وسیله می پندارند. نیروهای جوان یعنی خردمندان عصر تکنولوژی با اصحاب تفکر عصر ماقبل تکنولوژی و با داشتن روانشناسی اجتماع قبل از فروید نیز، وارد مباحثی شده اند که شاید جوابگوی عصر نوین و پیروی از خرد باشد! با آنکه می دانند راه بجائی نخواهند برد!
در جامعه ما قوانین و نظامات اقتصادی ، سیاست ، بازاریابی ، بهره گیری از تکنولوژی و… گرفتار مبانی انگاره های دینی و سنتی است که این انگاره ها سیاست روز را نیز تعیین می کند! قدرت طلبی بانیان این تفکر در بهره گیری و تسلط بر انسان ها به مرز بردگی مردم نزدیک شده است ! برای مدعیان ” خردگرا ” و هوادار مدرنیته درگفتار نیز ، چون اصل خرد هنوز تعریف نشده است و جوابی منطقی برای گذار از این روند وجود ندارد – چون از منظومه نظام معطوف به اراه اقتدار ، خارج نشده اند- سراسیمگی تا مرز جنون به نقطه اوج خویش رسیده است!
عقیده ای تبلیغ میشود که آزادی انسان را در زندگی آمیخته به کار و کوشش و قناعت و پیروی از انگاره های سنت و مذهب می بیند! در روزگار ما آیا برای حصول به این مفاهیم ، توده توان آن را خواهد داشت که پاسخگوی این مقصود باشد!؟ در جامعه ما که پیشینه گذار تاریخی ـ اجتماعی همزمان ( حتی با کمی تاخیر) با جوامع صنعتی ، رشد و رویداد شگرفی در این راستا نداشته است ! نیاز مردمان ، متاثر از نیازی صرفا فلسفی و شناخت نیست! باوجود اینکه تکنولوژی به نیاز روز تبدیل گشته اما هدفی را دنبال نمی کند! خواهشی است تنها برای رفاه نه توسعه سیاسی کشور! و اینرا بخوبی نیز می دانیم که این نیاز تا چه حد در پرواز اندیشه می تواند موثر باشد.
در جوامع توسعه یافته صنعتی ( بوسیله همین صنعت ) تغییرات ناشی از آن ، باعث شده است که در فلسفه ، ادبیات ، رواشناسی جامعه ، روابط اجتماعی مردمان ، در اندیشه و تفکر و عمل – آنان را به جامعه نوین تبدیل کرده است-  بوجود آمده است ! مقایسه این جوامع با جامعه ما در سایه اجرای انگاره های متاثر از سنن و مذهب و اشتیاق بی حد متفکران ( چه چپ و چه راست…) به اراده معطوف به اقتدار است. لذا مشکلات لاینحل (نیمه کاره) در تنگنا غلطیده است و جوابی برای آن داده نمی شود!
متفکران انگاره های سنن و مذهب با تفکر عشیرتی ماقبل حتی فئودالیسم ( در اروپا ) به حقیقت نیاز و پذیرش ( نیاز مردمی) زمان خویش ، توجه دارند- خصوصا در مورد تفکر نظامی گری و سروری –  اما از همآهنگی و سازگاری آن عاجزند! خویشتن خویش را در ابهامی فرو برده اند که ناشی از اتخاذ اندیشه تحجر و پرخاش است! تفهیم ، الزام و تعهدی در کارآنان نیست چون شرایط ( حتی مقدماتی ) و خواست های واقعی جامعه ، با یک نوع عدم توازن روبرو گشته است ! از آنجا که مدیریت ها تطابقی با تفکر مدرن ندارد و همسو با تکنولوژی امروز نیست ، لذا به نابسامانی های عمومی،  کمک قابل توجهی کرده است.
 انقلاب صنعتی و با فاصله چند دهه انقلاب الکترونیک بعد از آن ! بخش عمده ای از جوامع بشری را که این مراحل را پشت سر نداشتند با مشکلات روبرو ساخت ! تعدادی از این جوامع محتوای آزادی خویش را با خواهش جدید ( انقلاب الکترونیک ) تا اندازه ای مطابقت دادند و تفاوت آشکار را به حداقل رساندند! مسئولیت ها برای حصول شرایط جدید ، فعال شد! انتقال این نیاز و یا خواهش نوین نیاز مردم ، در دستور کار و سیاست روز جای داده شده است! هر گونه دگرگونی در کیفیت امور در رابطه با آن ، مورد نظر قرار گرفت. در کشور ما ذهن بیمار معطوف به قدرت نمی خواهد باور کند : پیشرفت و توسعه صنعتی ، انقلاب الکترونیک برای تفکر و حتی ارزش های اجتماعی ، جایگاه مناسب بوجود آورده است! اختیار و حقوق انسان از قبل بیشتر مورد توجه قرار گرفت .انگاره های حتی دینی قدرت قانونی و اجرائی نداشته و در زمینه معنویات فعال است ! اختیار ، حقوق و تامین آزادی فرد، در انگاره های سنن و مذهب جلوه گر نیست ! لذا وضع ثابتی در جوامع مدرن کمتر مشاهده میشود و ذهنیات به دگرگونی عادت کرده اند! سازمان های اجتماعی ( احزاب… سندیکا ها…. تشکل ها….) نیز بر اساس نیازمندی های که تکنولوژی  پیشرفته در دنیای مجازی  بوجود آورده است؛ فعالیت می کنند!
جامعه ما با تفاوت های عمیق با این جوامع ، نیازمندی های تکنولوژی توسط مردم ، مورد قبول قرار گرفته وبه خواست های واقعی جامعه تبدیل شده اند ، اما نظام حاکم با شک و سؤظن بدان برخورد می کند! برخورد آنان هم به دلیل اساس تکنولوژی نیست بلکه تنفر از فرهنگ آن معنی یافته است ! و این تنفر به عنوان یکی از مشکلات عمده ، جامعه ما را به خود دلمشغول کرده است. بدین علت (( علل )) است که مدعیان سیاسی – اجتماعی ، تفاسیر مختلف از آزادی و آزاد اندیشی داشته و حتی در انگاره های مذهبی نیز تفاسیر گوناگون حاکم بر اندیشه می باشد. بدین منظور است که نسخه های رقابت تجاری و سیاسی ، انفجارهائی بوجود آورده که اقتصاد و سیاست کشور با آن روبرو است . تفاوت های صوری و ذهنی مسئولان با پدیده تکنولوژی وترس از فرهنگ ناشی از آن ، طوری ترسیم یافته که پاسخ مناسب به آن در سرکوب نسل های جوان معنی یافته است.
ادامه چنین وضعی ( حتی در جامعه ما که عمر تفکر استبداد کهن است ) خواه به طور طبیعی و خواه بر اثر تحولات بسیار سریع جهانی و خصوصا در مورد تکنولوژی ، نمی تواند پایدار بماند! مظاهر فرهنگی کهن باید جوابگوی فن و صنعت  و تکنولوژی امروز باشد! تحول اساسی ، حکم میراند که در سرعت ماشینی کردن ابزار تولید ، اقدام شود! ( حتی در بخش تولید کشاورزی) ارزش ها ، مقولات فلسفی ، سیاست ، عادات ملی و رسوم کهن قادر نخواهد بود از این جنبش تاریخی ( تکنولوژی ) دست نخورده بیرون آیند!
جوامعی با داشتن نظام های ابتدائی و وحشت که از زیر فشار این جنبش شانه خالی می کنند ، یکی پس از دیگری ، تسلیم این جنبش خواهند شد! تعبیر توسعه و انقلاب ، در راستای تحقق توسعه و پیشرفت معنی یافته است . راه بازگشتی نیست . جامعه ما ضمن گرایش به تکنولوژی و بهره گیری از آن ، نه تنها از خود مقاومت نشان نمی دهد. ضرورت آن را هم نمی بیند! مشکل وجود نظام وحشت و روشنفکران با ارداه معطوف به تسلط و قدرت است که مغروق انگاره های خویش ، اسیر فرهنگ و اخلاق دوگانه و متضاد و با داشتن روانشناسی قبل از فروید می باشند!
هجوم کمپیوتر ، استفاده از ماهواره ، ارتباطات مدرن الکترونیکی ، مجالی برای فرضیه های ذهنی باقی نمی گذارد! این پیشرفت در خدمت آزادی های فردی رشد و نمو کرده است (مثبت و منفی بودن آن مورد بحث نیست ). به واقعیتی تبدیل شده است که شیوه و روش پرخاشگری و ممنوعیت ، توان تقابل با آن را ندارد! فعالیت های سرکوب کننده نظام های مسلح به انگاره های دینی و فلسفی ، هیچگونه راه فراری نخواهند داشت ! تمدن امروز مجالی برای محاسبات و جهان بینی تفکر کهن را ندارد! نه در عرصه تفکر و نه در میدان های ورزشی!
در خاتمه باید بدان اشاره شود : تا زمانی که روشنفکران شرقی خود را از چنگال این مفاهیم و انگاره های تمامیت طلبی ، خودفریبی ، برتری طلبی و خودبزرگ بینی …رها نکنند. در دایره افسون باقی خواهیم ماند. مطلب را با گفتاری ازاریش فروم به اتمام میرسانم اما این مبحث ادامه خواهد داشت.” … مایلم تأکید کنم که هدف انسان باید این باشد که به مرجع اقتدار خود تبدیل گردد؛ یعنی اینکه در مسائل اخلاقی دارای وجدان ، در مسائل فکری دارای اعتقاد و در مسائل احساسی دارای صداقت باشد. اما انسان تنها زمانی می تواند صاحب این اقتدار درونی گردد که به اندازه ی کافی بالغ باشد تا جهان را با خرد و عشق دریابد. رشد دادن این ویژگیها، شالوده اقتدار شخصی و از طریق آن، بنیانی برای دمکراسی سیاسی است…” .

فرشید یاسائی

——————————————————————————————————————————————————————————————————–

آدرس و اسامی صفحات مرتبط با مجموعه عصر آنارشیسم


poql8j0h
 

۱- سایت عصر آنارشیسم

http://asranarshism.com

 

آدرس و اسامی صفحات ما در فیسبوک

 

۲- فیسبوک عصر آنارشیسم

https://www.facebook.com/asranarshism

 

۳- فیسبوک بلوک سیاه ایران

https://www.facebook.com/iranblackbloc

 

۴ – فیسبوک آنارشیستهای همراه روژاوا و باکورAnarchists in solidarity with the Rojava

https://www.facebook.com/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1-Anarchists-in-solidarity-with-the-Rojava-434646579975914

 

۵- فیسبوک دفاع از زندانیان و اعدامیان غیر سیاسی

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

 

۶ – فیسبوک کارگران آنارشیست ایران

https://www.facebook.com/irananarchistlabors

 

۷- فیسبوک کتابخانه آنارشیستی

https://www.facebook.com/anarchistlibraryfa

 

۸ – فیسبوک آنارشیستهای همراه بلوچستان

https://www.facebook.com/anarchistinsupportbaluchistan

 

۹ – فیسبوک  هنرمندان آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchistartistss

 

۱۰ – فیسبوک دانشجویا ن آنارشیست

https://www.facebook.com/anarchiststudents

 

۱۱ – فیسبوک شاهین شهر پلیتیک

https://www.facebook.com/shahre.shahin

 

۱۲ – فیسبوک آنتی فاشیست

https://www.facebook.com/ShahinShahrPolitik

 

۱۳- عصر آنارشیسم در تلگرام

 

۱۴- عصر آنارشیسم در اینستاگرام

 

۱۵- عصر آنارشیسم در توئیتر

https://twitter.com/asranarshism

 

۱۶ – بالاچه عصر آنارشیسم در بالاترین

https://www.balatarin.com/b/anarchismera

 

آدرس تماس با ما

به اشتراک بگذارید Twitter Google+ Facebook Email بالاترین
برداشت از مطالب این وب سایت آزاد است